زمستان در اوج است. بادهای سرد از شمال میوزند و زمین زیر پوششی سفید آرام گرفته است. در چنین زمانی از سال، زمانی که شبها طولانیترین و روزها کوتاهترین هستند، نیاکان ما نه در انتظار بهار، که در دل تاریکی به جستجوی نور میرفتند. این داستان جشنی است که نه در آغاز زمستان، نه در پایان آن، بلکه دقیقاً در میانهٔ آن برگزار میشد؛ آیینی به نام “جشن میانه زمستان” که در تقویم کهن ایرانیان جایگاه ویژهای داشت.

تاریخ جشن میانه زمستان
| تاریخ خورشیدی | 1404/11/15 چهارشنبه، 15 بهمن 1404 |
|---|---|
| تاریخ میلادی | 2026-02-04 Wednesday – February 04, 2026 |
| تاریخ قمری | ١٤٤٧/٠٨/١٥ الأربعاء – ١٥ شعبان ١٤٤٧ |
تقویم کهن و نقطهٔ طلایی زمستان
گاهشماری ایرانی: هنر تقسیم زمان
ایرانیان باستان گاهشماری دقیق و پیچیدهای داشتند که بر اساس حرکت خورشید و تجربهٔ زیستی هزاران ساله شکل گرفته بود. در این تقویم، هر ماه 30 روز داشت و هر روز نام ویژهای به خود گرفته بود. اما آنچه جالب توجه است، تقسیمبندی فصول به بخشهای کوچکتر بود.
ابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم» مینویسد:
“ایرانیان زمستان را به دو بخش بزرگ تقسیم میکردند: چلهٔ بزرگ و چلهٔ کوچک. میانهٔ زمستان نقطهای بود که این دو بخش از یکدیگر جدا میشدند.”
محاسبات نجومی و جایگاه ۱۵ بهمن
بر اساس محاسبات نجومی، ۱۵ بهمن دقیقاً میانهٔ فصل زمستان از لحاظ نجومی است. اگر زمستان را از اول دی تا پایان اسفند در نظر بگیریم، نقطهٔ میانی آن در حدود ۱۵ بهمن قرار میگیرد. این تاریخ نه بر اساس تقویمهای امروزی، که بر اساس درک عمیق نیاکان ما از چرخههای طبیعی تعیین شده بود.
ریشهها و فلسفهٔ جشن
در جستجوی تعادل: نور در اوج تاریکی
فلسفهٔ جشن میانهٔ زمستان را باید در نگرش فلسفی ایرانیان باستان جستجو کرد. آیینهای ایرانی همواره بر پایهٔ دوگانههای متعادل استوار بودهاند: روشنی و تاریکی، گرمی و سردی، زندگی و مرگ. این جشن نماد پیروزی نمادین نور بر تاریکی در سردترین روزهای سال بود.
آتش: نماد زندهٔ زندگی
در آیینهای ایرانی، آتش تنها برای گرم کردن نبود. آتش نماد پاکی، روشنایی، زندگی و ارتباط با عالم بالا بود. در میانهٔ زمستان، هنگامی که سرمای طبیعت به اوج خود میرسید، افروختن آتشهای بزرگ نمادی از مقاومت زندگی در برابر نیستی بود.
دکتر ژاله آموزگار، اسطورهشناس برجسته، در این باره میگوید:
“آتش در فرهنگ ایرانی همیشه نقش دوگانه داشته: هم مادی و هم معنوی. در جشن میانهٔ زمستان، این دو وجه در هم میآمیزند تا امید را در دل تاریکترین شبها زنده نگه دارند.”
آیینهای فراموش شده
آمادهسازی: از چند روز پیش
آیینهای جشن میانهٔ زمستان از چند روز پیش آغاز میشد. مردم هیزمهای خشک و خوشسوخت جمعآوری میکردند. این هیزمها معمولاً از درختان مقدسی مانند سرو و مورد تهیه میشد که بوی خوش آنها هنگام سوختن، فضای ویژهای ایجاد میکرد.
شب جشن: آیینهای آتش
در شب پانزدهم بهمن، مردم در مکانهای باز جمع میشدند. آتش بزرگی برافروخته میشد و مراسم با خواندن سرودهای کهن آغاز میگردید. این سرودها معمولاً در ستایش ایزد مهر (میترا) و ایزد آتش (آذر) بودند.
پریدن از روی آتش: نماد گذر از سختی
یکی از آیینهای جالب توجه، پریدن از روی آتش بود. این کار نه به صورت بیاحتیاطی، که به صورت نمادین انجام میشد. افراد از روی شعلههای کوچک میپریدند و با این کار، گذر از سختیهای نیمهٔ اول زمستان و ورود به نیمهٔ دوم را جشن میگرفتند.
غذاهای ویژه: گرمابخش جان و تن
غذاهای این جشن ویژگیهای خاصی داشتند:
- آشهای گرم: مانند آش جو، آش گوشت
- نانهای ویژه: پخته شده با آرد گندم و دانههای روغنی
- شیرینیهای عسلی: نماد شیرینی زندگی حتی در سردترین روزها
جشن میانهٔ زمستان در نقاط مختلف ایران
آذربایجان: گردهمایی در دامنهٔ کوهها
در آذربایجان، این جشن با نام “کوله چیلله” شناخته میشد. مردم بر دامنهٔ کوهها جمع میشدند و آتشهایی روشن میکردند که از دوردستها دیده میشد.
کردستان: رقص و موسیقی در برابر آتش
در مناطق کردنشین، این جشن با رقصهای دایرهوار به دور آتش همراه بود. هر رقصنده شعلهای کوچک در دست داشت و این شعلهها با حرکت دایرهوار، حلقهای از نور را در تاریکی شب ایجاد میکردند.
خراسان: آیینهای مشترک با طبیعت
در خراسان، آیینهایی برای حفظ درختان میوه از سرمای شدید انجام میگرفت. مردم با بستن پارچههای رنگی به شاخهها، نمادین از آنها در برابر سرمای باقیماندهٔ زمستان محافظت میکردند.
مازندران: ارتباط با دریا
در مناطق ساحلی خزر، آیینهایی برای تقدیر از نعمتهای دریا انجام میگرفت. ماهیگیران بهترین صیدهای خود را در این شب تقسیم میکردند و برای فصل بهار و صیدهای بهتر دعا میخواندند.
چرا این جشن کمرنگ شد؟
تغییر تقویم و از دست دادن زمانبندی
یکی از دلایل اصلی کمرنگ شدن این جشن، تغییر تقویم در طول تاریخ بود. با تغییراتی که در گاهشماری ایرانی رخ داد، بسیاری از تاریخهای مرتبط با پدیدههای نجومی جابجا شدند و ارتباط مستقیم با رویدادهای طبیعی کمرنگ شد.
ادغام با جشنهای دیگر
برخی از آیینهای جشن میانهٔ زمستان به تدریج در جشن سده (دهم بهمن) ادغام شدند. جشن سده که آتشافروزی بزرگتری دارد، بخشی از توجهات را به خود جلب کرد.
زندگی شهری و گسست از طبیعت
شهرنشینی و زندگی مدرن، ارتباط انسان با چرخههای طبیعی را کمرنگ کرده است. امروزه کمتر کسی از نقطهٔ دقیق میانهٔ زمستان آگاهی دارد یا تغییرات ظریف طبیعت در این زمان را احساس میکند.
بازآفرینی جشن در دنیای امروز
ضرورت احیای آیینهای کهن
در دنیای پراسترس امروز، آیینهایی مانند جشن میانهٔ زمستان میتوانند فرصتی برای توقف و تأمل باشند. این جشنها به ما یادآوری میکنند که بخشی از چرخههای بزرگ طبیعی هستیم.
پیشنهادهایی برای احیای مدرن
۱. گردهماییهای کوچک خانوادگی: در شب ۱۵ بهمن، خانوادهها میتوانند دور هم جمع شوند و داستانهایی از زمستانهای گذشته تعریف کنند.
۲. آتشهای ایمن: به جای آتشهای بزرگ، میتوان از شمعهای متعدد استفاده کرد و حلقهای از نور ایجاد نمود.
۳. غذاهای نمادین: پختن غذاهای گرم و تقسیم آن با همسایگان و نیازمندان.
۴. کاشت نمادین: کاشت دانه یا نهال کوچک به عنوان نماد زندگی و امید به آینده.
ارتباط با توسعه پایدار
جشن میانهٔ زمستان میتواند نمادی از توسعهٔ پایدار باشد. این جشن به ما یادآوری میکند که چگونه نیاکان ما در تعادل با طبیعت زندگی میکردند و چگونه میتوانیم از سرمای زمستان بدون آسیب زدن به محیط زیست گذر کنیم.
نتیجهگیری: نور همیشگی در قلب تاریکی
جشن میانهٔ زمستان داستان مقاومت نور در برابر تاریکی است. داستانی که هر سال در قلب زمستان تکرار میشود، نه بر صفحههای تاریخ، که در چرخهٔ همیشگی طبیعت. این جشن به ما یادآوری میکند که امید، مانند آتش، حتی کوچک که باشد میتواند تاریکی را بشکافد.
در دنیای امروز که با چالشهای مختلفی روبرو هستیم، شاید به چنین آیینهایی بیشتر نیاز داشته باشیم. آیینهایی که به ما یادآوری کنند پس از هر تاریکی، روشنایی است و پس از هر سرمایی، گرما.
شب ۱۵ بهمن فرصتی است تا برای دقایقی چراغها را کم کنیم، شمعی بیافروزیم و به یاد بیاوریم که در میانهٔ هر سختی، نقطهای برای جشن گرفتن وجود دارد. جشنی نه برای پایان یافتن زمستان، که برای بودن در قلب آن و زنده نگه داشتن نور زندگی.