شاپور اول کیست؟ بررسی کامل زندگینامه و فتوحات دومین پادشاه ساسانی

تصور کنید سال ۶۳۸ میلادی (۱۷ هجری شمسی) است. در میان ویرانه‌های شهری باشکوه در دل فارس، هنوز سنگ‌نگاره‌ای عظیم روی صخره‌های نقش رستم دیده می‌شود: پادشاهی سوار بر اسب، با تاجی درخشان بر سر، و در مقابلش یک امپراتور روم که زانو زده است. این تصویر، خلاصه‌ای از یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های نظامی تاریخ ایران است.

شاپور اول، دومین شاهنشاه ساسانی، مردی بود که در دوران فرمانروایی‌اش از ۲۴۰ تا ۲۷۲ میلادی (۲۱۹ تا ۲۵۱ هجری شمسی) نه‌تنها مرزهای ایران را به شکلی بی‌سابقه گسترش داد، بلکه برای اولین بار در تاریخ روم باستان، یک امپراتور رومی را اسیر کرد. این دستاورد آنچنان تکان‌دهنده بود که مورخان رومی آن را یکی از تحقیرآمیزترین لحظه‌های تاریخ روم می‌دانند.

اما شاپور اول فقط یک فاتح نبود. او یک معمار دولت، یک حامی فرهنگ و دین، و یک سیاستمدار زیرک بود که می‌دانست چگونه از میراث پدرش، اردشیر اول، برای ساختن امپراتوری‌ای باشکوه‌تر استفاده کند.

فهرست مطالب

مشخصات فردی شاپور اول

  • نام کامل: شاپور یکم ساسانی
  • نام در پارسی میانه: Šābuhr
  • معنی نام: پسر شاه
  • زادروز: اوایل قرن سوم میلادی (تاریخ دقیق مشخص نیست)
  • محل تولد: احتمالاً استان فارس (پارس)
  • درگذشت: اردیبهشت ۲۷۰ میلادی
  • محل درگذشت: بیشاپور
  • پدر: اردشیر اول (بنیان‌گذار سلسله ساسانی)
  • سلسله: ساسانیان
  • عنوان رسمی: شاهنشاه ایران و انیران
  • دوره حکومت مستقل: ۲۴۲ تا ۲۷۰ میلادی
  • دوره هم‌حکومتی با پدر: حدود ۲۴۰ تا ۲۴۲ میلادی
  • دین رسمی: زرتشتی
  • سیاست مذهبی: تسامح دینی (حمایت از مانی، مدارای مذهبی با یهودیان و مسیحیان)
  • ویژگی‌های شخصیتی در منابع تاریخی: شجاع، سیاستمدار، خردمند، واقع‌گرا
  • شهرت تاریخی: نخستین پادشاهی که یک امپراتور روم را اسیر کرد (والریانوس)
  • فرزندان مشهور: هرمزد اول، بهرام اول، نرسه
  • پایتخت‌های مهم دوره او: تیسفون، بیشاپور، گندی‌شاپور

شاپور اول کیست؟ زندگی‌نامه و خاستگاه خانوادگی

شاپور اول (به پارسی میانه: Šābuhr) فرزند اردشیر اول، بنیانگذار سلسله ساسانی بود. نام «شاپور» در زبان فارسی کهن از ترکیب «خشایثیه‌پوثره» به معنای «پسر شاه» گرفته شده و احتمالاً در ابتدا یک لقب بوده که بعداً به نام تبدیل شده است.

خاندان ساسانی ریشه در منطقه فارس (پارس) در جنوب‌غربی ایران داشت، همان جایی که زادگاه هخامنشیان بود. اردشیر اول با شکست دادن اشکانیان در ۲۲۴ میلادی (۳ هجری شمسی) سلسله جدیدی بنا نهاد که ادامه‌دهنده افتخارات ایران باستان بود.

پیش از یک مجمع بزرگ از بزرگان و اشراف، اردشیر اول درباره فرزندانش اظهار نظر کرد. به گزارش منابع تاریخی، او شاپور را «ملایم‌ترین، خردمندترین، شجاع‌ترین و شایسته‌ترین» فرزندانش دانست و او را به‌عنوان جانشین برگزید. این انتخاب درست بود؛ شاپور در همان دوران نوجوانی در کنار پدرش در نبردها شرکت می‌کرد و پیش از رسیدن به سلطنت، تجربه نظامی گسترده‌ای کسب کرده بود.

تاریخ دقیق تولد شاپور مشخص نیست، اما حدس زده می‌شود که در اوایل قرن سوم میلادی به دنیا آمده باشد. او احتمالاً از حدود ۲۴۰ میلادی به‌عنوان شریک پادشاهی پدرش فرمانروایی می‌کرد و پس از مرگ اردشیر در ۲۴۲ میلادی (۲۲۱ هجری شمسی)، تنها بر تخت نشست.

شاپور اول یکی از نیرومندترین فرمانروایان دوره ساسانی بود که با قدرت نظامی و تدبیر سیاسی خود جایگاه ایران را در جهان باستان تثبیت کرد. او پس از اردشیر بابکان بر تخت نشست و با شکست دادن دشمنان خارجی، به‌ویژه رومیان، اقتدار حکومت تازه‌تأسیس ساسانی را نشان داد. در تاریخ این سرزمین نام‌های درخشانی دیده می‌شود و وقتی از عظمت و شکوه سخن می‌گوییم، یاد پادشهان بزرگ ایران می‌افتیم که هر کدام در دوره‌ای حساس، نقش مهمی در حفظ قدرت و هویت ایران ایفا کردند. شاپور اول در میان آنان نماد صلابت، اعتمادبه‌نفس و اقتدار سیاسی به شمار می‌رود.

نقاشی دیجیتال واقع‌گرایانه از شاپور اول، شاه ساسانی، نشسته بر تختی باشکوه با تاجی زرین و پرآذین و ردایی مجلل. او شمشیری در دست دارد و با چهره‌ای مقتدر به روبه‌رو می‌نگرد. در پس‌زمینه، صحنه‌ای از نبرد با سربازان زره‌پوش و اسب‌سواران دیده می‌شود و معماری باستانی ایرانی با ستون‌ها و بنای سنگی در نور گرم غروب خورشید نمایان است. تصویر حال‌وهوایی حماسی و تاریخی دارد.

شاپور اول و سه جنگ بزرگ با روم؛ فاتح سه امپراتور

جنگ اول با روم: گردیانوس سوم و نبرد می‌شه

اولین رویارویی جدی شاپور با روم به دوران همکاری او با پدرش برمی‌گردد. اردشیر اول در اواخر عمرش جنگ با روم را از سر گرفته بود و شاپور نیز در این لشکرکشی‌ها شرکت داشت. قلعه‌های مهم نصیبین و کاره در بین‌النهرین به دست سپاه ایران افتاد.

در ۲۴۳ میلادی (۲۲۲ هجری شمسی)، سپاه روم به فرماندهی امپراتور جوان گردیانوس سوم در نبرد رساینا (Resaena) موفق شد شکستی به سپاه ایران وارد کند. اما این پیروزی چندان طول نکشید. در ۲۴۴ میلادی (۲۲۳ هجری شمسی) در نبرد می‌شه (Misiche)، شاپور حساب را پاک کرد. گردیانوس در این نبرد کشته شد —روایت‌های ایرانی و رومی در این مورد اختلاف دارند؛ منابع رومی می‌گویند او در اثر توطئه داخلی کشته شد— و جانشینش، فیلیپ عرب، مجبور شد قراردادی ذلت‌بار با شاپور امضا کند و غرامت سنگین بپردازد.

جنگ دوم: فتح انطاکیه و تاراج سوریه

در ۲۵۶ میلادی (۲۳۵ هجری شمسی)، شاپور از بی‌نظمی داخلی امپراتوری روم استفاده کرد و به غرب حمله برد. سپاه او تا اعماق سوریه پیش رفت و شهر بزرگ انطاکیه (Antioch) —یکی از ثروتمندترین شهرهای روم— را تسخیر و غارت کرد. گفته می‌شود شاپور این پیروزی را با حضور در تماشاخانه انطاکیه جشن گرفت. این حمله ضربه‌ای سنگین به افتخار روم بود.

جنگ سوم: اسارت والریانوس؛ بزرگ‌ترین پیروزی شاپور اول

در ۲۶۰ میلادی (۲۳۹ هجری شمسی)، شاپور دست به یکی از بزرگ‌ترین اقدامات نظامی تاریخ زد. در نبرد ادسا (Battle of Edessa، در ترکیه امروزی)، سپاه روم به فرماندهی شخص امپراتور والریانوس (Valerian) در محاصره کامل قرار گرفت. والریانوس خود برای مذاکره نزد شاپور آمد و دستگیر شد.

این رویداد تکان‌دهنده بود. برای اولین بار در تاریخ، یک امپراتور رومی به‌صورت زنده به اسارت دشمن درآمده بود. روم در شوک فرو رفت و این شکست به‌عنوان یکی از بدترین فجایع نظامی در تاریخ روم باستان ثبت شد.

همان‌طور که در سایت World History Encyclopedia نقل شده است:

“In the course of his wars with Rome, Shapur I proved himself a clever and unpredictable adversary. He held the distinction of being the first foreign ruler to capture a Roman emperor in battle.”

“در جریان جنگ‌هایش با روم، شاپور اول خود را به عنوان دشمنی باهوش و غیرقابل پیش‌بینی نشان داد. او این افتخار را داشت که اولین فرمانروای خارجی باشد که یک امپراتور رومی را در میدان نبرد اسیر کند”

والریانوس بقیه عمرش را در اسارت در ایران گذراند. یک داستان معروف می‌گوید شاپور او را به‌عنوان پله‌ای برای سوار شدن به اسب استفاده می‌کرد. اما شواهد سنگ‌نگاره‌ها نشان می‌دهند که والریانوس با احترام نسبی با او رفتار می‌شد؛ او در شهر بیشاپور زندگی می‌کرد و مهندسان رومی همراهش در پروژه‌های عمرانی شاپور کار می‌کردند.

نکته مهم تاریخی: شاپور در کتیبه خود بر کعبه زرتشت (نزدیک تخت جمشید) هر سه امپراتور را نام می‌برد: گردیانوس کشته شد، فیلیپ عرب شرمنده صلح کرد، و والریانوس اسیر شد. این کتیبه یکی از معتبرترین اسناد تاریخی دوران ساسانی است.

محدودیت‌های فتوحات شاپور؛ آنجا که پیروزی کامل نبود

یک تاریخ‌نگاری امانتدار باید هم موفقیت‌ها و هم محدودیت‌ها را بگوید. شاپور علی‌رغم پیروزی‌های چشمگیرش، با چالش‌های جدی نیز روبرو بود.

پس از اسارت والریانوس، اودینات پالمیرایی (Odaenathus)، فرمانده نظامی پالمیرا (شهر باستانی در سوریه) که متحد روم بود، حملاتی به سپاه ایران کرد و بخشی از مناطق تازه فتح‌شده را پس گرفت. این ضربات در بازه ۲۶۰ تا ۲۶۳ میلادی باعث شد شاپور به مرزهای اصلی عقب بنشیند.

همچنین اطلاعات درباره لشکرکشی‌های شاپور در شرق (کوشانیان، سغد، و آسیای مرکزی) بسیار ناقص است و برخی مورخان معتقدند که شاید ادعاهایش در کتیبه‌ها از واقعیت بزرگ‌تر باشد.

این واقعیت‌ها نشان می‌دهند که استراتژی شاپور بیشتر شامل غارت، تضعیف روم و انتقال جمعیت متخصص به ایران بود تا اشغال دائمی. این سیاست در نهایت برای ایران سودمندتر از اشغال مستقیم بود، چون مهندسان و متخصصان رومی دانش فنی‌شان را به کشور آوردند.

محدودیت‌های فتوحات شاپور نشان می‌دهد که با وجود پیروزی‌های بزرگ، او نتوانست همه سرزمین‌های فتح‌شده را برای همیشه حفظ کند و فشار دشمنان، او را به عقب‌نشینی‌های مقطعی واداشت. با این حال، سیاست او بر تضعیف روم و تقویت درون‌مرزی ایران استوار بود؛ رویکردی واقع‌بینانه که بیش از گسترش صرف قلمرو، به استحکام کشور می‌اندیشید. در تاریخ ایران نیز، همانند دوران کوروش کبیر، ماندگاری یک پادشاه تنها به وسعت فتوحاتش وابسته نیست، بلکه به شیوه حکمرانی و اثری است که بر آینده سرزمینش می‌گذارد.

شاپور اول؛ معمار شهرها و سازنده تمدن

یکی از جنبه‌های کمتر شناخته‌شده شاپور، نقش او به‌عنوان یک معمار و سازنده بزرگ است. او از اسرای رومی —که بسیاری از آنان مهندسان ماهر بودند— استفاده هوشمندانه‌ای کرد و با کمک آنان زیرساخت‌های عظیمی در ایران ساخت.

شهر بیشاپور؛ شهری به‌سبک رومی در قلب فارس

شاپور در سال ۲۶۶ میلادی (۲۴۵ هجری شمسی) دستور ساخت شهر بیشاپور را صادر کرد تا پیروزی‌اش بر روم را جاودانه کند. این شهر در ۱۵ کیلومتری غرب کازرون در استان فارس قرار دارد.

«بیشاپور» از دو بخش «بی» (به‌معنای بزرگ و شریف) و «شاپور» تشکیل شده؛ یعنی «شاپور بزرگ» یا «شهر شاپور».

این شهر بر اساس اصول شهرسازی یونانی-رومی (سیستم هیپودامیک) ساخته شد —با خیابان‌های موازی و متقاطع، دقیقاً شبیه یک اردوگاه رومی. معمار آن، آپاسا از حران، بود و اکثر سازندگان آن اسیران رومی بودند. این شهر در زمان خودش با بزرگترین شهرهای روم رقابت می‌کرد و جمعیتی بین ۵۰ تا ۸۰ هزار نفر داشت.

بیشاپور در ۱۶ شهریور ۱۳۱۰ هجری شمسی به‌عنوان یکی از اولین آثار ثبت‌شده در فهرست میراث ملی ایران با شماره ۲۴ ثبت شد و در ۹ تیر ۱۳۹۷ هجری شمسی در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت.

بند قیصر شوشتر؛ مهندسی آب‌رسانی که هنوز شگفتی‌ساز است

با استفاده از مهندسان اسیر رومی، شاپور در کنار گندی‌شاپور سدی عظیم ساخت که رودخانه کارون را مهار می‌کرد. این سد به «بند قیصر (Band-e Kaisar)» معروف شد؛ یعنی سد قیصر، که اشاره به منشأ سازندگانش دارد.

همان‌طور که در دانشنامه Britannica نقل شده است:

“The captives from Antioch were forced to build the city of Gondēshāpūr, later famous as a centre of learning. Using the same captives, who excelled the Persians in technical skill, he built the dam at Shūshtar known from that time as the Band-e Qeyṣar, Dam of Caesar.”

ترجمه: «اسیران انطاکیه مجبور به ساخت شهر گندی‌شاپور شدند که بعدها به‌عنوان مرکز علم معروف گشت. با استفاده از همان اسیران که در مهارت‌های فنی از ایرانیان پیشی داشتند، سدی در شوشتر ساخته شد که از آن پس به بند قیصر —سد قیصر— معروف شد.»

پل-سد شادروان شوشتر که هنوز هم پابرجاست، بخشی از همین مجموعه است و امروز نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد.

گندی‌شاپور؛ پایه‌گذار پزشکی مدرن در دوران باستان

شاپور شهر گندی‌شاپور (جندی‌شاپور) را نزدیک شوش قدیم بنا کرد یا توسعه داد. این شهر بعدها به یکی از بزرگ‌ترین مراکز علمی جهان باستان تبدیل شد؛ بیمارستانی در آن فعال بود که پزشکان ایرانی، یونانی، و هندی در آن کار می‌کردند. دانش تجمیع‌شده در گندی‌شاپور اساس علم پزشکی دوران اسلامی را پایه‌گذاری کرد.

شاپور اول و سیاست تسامح دینی؛ پادشاهی که به همه ادیان فضا داد

یکی از درخشان‌ترین ویژگی‌های شاپور اول، سیاست تسامح مذهبی بود. در دوران او، ایران یکی از متنوع‌ترین جوامع دینی جهان باستان بود: زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان، بودایی‌ها، و پیروان ادیان دیگر همه در کنار هم زندگی می‌کردند.

شاپور اول و مانی؛ دوستی با پیامبر

در سال ۲۴۲ میلادی (۲۲۱ هجری شمسی)، مانی (۲۱۶–۲۷۴ م.)، پیامبری ایرانی که در بین‌النهرین متولد شده بود، به دربار شاپور پیوست. مانی آیینی نو پدید آورده بود که عناصر زرتشتی، مسیحی، و بودایی را با هم ترکیب می‌کرد. او کتاب «شاهبوهرگان (Shabuhragan)» را —تنها کتابی که مانی به پارسی میانه نوشت— به شاپور تقدیم کرد.

شاپور هرچند به مانی گوش داد و به او اجازه تبلیغ در سراسر امپراتوری داد، اما خودش زرتشتی ماند. این سیاست باهوشانه بود: مانی‌گرایی می‌توانست ابزاری برای متحد کردن ملل مختلف تحت یک باور فراملیتی باشد.

پس از مرگ شاپور، اوضاع برای مانی تغییر کرد. روحانیان زرتشتی به رهبری کردیر (Kerdir) که رقیب سرسخت مانی بودند، فشار آوردند و در دوران بهرام اول، پسر شاپور، مانی دستگیر، شکنجه، و اعدام شد (۲۷۲ م. / ۲۵۱ هجری شمسی). اما آیینش از بین نرفت و مانی‌گرایی در مسیر ابریشم تا چین و شمال آفریقا گسترش یافت.

شاپور اول و جامعه یهودی

شاپور رابطه گرمی با جامعه یهودی بابل داشت. تلمود بابلی از او با لقب «شابور مالکا (Shabur Malka)» یعنی «شاه شاپور» یاد می‌کند و او را به‌عنوان دوست یهودیان معرفی می‌نماید. شاپور با شموئل، یکی از بزرگترین علمای تلمود، رابطه دوستانه داشت. این دوستی برای جامعه یهودی بسیار سودمند بود.

مسیحیان در دوران شاپور

برخلاف روم که در دوران والریانوس به مسیحیان ظلم می‌کرد، شاپور اجازه داد مسیحیان کلیسا بسازند. این سیاست باعث شد بسیاری از مسیحیان رومی که در اسارت ایران بودند از جایگاه نسبتاً مناسبی برخوردار باشند.

سنگ‌نگاره‌های شاپور اول؛ تاریخ‌نگاری روی دیواره کوه

شاپور اول یکی از فعال‌ترین پادشاهان ایران باستان در حک کردن وقایع تاریخی بر دل سنگ‌ها بود. این سنگ‌نگاره‌ها نه‌تنها ارزش هنری دارند، بلکه به‌عنوان اسناد تاریخی نیز بسیار ارزشمندند.

نقش رستم نزدیک تخت جمشید سنگ‌نگاره‌ای عظیم دارد که شاپور را سوار بر اسب نشان می‌دهد، در حالی که امپراتوران رومی در برابرش به زانو درآمده‌اند: گردیانوس افتاده، فیلیپ عرب زانو زده، و والریانوس ایستاده.

کتیبه کعبه زرتشت سه‌زبانه است (پارسی میانه، پارتی، و یونانی) و شاپور در آن دستاوردهایش را بیان می‌کند. در این کتیبه، شاپور خود را «شاهنشاه ایران و انیران» می‌نامد.

نقش رجب سنگ‌نگاره‌ای از مراسم تاجگذاری شاپور است که در آن اهورامزدا حلقه سلطنت را به او می‌سپارد.

بیشاپور در دره چوگان کنار شهر بیشاپور، شش سنگ‌نگاره عظیم از پیروزی‌های شاپور وجود دارد.

مجسمه کلان‌پیکر شاپور؛ شگفتی‌ای که در دل غار پنهان است

یکی از خارق‌العاده‌ترین آثار دوران شاپور، مجسمه‌ای است که در غاری در کوه‌های زاگرس، چند کیلومتری بیشاپور، از یک استالاگمیت (سنگ آهکی رسوبی) تراشیده شده است. این مجسمه ۶.۷ متر (۲۱ فوت) ارتفاع دارد و تمام آن از یک تکه سنگ طبیعی حک شده؛ گفته می‌شود در قدیم با جواهرات آراسته بود.

این غار امروزه در ۲۳ کیلومتری شمال کازرون قرار دارد و یکی از جاذبه‌های تاریخی کمتر شناخته‌شده اما بسیار ارزشمند ایران است. اگر به استان فارس سفر می‌کنید، حتماً دیدن این غار و مجسمه را در برنامه‌تان قرار دهید. این غار به غار شاپور معروف است.

عنوان «شاهنشاه ایران و انیران»؛ نوآوری مهم شاپور اول

یکی از ابتکارات مهم شاپور در عرصه سیاسی، تغییر لقب رسمی سلطنت بود. پدرش اردشیر اول از عنوان «شاهنشاه ایران» استفاده می‌کرد. اما شاپور آن را به «شاهنشاه ایران و انیران» (یعنی ایران و غیر ایران) تغییر داد.

این تغییر کوچک معنای بزرگی داشت: شاپور می‌خواست نشان دهد که امپراتوری او فراتر از مرزهای ایران رفته و ملل دیگر را نیز در بر می‌گیرد. این عنوان بازتاب جمعیت متنوع امپراتوری بود که شامل رومیان اسیر، کوشانیان، ارمنیان، و اقوام دیگر می‌شد.

البته جالب است که این عنوان روی سکه‌هایش به ندرت استفاده می‌شد و بیشتر در کتیبه‌ها بود. نخستین بار پسرش هرمزد اول بود که این عنوان را به‌صورت رسمی و پایدار به کار برد.

نظام اداری و حکومتداری شاپور اول

شاپور علاوه بر فتوحات نظامی، در تحکیم نظام اداری کشور نیز نقش مهمی داشت. او استان‌های بزرگ را به فرزندان یا بستگان نزدیکش سپرد تا وفاداری تضمین شود. از جمله: پسرش بهرام فرماندار گیلان، نرسه فرماندار سند و سکستان، اردشیر فرماندار کرمان، و هرمزد-اردشیر فرماندار ارمنستان بود.

در دربار شاپور، پاپک به‌عنوان فرمانده گارد سلطنتی (هزاربد) و پروز به‌عنوان رئیس سواره‌نظام (اسپبد) از مقامات کلیدی بودند. این ساختار نشان می‌دهد که شاپور دولتی با سازمان‌بندی مشخص داشت.

میراث علمی؛ آنچه شاپور به نسل‌های بعد داد

یکی از ماندگارترین میراث‌های شاپور، بنای گندی‌شاپور و جذب متخصصان رومی بود. این شهر بعدها به مرکز ترجمه آثار یونانی به پارسی تبدیل شد و پزشکانی از اروپا، ایران، هند، و خاورمیانه در آن گرد می‌آمدند. دانشگاه گندی‌شاپور را می‌توان پیش‌رو دانشگاه‌های عصر اسلامی دانست؛ از آن جمله بیت‌الحکمه بغداد که در دوره عباسیان نهضت ترجمه را رهبری کرد.

بنابراین، وقتی کتاب‌های پزشکی و علمی یونانی در قرن نهم و دهم میلادی به عربی ترجمه شدند و پایه علم اسلامی را گذاشتند، بخشی از این روند ریشه در آنچه شاپور اول در گندی‌شاپور بنا کرده بود داشت.

مرگ شاپور اول و جانشینی

شاپور اول در اردیبهشت سال ۲۷۰ میلادی (۲۴۹ هجری شمسی) در بیشاپور، همان شهری که خود ساخته بود، بر اثر بیماری درگذشت. پسرش هرمزد اول جانشین او شد، اما تنها یک سال حکومت کرد. دو پسر دیگر شاپور، بهرام اول و نرسه، نیز بعداً به پادشاهی رسیدند که نشان می‌دهد خاندان ساسانی پس از شاپور همچنان نیرومند بود.

نتیجه‌گیری: چرا شاپور اول هنوز الهام‌بخش است

شاپور اول ۱۷۵۵ سال پیش درگذشت، اما نام و کارنامه‌اش هنوز زنده است. او نه‌تنها از منظر نظامی، بلکه از جنبه‌های فرهنگی، عمرانی، و سیاسی نیز یکی از بزرگ‌ترین پادشاهان تاریخ ایران است.

داستان شاپور درس‌هایی دارد که امروز هم اعتبار دارند:

  • استفاده از دانش دیگران به‌جای نابود کردن آن‌ها؛ مهندسان رومی به‌جای اینکه کشته یا بلاتکلیف بمانند، بند قیصر و بیشاپور را ساختند.
  • تسامح دینی؛ در آن روزگار نادر بود، اما یهودی، مسیحی، مانوی، و زرتشتی در کنار هم زندگی می‌کردند.
  • ثبت تاریخ؛ کتیبه‌های او از معتبرترین منابع دوران ساسانی‌اند.

امروز وقتی ایرانیان از نقش رستم دیدن می‌کنند، از گردشگری در بیشاپور لذت می‌برند، یا از پل تاریخی شوشتر عبور می‌کنند، بی‌شک می‌توانند ردپای این پادشاه بزرگ را حس کنند. شاپور اول ثابت کرد که ایران در اوج خود می‌تواند هم قدرتمند، هم خلاق، و هم مدارا‌گر باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل