اگر از یک ایرانیِ علاقه مند به تاریخ بخواهید شاهان ساسانی را نام ببرد، احتمالاً از اردشیر بابکان و شاپور یکم شروع می کند، به بهرام گور و انوشیروان می رسد و با خسرو پرویز و یزدگرد سوم تمام می کند. نام هرمز یکم در این فهرست معمولاً جا می ماند. او حدود یک سال بر تخت نشست، آن هم میان دو شخصیتِ پرآوازه تر، شاپور یکم و بهرام یکم.
با این حال ردپای این شاه کوتاه مدت از نقش رستم در فارس تا خوزستان دیده می شود. نامش در سنگ نبشته ی بزرگ کعبه ی زرتشت آمده است. سکه هایش عنوان «شاهنشاه ایران و انیران» را رسمی تر کرد. متن های مانوی او را «دلیر» می خوانند. شهری که امروز اهواز می نامیم، در دوره ی ساسانی «هرمزد-اردشیر» نام داشت و بسیاری از پژوهشگران بنیان آن را به او نسبت می دهند.
در این مقاله می خوانید:
- هرمز یکم کیست و چه جایگاهی در خاندان ساسانی داشت.
- پیش از تاج گذاری چه کارهایی کرد.
- رابطه اش با کرتیر و مانی چه بود.
- چه شهرهایی به نام او گره خورده است.
- کدام اطلاعاتِ رایج درباره ی او قطعی نیست.
منابع معتبر درباره ی سال دقیق پادشاهی او یکدست نیستند. برخی ۲۷۰ تا ۲۷۱ میلادی می نویسند و برخی ۲۷۲ تا ۲۷۳. در ادامه توضیح می دهم چرا و چگونه در متن خودتان از این اختلاف عبور کنید.
هرمز یکم کیست؟ معرفی سومین شاهنشاه ساسانی

هرمز یکم سومین شاهنشاه سلسله ی ساسانی و پسر و جانشین شاپور یکم بود. پیش از رسیدن به تخت شاهنشاهی، او را «هرمزد-اردشیر» می نامیدند و بر ارمنستان فرمان می راند. در جنگ های پدرش با امپراتوری روم هم نقش داشت.
از این شاه، به خلاف پدرش، سنگ نگاره ای شناخته شده در دست نیست. دانشنامه ی ایرانیکا تصریح می کند که نقش برجسته ای از او سراغ نداریم. آنچه از او می دانیم از چند منبع پراکنده می آید: سنگ نبشته ی شاپور یکم، سنگ نبشته های کرتیر، متن های مانوی، سکه ها، تاریخ طبری و متن پهلویِ «شهرستان های ایران».
| ویژگی | توضیح |
|---|---|
| نام پارسی میانه | اُهرمزد (Ōhrmazd)؛ نام شخصی: اُهرمزد-اردشیر |
| جایگاه | سومین شاهنشاه ساسانی |
| پدر | شاپور یکم |
| پدربزرگ | اردشیر یکم (بنیان گذار ساسانیان) |
| جانشین | برادرش بهرام یکم |
| لقب در منابع | «دلیر» (پارسی میانه: نیو) |
| مدت پادشاهی | حدود یک سال؛ سال ها به منبع بستگی دارد |
| پیش از شاهنشاهی | «شاه بزرگ ارمنیان» |
نام و القاب هرمز یکم؛ از «اورمزد-اردشیر» تا «هرمز دلیر»
نام «هرمز» در فارسی امروز شکل تحول یافته ی «اُهرمزد» در پارسی میانه است. این نام برگرفته از نام خدای بزرگ زرتشتیان است: در اوستا «اهورا مزدا»، در پارسی باستان «اورمزدا» و در متن های یونانی «هرمیسداس» (Hormisdas). از این رو نام او هم شخص است و هم یادآور خداوند. ایرانیکا هم توضیح می دهد که در سنگ نبشته های ساسانی «اُهرمزد» نام هم پادشاه بوده و هم بزرگ ترین ایزد.
نام شخصی او «اُهرمزد-اردشیر» بود، ترکیبی از نام ایزد بزرگ و نام پدربزرگش. «اردشیر» صورت پارسی میانه ی «ارتخشسه» در پارسی باستان است و بنا بر ویکی پدیای انگلیسی به معنای «کسی که فرمانروایی اش از راه راستی (اشا) است» دانسته می شود. نام شهر اهواز در دوره ی ساسانی، «هرمزد-اردشیر»، ظاهراً از همین ترکیب ساخته شده و به خودِ او پیوند می خورد.
در شاهنامه، نام او «اورمزد شاپور» آمده است. اگر می خواهید بیت های مربوط را در مقاله بیاورید، حتماً از یک چاپ معتبر شاهنامه نقل کنید و به شماره ی بیت ها مراجعه کنید.
لقب «دلیر» بیش از همه چشم گیر است. ایرانیکا نشان می دهد که در متن های پهلوی و مانوی او را «اُهرمزد نیو» یا «اُهرمزد شاه نیو» می خوانند و «نیو» به معنای دلیر است. در منابع عربی هم صفت هایی مانند «البطل» و «الجریء» برای او آمده است. پژوهشگران گمان می برند این لقب بازتاب موفقیت های نظامی او بوده، چه در جبهه ی روم و چه پیش از تاج گذاری.
تبار و خانواده ی هرمز یکم؛ فرزند شاپور و نوه ی بنیان گذار ساسانیان
برای فهمیدن جایگاه او باید به آغاز سلسله برگردیم. اردشیر یکم در سال ۲۲۴ میلادی اردوان چهارم، واپسین شاهنشاه اشکانی، را در نبرد هرمزدگان شکست داد و ساسانیان جای اشکانیان را گرفتند. پسر او شاپور یکم امپراتوری را گسترش داد و هرمز یکم پسر همین شاپور بود.
هرمز یکم سومین پسر شاپور بود. برادر بزرگ ترش بهرام (بعدها بهرام یکم) و برادر دیگرش شاپور میشان شاه بود و نرسه برادر کوچک ترش. دو خواهر به نام های آذرآناهید و شاپوردختک هم برای او ثبت شده است.
درباره ی مادرش بر اساس روایت های سنتی او را دختر مهرک، از بزرگان پارتی، می دانند، اما ویکی داده هم او را «دختر بی نامِ مهرک» ثبت کرده است.
چرا می گویند سومین پسر بود؟ در سنگ نبشته ی شاپور یکم دو فهرست از شاهزادگان آمده است. در یکی، هرمز پیش از همه ی شاهزادگان نام برده می شود؛ در دیگری، پس از دو برادرش بهرام و شاپور و پیش از نرسه. پژوهشگرانی مانند شومون و هنینگ، احتمال داده اند که فهرست اول بر اساس شایستگی در جنگ ها و فهرست دوم بر اساس سن مرتب شده باشد. بنابراین او شاید سومین پسر بوده و در عین حال به دلیل شایستگی در فهرست اول در صدر آمده است. به نظر شاپور شهبازی، جایگاه او در صدر فهرست اول نشان دهنده ی ولیعهدی اش بوده است.
نکته ی جالب این است که شاهزادگان ساسانی در این دوره در واقع پادشاهان زیرمجموعه بودند. طبق همان سنگ نبشته، یکی «شاه گیلان»، یکی «شاه میشان»، دیگری «شاه سکستان» و هرمز «شاه بزرگ ارمنیان» بود. یعنی شاپور یکم امپراتوری را تا اندازه ای با اعضای خانواده اش اداره می کرد.
هرمز یکم پیش از تاج گذاری؛ شاه ارمنستان و فرمانده جنگ با روم
زندگی سیاسی هرمز با ارمنستان شروع شد.ارمنستان در سال ۲۵۲ میلادی، در زمان امپراتوری تروبونیانوس گالوس، به دست ایرانیان افتاد و به طور کلی پذیرفته شده که الحاق آن در همین سال بوده است. پس از آن هرمز، مطابق آنچه از سنگ نبشته برمی آید، «شاه بزرگ ارمنیان» شد. مورخ ارمنی آگاتانگلوس، به روایت ویکی پدیا، گفته این عنوان مخصوص وارث شاهنشاه بوده است.
در سنگ نبشته ی شاپور، آغاز دومین لشکرکشی به روم با این جمله توجیه می شود که «قیصر دوباره دروغ گفت و به ارمنستان آسیب زد». سرچشمه ی دقیق این «آسیب» موضوع بحث پژوهشگران است. برخی ماجرا را به پناه دادن روم به شاهزاده ای ارمنی به نام تیرداد مربوط می دانند. این بحث تخصصی است و لازم نیست در مقاله ی عمومی وارد جزئیاتش شوید.
از سال ۲۵۳ تا ۲۵۶ میلادی، شاپور به سوریه، کیلیکیه و کاپادوکیه لشکر کشید. ایرانیکا می گوید چند نویسنده احتمال داده اند که لشکرکشی به کاپادوکیه را ولیعهد، یعنی هرمزد-اردشیر، از ارمنستان رهبری کرده باشد. دلیل این حدس آن است که گزارش فتح شهرهای کاپادوکیه در سنگ نبشته مثل ضمیمه ای مستقل پس از فهرست شهرهای سوریه می آید.
سرنخ دیگر در «تاریخ ساسانی نامه ی» رومی موسوم به «Scriptores Historiae Augustae» است. متن از فردی به نام «ادوماستس» یاد می کند که همراه شاپور به خاک روم آمد. نولدکه پیشنهاد کرد این نام تصحیف «اُرُماستس» یعنی «اُهرمزد» باشد. اگر درست باشد، هرمز در فتح انطاکیه هم حضور داشته است. تاریخ دقیق نخستین فتح انطاکیه محل بحث است (بین ۲۵۳ تا ۲۵۶) و پژوهش های تازه بیشتر سال ۲۵۳ را ترجیح می دهند.
سنگ نوشته ی کعبه ی زرتشت و هرمز یکم؛ سندی که نامش را ثبت کرد
مهم ترین سند مستقیم درباره ی زندگی پیش از شاهنشاهی هرمز، سنگ نبشته ی سه زبانه ی شاپور یکم بر دیوار بنای کعبه ی زرتشت در نقش رستم، نزدیک تخت جمشید در استان فارس، است. این متن به سه زبان پارسی میانه، پارتی و یونانی نوشته شده و شاپور در آن پیروزی هایش و نام فرزندان و بزرگان را ثبت کرده است.
تاج گذاری هرمز یکم و مسئله ی تاریخ ها؛ ۲۷۰ یا ۲۷۲ میلادی؟
این مهم ترین بخش برای دقت مقاله است. پرسش این است: هرمز یکم دقیقاً چه سال هایی سلطنت کرد؟
- ایرانیکا (مقاله ی هرمزد اول، ۲۰۰۴): ۲۷۲ تا ۲۷۳ میلادی.
- بریتانیکا: ۲۷۲ تا ۲۷۳ میلادی.
- ویکی پدیای انگلیسی و ویکی داده: مه ۲۷۰ تا ژوئن ۲۷۱ میلادی.
- ویکی پدیای فارسی: ۲۷۰ تا ۲۷۱، با اشاره به بازه ی ۲۷۰/۲ تا ۲۷۳ در بخشی از متن.
منشأ اختلاف را از تاریخ مرگ شاپور یکم می شود دید. ایرانیکا در مقاله ی شوش شاپور یکم را ۲۴۱ تا ۲۷۲ ذکر می کند، اما ویکی پدیای انگلیسی ۲۴۰ تا مه ۲۷۰ می آورد. یعنی کل ماجرا حدود دو سال جابه جا شده است. برخی منابع فارسی مانند دانشنامه ی آسمان هم صراحتاً می نویسند «مرگ شاپور یکم (۲۷۰ یا ۲۷۲ میلادی)».
برخی پژوهشگران (توومانوف) می گویند هنگام تاج گذاری هرمز، ارمنستان را به برادرش نرسه سپرد. دیگران (وبر در ایرانیکا) بر این باورند که نرسه ارمنستان را بعدها از بهرام یکم گرفت و در ازای آن از ادعای تاج و تخت گذشت.
سیاست دینی هرمز یکم؛ کرتیر، مانی و توازن قدرت
دین در سده ی سوم میلادی نیرویی سیاسی بود. در این دوره دو چهره در کنار پادشاهان مطرح اند: کرتیر، موبدی که بعدها به قدرت بسیار رسید، و مانی، بنیان گذار آیین مانوی.
کرتیر. به روایت خودِ کرتیر در سنگ نبشته اش، هرمز به او «کلاه و کمربند» (کُلاف و کمر) بخشید. این نشان جایگاه و مقام بود. ویکی پدیا از این نقل نتیجه می گیرد که او را به مقام موبد (بزرگ روحانی) رساند، ولی ایرانیکا در این بخش فقط به همین بخشیدن کلاه و کمربند اشاره می کند.
مانی. در متن های مانوی قبطی، پارتی، سغدی و ترکی، هرمز با مانی دیدار می کند و اجازه می دهد او با پروانه ی سفر به بابل برود. بر پایه ی یکی از قطعات پارتی ممکن است حتی از او احترام کرده باشد. تاریخ پذیری مهربانی هرمز نسبت به مانوی گری به همان اندازه سست است که ادعای کرتیر درباره ی آزار مانویان و دیگر ادیان. یعنی هر دو روایت، از دو سوی متضاد، احتمالاً جانبدارانه اند. جانشین او، بهرام یکم، دوره ای سخت تر برای مانی را آغاز کرد.
چرا هرمز از هر دو حمایت کرد؟ توراج دریایی حدس می زند که این بخشی از تلاش او برای کنترل هر دو آیین بوده که هر کدام می خواستند دین اصلی امپراتوری شوند. از نظر اسکیارو، هرمز مانند دو پیشینش زرتشتیِ نه چندان سرسپرده بود. این ها تفسیر پژوهشگران است، نه گزارش مستقیم منابع.
سکه های هرمز یکم و عنوان «شاهنشاه ایران و انیران»
از آنجا که نقش برجسته ای از هرمز نداریم، سکه هایش مهم ترین تصویری اند که از او می شناسیم. ایرانیکا و ویکی پدیا دو نکته را برجسته می کنند.
نکته ی اول: افزودن «انیران». پیش از هرمز، شعار سکه ها چنین بود: «بغ مزدیسن … شاهنشاه ایران که نژادش از ایزدان است». در دوره ی او این عنوان به «شاهنشاه ایران و انیران» گسترش یافت. یعنی: «اورمزد مزدیسن، شاهنشاه ایران و انیران، که نژادش از ایزدان است.»
واژه ی «چهر» در متن پارسی میانه را می توان «نژاد»، «تبار» یا «فر و درخشش» ترجمه کرد و منابع در ترجمه ی آن یکسان نیستند. «انیران» هم همان چیزی است که ما امروز «غیر ایران» می گوییم. ایرانیکا این افزوده را بی تردید بازتاب گسترش قلمرو امپراتوری می داند، اما تأکید می کند که دقیقاً کدام سرزمین ها «انیران» شمرده می شد هنوز روشن نیست. ویکی پدیا نیز یادآور می شود که عبارت «و انیران» پیش تر در سنگ نبشته های شاپور و به ندرت روی سکه ها آمده بود و در دوره ی هرمز برای نخستین بار «یکدست» شد.
نکته ی دوم: نقش پشت سکه. پشت سکه های هرمز دو «همراه» معمول دو طرف آتشدان دیده نمی شود و به جای آن دو نوع صحنه ی تاج گذاری با حضور آناهید یا مهر آمده است. ولی ویکی پدیا (به نقل از شیندل و کرتیس و استوارت) صحنه را چنین می خواند: دو تنِ ایستاده روبه روی آتشکده که یکی هرمز است و دیگری مهر یا آناهید. جزئیات تفسیر سکه ها میان پژوهشگران یکسان نیست
شهرهای هرمز یکم؛ اهواز، رامهرمز و دستگرد
اهواز (هرمزد-اردشیر). پرسش این است: چه کسی اهواز را ساخت؟ منابع در پاسخ یکصدا نیستند:
- طبری بنیان گذاری هرمزد-اردشیر را به اردشیر یکم نسبت می دهد. بریتانیکا هم نوشته که اردشیر شهر را بازسازی و «هرمزد-اردشیر» نامید.
- مقدسی، به نقل ایرانیکا، آن را کار شاپور یکم می داند.
- متن پهلوی «شهرستان های ایران» و بیشتر پژوهش های امروزی آن را به هرمز نسبت می دهند. شایگان در ایرانیکا می نویسد پژوهش نوین بیشتر به همین نظر گرایش دارد.
«بر اساس بسیاری از پژوهش های امروزی، هرمزد-اردشیر (اهواز) در دوره ی هرمز یکم بنیان نهاده یا بازسازی شد.»
نام شهر هم مسیر جالبی دارد. در منابع سریانی، از سال ۴۱۰ میلادی به بعد، شهر با نام هرمزد-اردشیر یا هرمزدشیر مقر اسقف است. بر پایه ی ایرانیکا، پس از حمله ی اعراب در سده ی هفتم بخشی از شهر ویران شد و بخش دیگر که مرکز بازرگانی بود به «سوق الاهواز» یعنی «بازار خوزیان» ترجمه شد. اهواز امروزی از همین نام کوتاه شده است. بریتانیکا هم یادآور می شود که کشف نفت در سده ی بیستم دوباره به این شهر رونق داد.
رامهرمز. ویکی پدیا (به نقل از یک مقاله ی سالاری پژوهشی) او را بنیان گذار شهر رام-هرمزد-اردشیر می داند که به رامهرمز کوتاه شد. همچنین بنا بر روایت های محلی، مدفن او در رامهرمز است. این «روایت محلی» است و باستان شناسی آن را تأیید نکرده است.
دستگرد. او همچنین شهر «آرتمیتا» را با نام «دستگرد» بازسازی کرد که بعدها اقامتگاه شاهی خسرو یکم و خسرو دوم شد. توجه کنید دستگرد امروز در خاک عراق است، نه ایران. اگر در مقاله از آن یاد می کنید، از عبارت «دستگرد در بین النهرین» استفاده کنید تا خواننده آن را با شهرهای همنام در ایران اشتباه نگیرد.
مرگ هرمز یکم و جانشینی بهرام یکم
پایان کار هرمز به اندازه ی آغازش مبهم است. او در ژوئن ۲۷۱ میلادی درگذشت (طبق گاهشماری ایرانیکا، ۲۷۳).
جانشین او پسرش هرمزدک نبود، بلکه برادرش بهرام یکم بود که با کمک کرتیر به تخت رسید. این نکته جالب است: احتمالاً همان روحانی ای که هرمز به او کلاه و کمربند بخشیده بود، در جانشینی بعدی نقش داشت. البته درباره ی میزان این نقش، منابع مختصر هستند. چند دهه بعد، نرسه، برادر کوچک تر هرمز، شاهنشاه شد و نخستین شاه ساسانی بود که به عنوان ولیعهد بر تخت ننشست.
هرمز یکم در شاهنامه و منابع اسلامی
نام او در ادبیات فارسی و عربی چه شکلی داشت؟
- شاهنامه: نام او «اورمزد شاپور» است (بنا بر ویکی پدیای فارسی). برای جزئیات روایت، به متن معتبر شاهنامه رجوع کنید.
- تاریخ طبری: ایرانیکا به طبری (جلد اول، ص ۸۳۱) ارجاع می دهد و صفت «البطل» و «الجریء» را برای او می آورد. ترجمه ی انگلیسی بخش ساسانیان طبری، به قلم باسورث (جلد پنجم، انتشارات دانشگاه ایالتی نیویورک، ۱۹۹۹)، در دسترس است.
- شهرستان های ایران: متن پهلوی که بنای هرمزد-اردشیر (اهواز) را به او نسبت می دهد.
- بیرونی و خوارزمی: ایرانیکا در فهرست منابع لقب «دلیر» از آثار آن ها یاد می کند.
اشتباهات رایج درباره ی هرمز یکم؛ با چه کسانی اشتباهش نگیریم؟
نام «هرمز» در تاریخ ایران بسیار تکرار شده است. این فهرست کمک می کند در مقاله دچار غلط نشوید:
- هرمز دوم (آغاز سده ی چهارم میلادی): پسر نرسه، نه پسر شاپور. در شاهنامه «اورمزد نرسی» است.
- هرمز سوم (۴۵۷ تا ۴۵۹) و هرمز چهارم (۵۷۹ تا ۵۹۰): شاهان بسیار متأخرترند. هرمز چهارم پدر خسرو پرویز است.
- هرمزان: فرمانده و حاکم خوزستان در زمان فتح عربی در سده ی هفتم. او در همان هرمزد-اردشیر (اهواز) پایگاهی داشت، ولی هیچ رابطه ای با هرمز یکم ندارد جز نام مشترک.
- هرمز یکم کوشان شاه: شاهزاده ای ساسانی و فرمانروای شرق امپراتوری (بنا بر ویکی پدیا ۲۷۰ تا ۲۹۵). او فرد دیگری است.
- نبرد هرمزدگان (۲۲۴): به نام مکان نبرد است و به این شاه ربطی ندارد. در آن اردشیر یکم بر اردوان چهارم پیروز شد.
- جزیره ی هرمز، تنگه ی هرمز و استان هرمزگان: موضوعاتی جداگانه اند و نباید با شخص هرمز یکم یکی گرفته شوند.
- اُهرمزد به عنوان خدا: نام شاه از نام ایزد گرفته شده، اما شاه و ایزد یکی نیستند.
گاهشمار هرمز یکم در یک نگاه
| سال (میلادی) | رویداد |
|---|---|
| ۲۲۴ | پیروزی اردشیر یکم در نبرد هرمزدگان و آغاز سلسله ی ساسانی |
| ۲۴۰ یا ۲۴۱ | آغاز پادشاهی شاپور یکم (بسته به منبع) |
| ۲۴۴ | پیمان شاپور یکم و فیلیپ عرب |
| ۲۵۲ | الحاق ارمنستان و شاه شدن هرمزد-اردشیر بر آن |
| ۲۵۳ تا ۲۵۶ | دومین لشکرکشی شاپور به روم؛ احتمالاً با حضور هرمز |
| ۲۷۰ یا ۲۷۲ | مرگ شاپور یکم و تاج گذاری هرمز یکم |
| ۲۷۱ یا ۲۷۳ | پایان پادشاهی هرمز یکم و جانشینی بهرام یکم |
جمع بندی
هرمز یکم با وجود دوران پادشاهی بسیار کوتاه که در منابع تاریخی تنها حدود یک سال ذکر شده، تأثیرات عمیق و ماندگاری در امپراتوری ساسانی بر جای گذاشت. او پیش از رسیدن به تاجوتخت، بهعنوان ولیعهدی شایسته و «شاه بزرگ ارمنیان» در نبردهای مهمی علیه امپراتوری روم شرکت کرد. هرمز نخستین پادشاهی بود که عنوان گستردهتر «شاهنشاه ایران و انیران» را روی سکههای خود بهطور رسمی و یکدست ضرب کرد که نشاندهنده اقتدار و وسعت قلمرو ساسانیان پس از فتوحات شاپور یکم است.
از سوی دیگر، رویکرد هوشمندانه و مداراگونه هرمز در مواجهه با دو نیروی مذهبی قدرتمند آن زمان، یعنی کرتیر (موبد پرنفوذ زرتشتی) و مانی، نشان از درایت سیاسی او برای حفظ یکپارچگی امپراتوری دارد. علاوه بر دستاوردهای نظامی و سیاسی، نقش او در توسعه شهرسازی نیز غیرقابل انکار است؛ بهطوریکه بنای شهرهای مهمی چون «هرمزد-اردشیر» (اهواز امروزی) و بازسازی «دستگرد» به او نسبت داده میشود و نامش را در جغرافیای تاریخی ایران جاودانه کرده است.




