ناپلئون بناپارت | از سرباز گمنام کُرس تا امپراتور اروپا

ناپلئون بناپارت با یونیفرم نظامی آبی و سفید و شنلی تیره در پیش‌زمینه ایستاده و دستش داخل لباس است. پشت سر او پرچم فرانسه، سربازان سواره و پیاده، توپ‌های جنگی و آسمانی ابری و دودآلود دیده می‌شود.

تصور کنید پسری از یک جزیره کوچک مدیترانه‌ای، بدون پول، بدون پارتی، بدون اتصال به اشراف واقعی و صرفاً با اراده، هوش و جسارت بتواند خودش را به قله قدرت برساند و نیمی از اروپا را زیر فرمانش درآورد. این دقیقاً داستان ناپلئون بناپارت است.

دویست‌وچهار سال از مرگ ناپلئون می‌گذرد، اما نامش هنوز در دانشگاه‌های نظامی، مدارس حقوق، کلاس‌های استراتژی کسب‌وکار و سالن‌های سیاسی دنیا شنیده می‌شود. ایرانی‌هایی که علاقه دارند تاریخ را درس زندگی ببینند، می‌توانند از مسیر ناپلئون چیزهای زیادی بیاموزند: درس‌هایی درباره رهبری، درس‌هایی درباره شکست، و درس‌هایی درباره اینکه چطور آدم‌های بزرگ گاهی بزرگ‌ترین اشتباهاتشان را خودشان می‌کنند.

مشخصات فردی ناپلئون بناپارت

  • نام کامل: ناپلئون بناپارت (Napoléon Bonaparte)
  • نام هنگام تولد: ناپولئونه دی بوناپارته (Napoleone di Buonaparte)
  • تاریخ تولد: ۱۵ اوت ۱۷۶۹ (۲۵ مرداد ۱۱۴۸)
  • محل تولد: آژاکسیو، جزیره کُرس، فرانسه
  • تاریخ درگذشت: ۵ مه ۱۸۲۱ (۱۵ اردیبهشت ۱۲۰۰)
  • سن هنگام درگذشت: ۵۱ سال
  • محل درگذشت: جزیره سنت هلنا، اقیانوس اطلس جنوبی
  • ملیت: فرانسوی (با تبار ایتالیایی)
  • حرفه: فرمانده نظامی، سیاستمدار و امپراتور فرانسه
  • همسران: ژوزفین دو بوهارنه و ماری لوئیز اتریش
  • فرزند مشهور: ناپلئون دوم
  • شهرت: یکی از بزرگ‌ترین فرماندهان نظامی و اصلاح‌گران تاریخ اروپا
  • میراث برجسته: تدوین «قانون مدنی ناپلئون»، اصلاحات آموزشی و اداری، و گسترش نظام حقوقی مدرن.

ناپلئون بناپارت کیست؟ زندگی‌نامه و تولد یک افسانه

ناپلئون بناپارت (Napoléon Bonaparte) در ۱۵ اوت ۱۷۶۹ میلادی (۲۵ مرداد ۱۱۴۸ شمسی) در شهر آژاکسیو، در جزیره کُرس متولد شد. نام اصلی‌اش «ناپولئونه دی بوناپارته» بود ایتالیایی، نه فرانسوی. جالب اینجاست که کُرس تنها یک سال قبل از تولد ناپلئون از جمهوری ژنوا (ایتالیا) به فرانسه فروخته شده بود. ناپلئون یک فرانسوی بود که عملاً اندکی از تبار ایتالیایی داشت.

پدرش کارلو بوناپارت وکیل بود و مادرش لتیزیا رامولینو زنی قوی‌اراده که هشت فرزند داشت. ناپلئون دومین فرزند زنده‌مانده خانواده بود.

خانواده‌اش اشراف‌زاده بودند، اما فقیر. این ترکیب عجیب غرور اشرافی بدون پول بعداً ناپلئون را به موجودی تبدیل کرد که می‌خواست همه‌چیز را ثابت کند.

در سال ۱۱۵۸ شمسی (۱۷۷۹ میلادی)، وقتی فقط ده ساله بود، ناپلئون برای تحصیل در مدرسه نظامی بِرِیِن (Brienne) در فرانسه رفت. آنجا بچه‌ها به خاطر لهجه‌اش مسخره‌اش می‌کردند، اما او به جای واکنش احساساتی، سرش را توی کتاب فرو برد. در ریاضیات، جغرافیا و تاریخ استثنایی بود.

در اکتبر ۱۷۸۵ (مهرماه ۱۱۶۴)، از مدرسه نظامی مشهور اکول میلیتر پاریس فارغ‌التحصیل شد — رتبه ۴۲ام از ۵۸ نفر. نه اول، نه آخر. اما در توپخانه نابغه بود.

ناپلئون و انقلاب فرانسه فرصتی که زندگی را عوض کرد

انقلاب فرانسه در ۱۷۸۹ (۱۱۶۸ شمسی) شروع شد و دنیای ناپلئون را برای همیشه تغییر داد. اگر انقلاب نبود، ناپلئون احتمالاً یک افسر گمنام توپخانه می‌ماند تا آخر عمر.

انقلاب، سلسله‌مراتب قدیمی را شکست و مسیر ترقی را به روی همه باز کرد. ناپلئون جوان که مشتاق قدرت بود، فرصت را درک کرد. او در ابتدا به جناح جمهوری‌خواه رادیکال (ژاکوبن‌ها) نزدیک شد. این ارتباط بعداً خطرناک شد وقتی روبسپیر سقوط کرد و به گیوتین سپرده شد، ناپلئون به طور مختصر دستگیر شد (اوت ۱۷۹۴)، اما چون ارتباطش با روبسپیر چندان مستقیم نبود، آزاد شد.

در اکتبر ۱۷۹۵ (مهرماه ۱۱۷۴)، فرصت طلایی رسید: در پاریس شورش سلطنت‌طلبان سرکوب شد. ناپلئون که مأمور دفاع از دولت بود، با استفاده از توپخانه که در آن روزها غیرمعمول بود شورش را در عرض چند ساعت خاموش کرد. توماس کارلیل این اقدام را «وزش شراپنل» نامید. ناپلئون یک‌شبه مشهور شد.

ناپلئون با لباس نظامی در پیش‌زمینه ایستاده، پشت سر او جمعیت انقلابی با پرچم‌های فرانسه، دود، آتش و توپخانه در حال شلیک دیده می‌شود و ساختمان‌های تاریخی پاریس فضای انقلاب فرانسه را نشان می‌دهند.

لشکرکشی ایتالیا جایی که ستاره ناپلئون درخشید

در ۱۷۹۶ (۱۱۷۵ شمسی)، ناپلئون ۲۶ ساله فرمانده ارتش ایتالیا شد. این ارتش خسته، گرسنه، بدون تجهیزات کافی بود. افسران ارشدتر از او تعجب می‌کردند که چرا این جوان کوچک‌اندام را برگزیده‌اند.

ناپلئون در نخستین خطابه‌اش به سربازانش گفت که به جای قراردادهای پولی، سرزمین‌های ثروتمند و شهر‌های پر از گنج را به آنها نشان می‌دهد. این سخنرانی انگیزشی کارساز بود.

در مدت کمتر از یک سال، ناپلئون پیروزی‌های پی‌در‌پی به دست آورد: آرکولا، ریوولی، لودی. او اتریش را مجبور کرد معاهده کامپو فورمیو را امضا کند (۱۷۹۷) و شمال ایتالیا را به سیطره فرانسه درآورد. اروپا دید که یک نابغه نظامی پدیدار شده است.

در همین دوران بود که ناپلئون ژوزفین دو بوهارنه را به عقد خود درآورد. ژوزفین بیوه‌ای شش سال از او بزرگتر بود، با دو فرزند. ازدواجشان در ۹ مارس ۱۷۹۶ (اسفند ۱۱۷۴) صورت گرفت دو روز قبل از اینکه ناپلئون برای ایتالیا راه بیفتد.

ناپلئون بر اسب سفید در پیشاپیش ارتش فرانسه با پرچم برافراشته در حال فرماندهی است؛ پس‌زمینه کوه‌ها و شهرهای شمال ایتالیا دیده می‌شود و پایین تصویر پرتره ناپلئون و ژوزفین در حال گرفتن دست یکدیگر قرار دارد.

لشکرکشی مصر ناپلئون ماجراجویی علمی-نظامی در سرزمین فراعنه

در ۱۷۹۸ (۱۱۷۷ شمسی)، ناپلئون پیشنهاد داد که به جای حمله مستقیم به انگلستان، از طریق مصر تجارت بریتانیا با هند را قطع کند. دولت فرانسه موافقت کرد.

لشکرکشی مصر یکی از عجیب‌ترین عملیات‌های تاریخ است: علاوه بر ۳۸ هزار سرباز، ناپلئون ۱۶۷ دانشمند، مهندس، هنرمند و زبان‌شناس با خود برد. آنها مصر را رصد، ثبت و تحلیل کردند. نتیجه این سفر، کتاب بزرگ «وصف مصر» (Description de l’Égypte) بود یک دائرةالمعارف علمی چندجلدی که پایه‌گذار مصرشناسی نوین شد.

از نظر نظامی، لشکرکشی با پیروزی در نبرد اهرام (۱۷۹۸) شروع شد. اما در جنگ دریایی آبوکیر، ناوگان فرانسه توسط دریاسالار نلسون انگلیسی نابود شد و ناپلئون در مصر محاصره ماند.

ناپلئون در ۱۷۹۹ (۱۱۷۸ شمسی) مصر را ترک کرد — بدون اینکه رسماً از دست دادن موقعیت را اعلام کند و به پاریس برگشت تا کار مهم‌تری انجام دهد.

فرمانده‌ای شبیه ناپلئون در پیش‌زمینه میان سربازان فرانسوی ایستاده، پژوهشگران در حال بررسی نقشه و آثار مصر باستان‌اند، اهرام و ابوالهول در پس‌زمینه دیده می‌شوند و نبرد ناوگان دریایی در ساحل دوردست جریان دارد.

کودتای ۱۸ برومرلحظه‌ای که تاریخ را عوض کرد

در نوامبر ۱۷۹۹ (آبان ۱۱۷۸)، ناپلئون با همکاری برخی سیاستمداران کودتا کرد و دولت پنج‌نفره «دیرکتوار» را ساقط نمود. این اقدام در تقویم جمهوری فرانسه «کودتای ۱۸ برومر» نام گرفت.

ناپلئون «کنسول اول» فرانسه شد عملاً یک دیکتاتور، اما با ظاهر قانونی. در این دوران (۱۷۹۹ تا ۱۸۰۴) اصلاحات بزرگی انجام داد که تاثیرشان تا امروز هم ادامه دارد:

  • قانون مدنی ناپلئون (Code Napoléon): یکی از مهم‌ترین سیستم‌های حقوقی تاریخ که پایه حقوق مدرن در بسیاری از کشورها شد از جمله در قانون مدنی ایران!
  • بانک فرانسه: تأسیس بانک مرکزی و اصلاح نظام مالی.
  • سیستم آموزشی: ایجاد لیسه‌ها (دبیرستان‌های دولتی) برای اولین بار.
  • قرارداد با واتیکان: خاتمه دادن به درگیری فرانسه با کلیسا.

تاجگذاری ناپلئون امپراتوری که پاپ آمد و تماشا کرد

در ۲ دسامبر ۱۸۰۴ (۱۱ آذر ۱۱۸۳ شمسی) در کاتدرال نوتردام پاریس، ناپلئون خودش را امپراتور فرانسه اعلام کرد. پاپ پیوس هفتم از رم آمده بود اما ناپلئون اجازه نداد پاپ تاج را بر سرش بگذارد. خودش تاج را برداشت و بر سرش نهاد. پیام صریح بود: قدرت من از خدا و مردم است، نه از کلیسا.

نقاش مشهور ژاک-لوئیس داوید این صحنه را در یک نقاشی غول‌پیکر ثبت کرد بیش از ۹ متر طول و ۶ متر ارتفاع، با بیش از ۱۹۰ چهره. این نقاشی امروز در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود.

ناپلئون حالا امپراتور بود. اروپا باید آماده می‌شد.

ناپلئون با ردای باشکوه سلطنتی در کاتدرال نوتردام تاج را با دستان خود بالا گرفته و بر سر می‌گذارد؛ پاپ و روحانیان، اشراف و حاضران در دو سوی مراسم ایستاده‌اند و فضای باشکوه کلیسا دیده می‌شود.

نبردهای بزرگ ناپلئون ژنیوس نظامی که دنیا را تکان داد

ناپلئون را بی‌دلیل نه می‌نامند یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی تاریخ. نبردهایی که برنده شد، کتاب‌های درسی نظامی را از قرن نوزدهم تا امروز پر کرده.

نبرد اوسترلیتز (۲ دسامبر ۱۸۰۵ / ۱۱ آذر ۱۱۸۴): شاهکار مطلق. ناپلئون در مقابل اتحاد روسیه و اتریش، که نیروهای بیشتری داشتند، با تاکتیک «تقسیم و تسخیر» برنده شد. این نبرد در بسیاری از دانشگاه‌های نظامی دنیا به عنوان نمونه کامل استراتژی تدریس می‌شود.

نبرد ینا (اکتبر ۱۸۰۶): پروس را در یک روز شکست داد.

نبرد واگرام (۱۸۰۹): اتریش را دوباره شکست داد.

در اوج قدرتش (حدود ۱۸۰۷ تا ۱۸۱۲)، ناپلئون بر بیشترین بخش اروپا حکومت می‌کرد: از اسپانیا تا لهستان، از هلند تا ایتالیا. امپراتوری‌ای که از دوران شارلمان بی‌سابقه بود.

سقوط ناپلئون بناپارت شکست‌هایی که از اشتباهات خودش بود

حتی بزرگترین نابغه‌ها هم اشتباه می‌کنند. ناپلئون در سه تصمیم مهم اشتباه کرد که سقوطش را رقم زد:

۱. جنگ اسپانیا (۱۸۰۸ به بعد): ناپلئون برادرش جوزف را پادشاه اسپانیا کرد. اسپانیایی‌ها قبول نکردند. جنگ چریکی آغاز شد که سال‌ها طول کشید و منابع زیادی بلعید. انگلستان هم از شورشیان اسپانیایی حمایت کرد. این جنگ «زخم اسپانیا» نام گرفت.

۲. لشکرکشی به روسیه (۱۸۱۲): ناپلئون در سال ۱۱۹۱ شمسی با حدود ۴۵۰ هزار سرباز بزرگترین ارتشی که تا آن روز اروپا دیده بود وارد روسیه شد. روس‌ها به جای جنگ رویارویی، عقب‌نشینی کردند، زمین را سوزاندند و ارتش ناپلئون را در عمق سرزمین خود نگه داشتند. موسکو آتش گرفت. زمستان رسید. از ۴۵۰ هزار نفر، تنها حدود ۱۰۰ هزار نفر (برخی برآوردها کمتر) زنده برگشتند. این فاجعه ستون فقرات امپراتوری را شکست.

۳. دست کم گرفتن ائتلاف اروپایی: پروس، اتریش، روسیه و انگلستان در یک ائتلاف بزرگ متحد شدند. ناپلئون با ارتشی خسته و کوچک‌تر از قبل نمی‌توانست در چند جبهه بجنگد.

در آوریل ۱۸۱۴ (فروردین ۱۱۹۳)، ناپلئون مجبور به کناره‌گیری شد و به جزیره البا تبعید شد.

اشتباهسالشرح کوتاهپیامد
جنگ اسپانیا۱۸۰۸ به بعدانتصاب برادرش، ژوزف بناپارت، به پادشاهی اسپانیا و آغاز جنگ‌های چریکی.فرسایش شدید ارتش و منابع مالی، دخالت انگلستان و ایجاد «زخم اسپانیا».
لشکرکشی به روسیه۱۸۱۲حمله با حدود ۴۵۰ هزار سرباز؛ عقب‌نشینی روس‌ها، سیاست زمین سوخته و فرا رسیدن زمستان.نابودی بخش بزرگی از ارتش؛ بازگشت حدود ۱۰۰ هزار نفر یا کمتر و تضعیف امپراتوری.
دست‌کم گرفتن ائتلاف اروپا۱۸۱۳–۱۸۱۴مقابله با ائتلاف روسیه، پروس، اتریش و انگلستان با ارتشی ضعیف‌تر.شکست‌های پیاپی، سقوط امپراتوری و کناره‌گیری از قدرت.

صد روز ناپلئون بازگشت حماسی و شکست نهایی

ناپلئون در البا نشست و فکر کرد. در مارس ۱۸۱۵ (اسفند ۱۱۹۳)، از جزیره گریخت، با حامیانش به فرانسه برگشت و بدون یک شلیک گلوله، ارتش شاه لویی هجدهم را به سمت خودش کشاند. پاریس را پس گرفت.

اروپا دوباره بسیج شد. صد روز بعد، در ۱۸ ژوئن ۱۸۱۵ (۲۸ خرداد ۱۱۹۴)، نبرد واترلو که در بلژیک امروزی بود سرنوشت را رقم زد. ناپلئون با ارتشی که نیروی کافی نداشت، در برابر ارتش‌های انگلیس (به فرماندهی دوک ولینگتون) و پروس شکست خورد.

ناپلئون دوباره کناره‌گیری کرد. این بار او را به جزیره سنت هلنا فرستادند یک تکه سنگ دورافتاده در اقیانوس اطلس جنوبی، حدود ۱۹۰۰ کیلومتر از سواحل آفریقا. فرار از آنجا ممکن نبود.

مردی با لباس نظامی و کلاه معروف ناپلئون در مرکز تصویر با چهره‌ای متفکر دیده می‌شود. اطراف او صحنه‌های بازگشت به فرانسه، نبرد واترلو، سربازان، پرچم‌ها و تبعید به جزیره‌ای دورافتاده به تصویر کشیده شده است.

سال‌های تبعید و مرگ ناپلئون در سنت هلنا

ناپلئون از ۱۸۱۵ تا ۱۸۲۱ در سنت هلنا زندگی کرد. در آنجا خاطراتش را دیکته کرد، کتاب خواند، باغبانی کرد و گاهی با افسران انگلیسی شطرنج بازی کرد.

در ۵ می ۱۸۲۱ (۱۵ اردیبهشت ۱۲۰۰ شمسی)، ناپلئون در سنت هلنا درگذشت. ۵۱ سال داشت. علت رسمی سرطان معده بود، اما برخی مورخان احتمال مسمومیت تدریجی با آرسنیک را مطرح کرده‌اند چون آزمایش‌های بعدی مقدار بالایی آرسنیک در موهایش یافتند. البته هنوز این موضوع قطعی نشده و مورد بحث است.

جسد ناپلئون در سنت هلنا دفن شد. در ۱۸۴۰ (۱۲۱۹ شمسی)، دولت فرانسه با تشریفات، جسد را به پاریس منتقل کرد. امروز آرامگاه ناپلئون در هُتل دو انوالید (Hôtel des Invalides) پاریس قرار دارد — یکی از توریستی‌ترین مکان‌های پایتخت فرانسه.

کلاژی تاریخی از سال‌های تبعید ناپلئون در سنت هلنا؛ او کنار ساحل، هنگام نوشتن خاطرات و بازی شطرنج دیده می‌شود، سپس در بستر مرگ، انتقال پیکر به فرانسه و آرامگاه باشکوهش در انوالید پاریس نمایش داده شده است.

میراث ناپلئون بناپارت آنچه از او برایمان ماند

ناپلئون بیش از ۲۰۰ سال است مرده، اما میراثش کاملاً زنده است:

قانون مدنی ناپلئون: این مجموعه قوانین در بیش از ۴۰ کشور دنیا پایه حقوق مدرن شد. ایران هم از این قوانین تأثیر گرفت قانون مدنی ایران که در دوره مشروطه نوشته شد، از مدل فرانسوی (که خودش از قانون ناپلئون برگرفته) الهام گرفته است.

نظام آموزشی: لیسه‌ها و دانشگاه‌های فنی که ناپلئون ایجاد کرد، الگوی آموزش مدرن در اروپا شدند.

سیستم متریک: ناپلئون یکپارچه‌سازی سیستم متریک را در سراسر اروپا گسترش داد.

نقشه‌برداری مدرن: لشکرکشی‌های ناپلئون نیاز به نقشه‌های دقیق ایجاد کرد و کارتوگرافی مدرن را رشد داد.

مصرشناسی: سفر علمی به مصر باعث کشف سنگ رزتا و رمزگشایی خط هیروگلیف شد.

و یک نکته جالب برای ایرانی‌ها: در دوران ناپلئون، فرانسه با ایران (دوره قاجار) روابط دیپلماتیک برقرار کرد. فتحعلی‌شاه قاجار و ناپلئون در برابر دشمن مشترکشان روسیه و انگلستان پیمان همکاری بستند (معاهده فینکن‌اشتاین، ۱۸۰۷). البته این اتحاد ادامه نیافت.

پرتره ناپلئون بناپارت در مرکز تصویر، با صحنه‌هایی از قانون، آموزش، نقشه‌برداری، نقشه اروپا، اهرام مصر و سنگ روزتا پیرامون او؛ پایین تصویر نیز دیدار دیپلماتیک ناپلئون با نماینده ایران قاجار دیده می‌شود.

ویژگی‌های شخصیتی ناپلئون درس‌هایی برای رهبران امروز

چه چیزی ناپلئون را متمایز می‌کرد؟

حافظه استثنایی: ناپلئون نام و پیشینه هزاران افسر را از حفظ داشت. وقتی سربازی را که سال‌ها پیش دیده بود ملاقات می‌کرد، او را با اسم صدا می‌زد. این کار تأثیر روانی عمیقی بر وفاداری سربازان داشت.

کم‌خوابی: گفته می‌شود ناپلئون شبانه ۴ تا ۶ ساعت می‌خوابید. در عوض، در طول روز چُرت‌های کوتاه می‌زد.

سرعت تصمیم‌گیری: وقتی دیگران هنوز در حال تحلیل بودند، ناپلئون عمل می‌کرد.

اعتقاد به آمادگی: نقل‌قول معروفی از او هست: «شانس طرف کسی است که آماده است.»

ضعف‌هایش: غرور، ناتوانی در پذیرش شکست، تکیه بیش از حد بر خود و دست کم گرفتن مقاومت ملی‌گرایانه (اسپانیا، روسیه) از نقاط ضعف جدی‌اش بود.

«هرگز دشمنت را وقتی که دارد اشتباه می‌کند، قطع نکن.» جمله‌ای که به او نسبت داده می‌شود (منابع متعدد)

«یک رهبر فروشنده امید است.» — از خاطرات سنت هلنا (مموریال دو سنت هلن)

«مرگ چیزی نیست؛ اما زیستن در شکست و بی‌افتخاری، هر روز مردن است.»از نامه به ژنرال لوریستون، ۱۲ دسامبر ۱۸۰۴

همانطور که در سایت militaryhistorynow نقل شده:

“You write to me that it is impossible; the word is not French”

“شما برای من نوشتید که این غیرممکن است؛ این واژه فرانسوی نیست.”

مقایسه ناپلئون با رهبران دیگر تاریخ شباهت‌ها و تفاوت‌ها

ناپلئون را گاهی با اسکندر مقدونی، قیصر روم و حتی رستم‌خان‌های تاریخ ایران مقایسه می‌کنند. اما چه شباهتی وجود دارد؟

شباهت با اسکندر: هر دو در سن جوانی به قدرت رسیدند، هر دو امپراتوری بزرگ ساختند، و هر دو با لشکرکشی‌های جاه‌طلبانه‌شان خودشان را نابود کردند.

تفاوت با اسکندر: ناپلئون برخلاف اسکندر که فاتحانه وارد سرزمین‌ها می‌شد، به اصلاحات حقوقی و اجتماعی هم اهمیت می‌داد. قانون ناپلئون میراثی است که اسکندر نداشت.

شباهت با قیصر: هر دو از میان نظامی‌گری به سیاست آمدند. هر دو کودتا کردند. هر دو قانون‌گذار بزرگی بودند. و هر دو در اوج قدرت به دست اطرافیانشان نابود شدند البته ناپلئون به دست اتحاد اروپایی، نه ترور.

ناپلئون در مرکز با لباس نظامی ایستاده و در دو سوی او اسکندر مقدونی، ژولیوس سزار و یک فرمانده تاریخی ایرانی دیده می‌شوند؛ پس‌زمینه شامل میدان نبرد، سپاهیان، بناهای باستانی، ترازوی عدالت و کتاب قانون است.

نتیجه‌گیری

ناپلئون بناپارت یک انسان بود نه خدا، نه دیو. انسانی با نقاط قوت و ضعف واقعی. آنچه او را ماندگار کرده، نه فقط فتح‌هایش بلکه شکست‌هایش هم هست.

برای ما ایرانی‌ها که در فرهنگمان به قهرمانان تاریخی احترام می‌گذاریم، ناپلئون یک آیینه است: می‌توان از کف جامعه بالا آمد، می‌توان با اراده و استعداد جهان را تغییر داد، و می‌توان هم اگر غرور و اشتباه بر عقل غلبه کرد، همه‌چیز را از دست داد.

قانون مدنی‌ای که ناپلئون نوشت هنوز در ساختار حقوقی ایران اثر دارد. اصلاحات آموزشی‌ای که او پایه گذاشت، الگوی مدارس مدرن دنیا شد. حتی سیستم متریکی که امروز ما ایرانی‌ها استفاده می‌کنیم، ریشه‌ای در اروپای دوران ناپلئون دارد.

ناپلئون زندگی کرد، جنگید، اصلاح کرد، اشتباه کرد، سقوط کرد و دنیا را برای همیشه تغییر داد. این است که ۲۰۴ سال پس از مرگش هنوز از او می‌نویسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *