بهرام یکم

بیوگرافی بهرام یکم

اگر اسم «بهرام یکم» را شنیده اید و فقط می دانید که یک پادشاه ساسانی بوده، باید بگوییم داستانش خیلی بیشتر از یک اسم در فهرست شاهان ایران باستان است. بهرام یکم شاید کوتاه ترین و به ظاهر «آرام ترین» دوران پادشاهی را در میان شاهان بزرگ ساسانی داشته باشد، اما همین چند سال کوتاه، یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ ادیان جهان را رقم زد: زندانی شدن و اعدام مانی، بنیان گذار آیین مانوی. اتفاقی که تا قرن ها بعد، رد پایش را از ایران تا چین و شمال آفریقا می توان دنبال کرد.

بهرام یکم که بود؟ نگاهی به نسب و جایگاه او در خاندان ساسانی

بهرام یکم که بود؟

بهرام یکم (که در منابع کهن با نام های وَهرام یکم یا وراهران یکم نیز ثبت شده) چهارمین شاهنشاه سلسله ساسانی و فرزند ارشد شاپور یکم، دومین شاه بزرگ این سلسله، بود. او سه برادر کوچک تر داشت: هرمزد اردشیر (که بعدها با نام هرمزد یکم بر تخت نشست)، نرسی و شاپور میشان شاه.

جایگاه بهرام در خاندان سلطنتی از همان دوران پدرش مشخص بود. کتیبه معروف شاپور یکم بر روی «کعبه زرتشت» در نقش رستم، که یکی از مهم ترین اسناد تاریخی دوران ساسانی به شمار می رود، فهرستی از فرزندان و بستگان شاه را به ترتیب رده و اهمیت آورده است. بر اساس این کتیبه، بهرام در جایگاه «شاه گیلان» معرفی شده، نشانه ای که پژوهشگران آن را دلیلی بر ارشدیت او میان فرزندان شاپور یکم می دانند. برخی منابع دیگر مانند دانشنامه بریتانیکا نیز اشاره می کنند که بهرام در دوران فرمانروایی پدرش، ولایت آتورپاتکان (آذربایجان باستان) را نیز اداره می کرده است؛ نکته ای که نشان می دهد او پیش از رسیدن به تاج و تخت، تجربه حکمرانی در سطح ایالتی را به خوبی اندوخته بود.

جالب اینجاست که با وجود ارشدیت بهرام، جانشینی شاپور یکم در ابتدا نه به او، بلکه به برادرش هرمزد اردشیر رسید؛ تصمیمی که بعدها داستان جالبی برای رسیدن بهرام به قدرت رقم زد.

راه بهرام یکم به تخت شاهنشاهی؛ از حاشیه قدرت تا تاجگذاری در سال ۲۷۱ میلادی

پس از درگذشت شاپور یکم در حدود سال ۲۷۰ میلادی، برادر بهرام یعنی هرمزد یکم بر تخت نشست، اما سلطنتش کوتاه بود و تنها حدود یک سال به طول انجامید. با مرگ زودهنگام هرمزد یکم، نوبت به بهرام رسید تا در سال ۲۷۱ میلادی عنان قدرت را در دست بگیرد.

نکته شنیدنی ماجرا اینجاست که به باور بسیاری از پژوهشگران، از جمله مقاله تخصصی دانشنامه ایرانیکا، این جانشینی چندان ساده و بی دردسر نبوده است. نرسی، یکی دیگر از پسران شاپور یکم و چهره ای بانفوذ در دربار، خود را وارث شایسته تر تخت می دانست. با این حال، به احتمال زیاد با پشتیبانی کرتیر، روحانی زرتشتی قدرتمندی که در آن دوران نفوذ فزاینده ای در دربار ساسانی داشت، این بهرام بود که بر تخت نشست. نرسی که ظاهراً بهرام را غاصب می دانست، ناچار به پذیرش رتبه دوم امپراتوری شد و به عنوان «شاه بزرگ ارمنستان» (یکی از مهم ترین القاب درباری آن دوران) به کار گمارده شد؛ عنوانی که هم نشانه احترام بود و هم راهی برای دور نگه داشتن او از مرکز قدرت.

این نکته اهمیت زیادی دارد چون نشان می دهد قدرت روحانیت زرتشتی، به ویژه شخص کرتیر، در همان روزهای نخست سلطنت بهرام یکم چقدر تعیین کننده بوده؛ موضوعی که در ادامه، در سیاست دینی این شاه به اوج خود می رسد.

معنای نام بهرام یکم و پیوند آن با ایزد پیروزی در باور ایرانیان باستان

نام «بهرام» برای ایرانیان امروز نامی آشنا و پرکاربرد است، اما ریشه آن به یکی از مهم ترین ایزدان اساطیر ایران باستان بازمی گردد. این نام در فارسی میانه (پهلوی) به صورت «وَرَهران» یا «وهرام» (Warahrān) ثبت شده و از واژه اوستایی «ورثرغنه» (Vərəθraγna) گرفته شده است؛ نام ایزدی که در دین زرتشتی نماد پیروزی، چیرگی بر دشمن و شکستن مقاومت ها بود.

انتخاب این نام برای شاهزادگان ساسانی تصادفی نبود. در باور دینی آن دوران، هر شاه با برگزیدن نام یک ایزد، خود را زیر سایه حمایت آن نیرو می دانست. جالب است بدانید در نگاره تاجگذاری اردشیر یکم، بنیان گذار سلسله ساسانی، در نقش رجب، شاهزاده بهرام (که بعدها بهرام یکم شد) روبه روی ایزد بهرام به شکل هراکلس یونانی (برهنه و با گرز در دست) به تصویر کشیده شده؛ ترکیبی جالب از هنر یونانی-رومی و باورهای ایرانی که نشان می دهد هنر ساسانی در دوران شکل گیری خود، از سنت های هنری همسایگان غربی امپراتوری نیز بهره می گرفته است.

این نام تا امروز هم در فرهنگ ایرانی زنده مانده و «بهرام» همچنان یکی از نام های محبوب پسرانه در ایران است؛ پیوندی زیبا میان زبان امروز ما و اساطیر سه هزار ساله ایران باستان.

سیاست دینی بهرام یکم و نقش کرتیر، روحانی قدرتمند دربار ساسانی

برای فهم درست دوران بهرام یکم، باید کرتیر را بشناسیم؛ روحانی زرتشتی بلندپایه ای که نامش با هفت پادشاه ساسانی در قرن سوم میلادی گره خورده است. کرتیر که لقبش به معنای «برنده» یا «تیزهوش» بوده، در دوران شاپور یکم به تدریج نفوذ گرفت، اما در دوران هرمزد یکم و به ویژه بهرام یکم بود که قدرتش به اوج رسید.

بر خلاف شاپور یکم که سیاستی نسبتاً باز و مدارا جویانه نسبت به ادیان مختلف داشت و حتی از رشد آیین مانوی در دربار خود استقبال می کرد، دوران بهرام یکم نقطه عطفی در سیاست دینی ساسانیان بود. با نفوذ فزاینده کرتیر، دربار ساسانی به سمت تثبیت دین زرتشتی به عنوان دین رسمی و برتر امپراتوری حرکت کرد و مدارای دینی دوران شاپور یکم رنگ باخت.

این تغییر جهت، صرفاً یک مسئله شخصی یا اعتقادی نبود؛ بلکه ابزاری سیاسی هم به شمار می رفت. تثبیت یک دین رسمی و یکدست، به شاه تازه به قدرت رسیده ای مثل بهرام یکم کمک می کرد تا بر گستره وسیع امپراتوری، که ملیت ها و ادیان مختلفی را در بر می گرفت، کنترل بیشتری داشته باشد. اما این سیاست، بهایی سنگین برای یکی از برجسته ترین چهره های دینی آن روزگار به همراه داشت: مانی.

اعدام مانی به دستور بهرام یکم؛ پایانی تلخ برای بنیان گذار آیین مانوی

اعدام مانی به دستور بهرام یکم

اگر بخواهیم یک رویداد را نماد دوران کوتاه بهرام یکم بدانیم، بی شک همین یک مورد است. مانی، پیامبر و بنیان گذار آیین مانوی که آموزه هایش ترکیبی از عناصر زرتشتی، مسیحی و بودایی بود، در دوران شاپور یکم از حمایت نسبی دربار برخوردار بود و حتی توانسته بود آیین خود را تا نواحی دوردستی چون آسیای میانه و بعدها تا چین گسترش دهد.

اما با روی کار آمدن بهرام یکم و اوج گیری قدرت کرتیر، اوضاع برای مانی و پیروانش به کلی تغییر کرد. بر اساس منابع تاریخی، از جمله دانشنامه ایرانیکا، در سال ۲۷۴ میلادی به دستور بهرام یکم، مانی دستگیر و زندانی شد و پس از مدت کوتاهی جان باخت؛ اتفاقی که موج سرکوب پیروان او را نیز به دنبال داشت.

نکته جالب و در عین حال قابل تأمل این است که روایت های مختلف از این رویداد، رنگ و بوی متفاوتی دارند. پژوهش های آکادمیک جدیدتر نشان می دهند که سه گروه دینی مهم امپراتوری ساسانی در آن دوره، یعنی زرتشتیان، مسیحیان و مانویان، هرکدام روایت متفاوتی از مرگ مانی و نقش بهرام یکم در آن ارائه کرده اند. برای نمونه، روایتی که احتمالاً از منبعی زرتشتی سرچشمه گرفته، تصویری از یک روحانیت مقتدر ارائه می دهد که پشتوانه فکری و اراده لازم را به شاهی که در تصمیم گیری تردید داشت، دادند؛ در حالی که روایت های مسیحی و مانوی، تصویری متفاوت از دربار بهرام یکم به دست می دهند. این تفاوت روایت ها یادآور نکته ای مهم است: در مطالعه تاریخ باستان، همیشه باید به منبع روایت هم توجه کرد، چون هر گروه دینی داستان را از دریچه منافع و نگاه خودش روایت می کرده است.

با این حال، آنچه در همه منابع مشترک است، این است که اعدام مانی در دوران بهرام یکم رخ داده و این رویداد، سرآغاز دوره ای طولانی از فشار بر آیین مانوی در قلمرو ساسانی بود؛ آیینی که با وجود این سرکوب، توانست تا قرن ها بعد در نقاط دیگر جهان، از جمله در امپراتوری روم و حتی در آسیای دوردست، به حیات خود ادامه دهد.

نقش برجسته بیشاپور، سند سنگی تاجگذاری بهرام یکم

یکی از زیباترین و در عین حال کمتر شناخته شده ترین یادگارهای دوران بهرام یکم، نقش برجسته ای است در تنگ چوگان، نزدیک شهر باستانی بیشاپور در استان فارس؛ شهری که پدرش شاپور یکم پس از پیروزی بر رومیان بنا نهاده بود. این نقش برجسته، که در شماره گذاری آثار بیشاپور با عنوان «نقش برجسته چهارم» یا «پنجم» شناخته می شود، صحنه تاجگذاری بهرام یکم را به تصویر می کشد: شاه سوار بر اسب، در حال دریافت حلقه پادشاهی (که در برخی توصیف ها با نام سیدارس یا دیهیم شناخته می شود) از دست اهورامزدا، خدای بزرگ آیین زرتشتی که او نیز سوار بر اسب نشان داده شده است.

این صحنه با پیروی از الگوی نقش برجسته های تاجگذاری اردشیر یکم در نقش رستم و شاپور یکم در نقش رجب ساخته شده، اما ویژگی های خاص خودش را دارد. ترکیب بندی متوازن صحنه، حالت باوقار شاه و حرکت پرمعنای دست اهورامزدا، این اثر را به یکی از تحسین شده ترین نمونه های هنر صخره ای ساسانی تبدیل کرده است.

نکته جالب دیگر درباره این نقش برجسته این است که بعدها، در دوران پادشاهی نرسی (یکی دیگر از پسران شاپور یکم که سال ها بعد به تخت رسید)، نام بهرام از کتیبه همراه این اثر حذف و نام خود نرسی جایگزین آن شد؛ نشانه ای کوچک اما گویا از رقابت های درون خاندانی که پیش تر هم به آن اشاره کردیم.

بهرام یکم و روابط خارجی؛ ارمنستان و روایتی محل تردید درباره ملکه زنوبیا

دوران پادشاهی بهرام یکم را در عرصه سیاست خارجی «کم رویداد» یا نسبتاً آرام توصیف می کنند؛ به ویژه در مقایسه با دوران پرتنش پدرش شاپور یکم که جنگ های بزرگی با روم داشت. با این حال، برخی منابع تاریخ عمومی، از جمله دانشنامه تاریخ جهان (World History Encyclopedia)، به روایتی اشاره می کنند که بر اساس آن، بهرام یکم وعده کمک نظامی به ملکه زنوبیا، فرمانروای معروف پالمیرا (تدمر) در سوریه امروزی و یکی از دشمنان سرسخت امپراتوری روم، داده بود؛ اقدامی که در صورت صحت، می توانست روابط ساسانیان و روم را تیره کند.

دوران بهرام یکم را از نظر رویدادهای بزرگ سیاسی-نظامی، آرام توصیف می کنند.

آنچه با قطعیت بیشتری می توان گفت، جایگاه ارمنستان در ساختار قدرت دوران بهرام یکم است. همان طور که پیش تر اشاره شد، برادرش نرسی به عنوان «شاه بزرگ ارمنستان» منصوب شد؛ نشان دهنده اهمیت راهبردی این منطقه مرزی برای امپراتوری ساسانی در برابر نفوذ روم در قفقاز.

مرگ بهرام یکم و میراثی که برای بهرام دوم به جا گذاشت

بهرام یکم در حدود سپتامبر سال ۲۷۴ میلادی درگذشت؛ به این ترتیب، پادشاهی او که از سال ۲۷۱ میلادی آغاز شده بود، تنها حدود سه سال به طول انجامید. لازم به ذکر است که در برخی منابع دیگر، از جمله دانشنامه بریتانیکا و برخی توضیحات مربوط به آثار باستانی بیشاپور، بازه زمانی سلطنت او کمی متفاوت و به صورت ۲۷۳ تا ۲۷۶ میلادی ثبت شده است. این نوع اختلاف چند ساله در تاریخ گذاری دقیق رویدادهای سده سوم میلادی ایران، به دلیل محدودیت و گاه ناهمخوانی منابع اولیه (مانند کتیبه ها، سکه ها و تواریخ بعدی) در میان پژوهشگران کاملاً شناخته شده است و نباید آن را نشانه بی اعتباری منبع دانست؛ بلکه بازتابی از پیچیدگی های تاریخ نگاری دوران باستان است. آنچه در اکثر منابع اصلی و تخصصی تر مانند دانشنامه ایرانیکا، ویکی پدیای انگلیسی (با استناد به منابع دانشگاهی) و کتاب های تخصصی تاریخ ساسانی مانند آثار تورج دریایی غالب است، همان بازه ۲۷۱ تا ۲۷۴ میلادی است.

پس از مرگ بهرام یکم، پسرش بهرام دوم جانشین او شد؛ باز هم با پشتیبانی کرتیر که این بار نیز نقشی کلیدی در انتقال قدرت ایفا کرد. این الگو، یعنی نقش تعیین کننده روحانیت زرتشتی در جانشینی شاهان، از میراث های مهمی بود که بهرام یکم و پیش از او هرمزد یکم برای نسل بعدی ساسانیان به یادگار گذاشتند؛ میراثی که تأثیر عمیقی بر ساختار قدرت در ایران ساسانی، حتی تا قرن ها بعد، داشت.

نتیجه گیری

بهرام یکم شاید در فهرست بلندبالای شاهان ساسانی، یکی از کوتاه مدت ترین و به ظاهر کم ماجراترین پادشاهان به نظر برسد؛ اما وقتی داستانش را از نزدیک تر بررسی می کنیم، می بینیم که چند سال کوتاه سلطنت او، تأثیراتی عمیق و ماندگار بر تاریخ دینی و سیاسی ایران باستان گذاشت. از تثبیت جایگاه دین زرتشتی به عنوان دین رسمی امپراتوری با کمک کرتیر، تا اعدام مانی که سرنوشت یکی از تأثیرگذارترین آیین های تاریخ بشر را برای همیشه تغییر داد؛ و از نقش برجسته زیبای بیشاپور که هنوز هم در تنگ چوگان پابرجاست، تا شبکه پیچیده روابط خانوادگی و قدرت در دربار ساسانی.

شناخت بهرام یکم، در واقع دریچه ای است برای فهم بهتر یکی از حساس ترین برهه های تاریخ ساسانی؛ دورانی که در آن، مرز میان قدرت شاهی و قدرت دینی، شکل تازه ای گرفت و پیامدهایش تا سده ها بعد در تاریخ ایران احساس شد. امیدواریم این مقاله توانسته باشد تصویری دقیق، مستند و در عین حال خواندنی از این شاه کمترشناخته شده ساسانی به شما ارائه دهد.

سوالات متداول

بهرام یکم چه کسی بود و در چه سال هایی حکومت کرد؟
بهرام یکم چهارمین شاهنشاه ساسانی و فرزند ارشد شاپور یکم بود که بر اساس منابع اصلی از سال ۲۷۱ تا ۲۷۴ میلادی (با اندکی اختلاف در برخی منابع تا ۲۷۶ میلادی) بر ایران فرمانروایی کرد.

چرا بهرام یکم دستور اعدام مانی، بنیان گذار آیین مانوی را صادر کرد؟
با اوج گیری قدرت کرتیر، روحانی زرتشتی دربار، سیاست دینی دربار ساسانی به سمت تثبیت انحصاری دین زرتشتی تغییر کرد و مانی که آیینی متفاوت را تبلیغ می کرد، در سال ۲۷۴ میلادی زندانی و اعدام شد.

بهرام یکم فرزند چه کسی بود و چه کسی جانشین او شد؟
بهرام یکم فرزند شاپور یکم و برادر هرمزد یکم بود که پیش از او سلطنت کرده بود. پس از مرگ بهرام یکم، پسرش بهرام دوم به تخت نشست.

نام «بهرام» از کجا آمده و چه معنایی دارد؟
این نام از واژه اوستایی «ورثرغنه» گرفته شده، نام ایزد پیروزی در دین زرتشتی، و در فارسی میانه به صورت «وهرام» و در فارسی امروز به صورت «بهرام» درآمده است.

نقش برجسته بیشاپور مربوط به بهرام یکم چه چیزی را نشان می دهد؟
این نقش برجسته که در تنگ چوگان نزدیک بیشاپور قرار دارد، صحنه دریافت دیهیم پادشاهی توسط بهرام یکم، سوار بر اسب، از دست اهورامزدا را به تصویر می کشد و یکی از زیباترین آثار هنر صخره ای دوران ساسانی به شمار می رود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *