هر سال در هجدهم تیرماه، ایران یک روز ویژه را در تقویم فرهنگی خود جشن میگیرد؛ روزی که شاید برای بسیاری ناشناخته باشد، اما پیامش یکی از عمیقترین پیامهای ممکن را با خود حمل میکند: ادبیات کودک و نوجوان، سرمایهی واقعی هر ملتی است.
بگذارید با یک سؤال ساده شروع کنیم: آیا یادتان هست اولین کتابی که دوست داشتید چه بود؟ شاید «قصههای خوب برای بچههای خوب» بود، شاید یک داستان علمی-تخیلی، شاید یک شعر کودکانه که مادرتان هر شب برایتان میخواند. اگر آن تجربه را به خاطر دارید، پس میدانید که ادبیات کودکانه فقط «یک کتاب» نیست؛ بلکه اولین پنجرهای است که ذهن یک انسان کوچک به سوی دنیای بزرگ باز میشود.
روز ملی ادبیات کودک و نوجوان در ایران، فرصتی است تا هم به گذشتهی درخشان این حوزه افتخار کنیم، هم به آیندهی آن بیندیشیم، و هم از خودمان بپرسیم: آیا به اندازهی کافی برای کتابخوانی کودکانمان وقت میگذاریم؟
چرا ۱۸ تیر «روز ملی ادبیات کودک و نوجوان» است؟
تاریخچه نامگذاری روز ادبیات کودک و نوجوان در ایران
این روز اتفاقی انتخاب نشده است. ۱۸ تیرماه مصادف است با سالروز درگذشت مهدی آذریزدی، نویسندهای که به او لقب «پدر ادبیات کودک و نوجوان ایران» دادهاند. آذریزدی در ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در ۸۷ سالگی در بیمارستان آتیه تهران چشم از جهان بست و در حسینیهی خرمشاه یزد، در نزدیکی زادگاهش، به خاک سپرده شد.
پس از درگذشت او، شورای عالی انقلاب فرهنگی بنا بر پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی، روز ۱۸ تیر را بهعنوان روز رسمی ادبیات کودک و نوجوان در تقویم جمهوری اسلامی ایران ثبت کرد. این نامگذاری، هم ادای احترام به میراث این مرد بزرگ است، هم یادآوری سالانهای برای جامعه که به ادبیات کودک توجه کند.

مهدی آذریزدی مردی که بچههای ایران را عاشق قصه کرد
زندگی مردی که هرگز به مدرسه نرفت اما پدر ادبیات کودک شد
شاید باور نکنید، اما مردی که امروز «پدر ادبیات کودک و نوجوان ایران» نامیده میشود، هرگز پا به کلاس درس نگذاشت. مهدی آذریزدی در اسفندماه سال ۱۳۰۰ در آبادی خرمشاه، از توابع یزد، در یک خانوادهی فقیر و کمجمعیت به دنیا آمد. پدرش از نظر دینی محافظهکار بود و اجازه نمیداد پسرش به مدرسه برود. مهدی الفبا را از پدر یاد گرفت و بزرگترین استادش، پای منبرهای مذهبی بود.
اما روزگار برای این پسر یزدی طرح دیگری داشت. وقتی بیست ساله بود، صاحب یک کارگاه جوراببافی، دومین کتابفروشی یزد را تأسیس کرد و مهدی را از میان شاگردان کارگاه انتخاب کرده، به کتابفروشی برد. در همان لحظهی ورود به کتابفروشی بود که، به قول خودش، احساس کرد «به بهشت رسیده».
او در میان کتابها رشد کرد و در ۳۵ سالگی نوشتن را شروع کرد. در سال ۱۳۳۵، در حین کار در بنگاه ترجمه و نشر کتاب، متوجه جای خالی قصههای مناسب برای کودکان شد. متون کهن ادبیات فارسی مانند کلیله و دمنه، گلستان، مثنوی، مرزباننامه و آثار عطار، سرشار از حکایتهای زیبا بودند؛ اما زبانشان برای کودکان سنگین و نامفهوم بود. آذریزدی تصمیم گرفت این گنج را برای بچهها ترجمه کند.
آثار ماندگار آذریزدی
مجموعهی ۸ جلدی «قصههای خوب برای بچههای خوب» معروفترین اثر اوست؛ مجموعهای که قصههای بازنویسیشده از متون ادبی قدیم فارسی چون کلیله و دمنه، مرزباننامه، سیاستنامه، گلستان، مثنوی و آثار عطار را در قالب زبانی ساده و دلنشین برای کودکان عرضه کرد. این مجموعه از پرتیراژترین کتابهای تاریخ ادبیات کودک ایران است
دیگر آثار او عبارتند از:
- دورهی دهجلدی «قصههای تازه از کتابهای کهن»
- «خاله سوسکه»
- «گربهی ناقلا» و «گربهی تنبل»
- «شعر قند و عسل»
- «مثنوی بچههای خوب»
- «خاله قورباغه»
- «لبخند»
- «پنج افسانه»
- «بافندهی داننده»

روز جهانی کتاب کودک ارتباط ایران با جهان
از هانس کریستیان اندرسن تا ۱۳ فروردین
علاوه بر روز ملی ادبیات کودک (۱۸ تیر)، یک روز جهانی هم برای کتاب کودک وجود دارد که ایران نیز آن را رسمیت میشناسد. روز جهانی کتاب کودک هر سال در تاریخ تولد هانس کریستیان اندرسن (نویسندهی داستانهای مشهور دانمارکی) یعنی ۲ آوریل (معادل ۱۳ فروردین) برگزار میشود.
این روز توسط IBBY (دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان) مدیریت میشود که از سال ۱۹۵۳ در سوئیس آغاز به کار کرده است. ایران از سال ۱۳۴۹ این روز را به رسمیت شناخته و وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۳۵۰ رسماً ۱۳ فروردین را روز جهانی کتاب کودک در ایران اعلام کرد. در سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۲)، افتخار میزبانی مراسم بزرگداشت این روز نصیب ایران شد.
این سازمان از ایدهی خلاقانهی جلا لپمن (Jella Lepman) در سال ۱۹۵۱ در مونیخ آلمان شکل گرفت. لپمن معتقد بود که کتابهای کودکانه میتوانند پس از ویرانیهای جنگ جهانی دوم، پلی برای تفاهم بینالمللی باشند. امروز این سازمان بیش از ۸۵ بخش ملی در سراسر جهان دارد.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ستون فقرات ادبیات کودک ایران
تاریخچه و جایگاه کانون در ادبیات کودک ایران
اگر بخواهیم از مهمترین نهاد ادبی کودک در ایران صحبت کنیم، باید از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نام ببریم. این سازمان فرهنگی و هنری غیرانتفاعی در دیماه ۱۳۴۴ با هدف پر کردن کمبود آثار و محصولات فرهنگی برای کودکان و نوجوانان تأسیس شد.
سازمان انتشارات کانون در اسفندماه ۱۳۴۵ آغاز به کار کرد و با گردآوردن بهترین نویسندگان، مترجمان و مصوران، ادبیات کودک را از نظر کمی و کیفی به شکل چشمگیری ارتقا داد. کانون طی سیزده سال اول فعالیت، ۱۴۶ عنوان کتاب منتشر کرد که برای دوران خود رقم قابل توجهی بود.
پس از انقلاب اسلامی، نظارت کانون به وزارت آموزش و پرورش سپرده شد و این سازمان همچنان به عنوان یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی کودک در ایران فعالیت میکند. کانون امروز دارای گستردهترین شبکهی کتابخانههای کودکان و نوجوانان در ایران است و علاوه بر انتشار کتاب، در حوزههای فیلم، تئاتر، موسیقی و سایر محصولات فرهنگی نیز فعال است.
کانون در بیانیهای به مناسبت روز ملی ادبیات کودک و نوجوان تأکید کرده که این روز «مُهر تأییدی بر قبول هویت فردی و اجتماعی کودکان و نوجوانان ایرانی بهعنوان مخاطبانی مؤثر است» و کانون از ۵۵ سال پیش در پرورش این دیدگاه تلاش کرده است.
برنامههای کانون به مناسبت ۱۸ تیر
هر سال کانون پرورش فکری، از ۱۸ تا ۲۸ تیرماه، برنامههای متنوعی در مراکز خود در سراسر کشور برگزار میکند:
- دیدار نویسندگان کودک و نوجوان با مخاطبان در فروشگاههای کانون
- جشنها و ویژهبرنامههای کتابخوانی
- نمایشگاههای کتاب ویژهی کودکان
- کارگاههای قصهگویی و نقاشی
در سال ۱۴۰۵، با توجه به اینکه ۱۸ تیر روز پنجشنبه است، پیشبینی میشود برنامههای این روز از اهمیت و حضور بیشتری برخوردار باشد.

چرا ادبیات کودک اینقدر مهم است؟ علم چه میگوید
۶ تأثیر اثباتشدهی ادبیات کودکانه بر رشد کودکان ایرانی
۱. تقویت زبان و واژگان کتابهای کودکانه اغلب از کلمات و عباراتی استفاده میکنند که در مکالمات روزمره کمتر شنیده میشوند. این موضوع دایرهی واژگان کودک را به شکل طبیعی و جذاب گسترش میدهد.
۲. رشد همدلی و هوش هیجانی وقتی کودکی داستانی میخواند و با شخصیتهای مختلف همذاتپنداری میکند، یاد میگیرد از دیدگاه دیگران به دنیا نگاه کند. یک مطالعه در سال ۲۰۱۳ توسط The New School for Social Research نشان داد که خواندن داستان، ظرفیت فهم حالتهای ذهنی دیگران را تقویت میکند.
۳. پرورش تخیل و خلاقیت ادبیات کودکانه با ایجاد تصویرهای ذهنی و داستانهای خیالی، خلاقیت را تحریک میکند. کودکی که از دنیای قصهها عبور کرده، یاد میگیرد که «چیزی که هنوز نیست» را هم تصور کند.
۴. تقویت تمرکز و حافظه پیگیری یک داستان چند فصلی، مغز کودک را به تمرین تمرکز و نگهداری اطلاعات در حافظه وا میدارد. این مهارتی است که در تمام جنبههای زندگی تحصیلی و حرفهای مفید است.
۵. تعمیق رابطهی والد و فرزند خواندن مشترک کتاب، فضایی ایجاد میکند که در آن والد و کودک در کنار هم و با آرامش وقت میگذرانند. این لحظات برای هر دو طرف خاطرهانگیز و ارزشمند است.
۶. آشنایی با میراث فرهنگی در ایران، ادبیات کودکانهای مثل «قصههای خوب برای بچههای خوب» کودکان را با میراث غنی ادبیات فارسی آشنا میکند؛ میراثی که شامل حکایتهای هزار ساله از گلستان، مثنوی و کلیله و دمنه میشود.

گنجهای ادبیات کودک ایران؛ از کلاسیک تا معاصر
نویسندگان و آثار برجستهی ادبیات کودک ایران
ادبیات کودک ایران تاریخچهای غنی دارد که در آن نامهای ماندگار بسیاری میدرخشند:
صمد بهرنگی با «ماهی سیاه کوچولو» (۱۳۴۷) داستانی نوشت که هنوز هم پس از دههها، نماد شجاعت و کنجکاوی است. این اثر که به دهها زبان ترجمه شده، یکی از مشهورترین کتابهای کودک ایرانی در جهان است.
مهدی آذریزدی با بازنویسی متون کهن، گنجهای ادبی ایران را برای کودکان قابل دسترس کرد.
محمدرضا شمس و فریده هاشمیرفسنجانی از نویسندگانی هستند که در دهههای اخیر آثار ارزندهای خلق کردهاند.
همچنین از نازیلا نوبهاری، نویسندهی کیشی با بیش از ۱۸ سال سابقه که ۷ کتاب برای گروههای سنی الف و ب نوشته، و احمد اکبرپور با بیش از ۴۰ کتاب برای کودکان، میتوان نام برد که نشاندهندهی پویایی این حوزه در روزگار ماست.
گروهبندی سنی در ادبیات کودک ایران
در ایران، ادبیات کودک و نوجوان معمولاً به گروههای سنی زیر تقسیم میشود:
- گروه الف (۳ تا ۶ سال): کتابهای تصویری ساده با متن کم
- گروه ب (۶ تا ۹ سال): داستانهای کوتاه با تصویر
- گروه ج (۹ تا ۱۲ سال): رمانهای کوتاه و مجموعهداستان
- گروه د (۱۲ تا ۱۵ سال): رمانهای بلندتر و ادبیات نوجوان
- گروه ه (۱۵ تا ۱۸ سال): ادبیات جوانان با مضامین پیچیدهتر

چالشهای ادبیات کودک در ایران ۱۴۰۵
مشکلات واقعی که باید دربارهشان صحبت کرد
صادقانه بگوییم؛ با وجود همهی این روزهای ملی و تلاشهای ارزشمند، ادبیات کودک در ایران با چالشهای جدی روبهروست:
کمتوجهی نسبت به این روز ملی: متأسفانه در بسیاری از خانوادهها، روز ۱۸ تیر مثل هر روز دیگری میگذرد. این در حالی است که اگر همین یک روز در سال، یک کتاب مناسب برای کودکان خریداری شود، خودش گامی بزرگ است.
رقابت با فضای دیجیتال: کودکان امروز با تبلت، گوشی و بازیهای ویدیویی بزرگ میشوند. این رسانهها به خودی خود بد نیستند، اما اگر جای کتاب را بگیرند، یک فرصت طلایی برای رشد از دست میرود.
قیمت کتاب: با توجه به شرایط اقتصادی، قیمت کتابهای با کیفیت برای بسیاری از خانوادههای ایرانی سنگین است. این معضل باید با حمایت دولتی و سیاستهای فرهنگی جدیتر حل شود.
کمبود کتابخانههای مدرن کودکانه: در بسیاری از شهرهای کوچک و روستاها، دسترسی به کتابخانههای مجهز کودکانه بسیار محدود است.
غلبهی ترجمه بر تولید داخلی: درصد قابل توجهی از کتابهای کودک در ایران ترجمهی آثار خارجی است. این در حالی است که پرورش نویسندگان بومی که با فرهنگ و ارزشهای ایرانی آشنا باشند، ضرورتی اجتنابناپذیر است.

چطور روز ادبیات کودک را معنادار کنیم؟
پیشنهادهایی برای والدین، معلمان و مربیان
برای والدین:
۱. یک کتاب خریدن، بزرگترین هدیه: در روز ۱۸ تیر، به جای یک اسباببازی دیگر، یک کتاب متناسب با سن فرزندتان بخرید. از کتابفروش بخواهید کمک کند.
۲. کتابخوانی مشترک: هر شب، حتی ۱۵ دقیقه، با فرزندتان کتاب بخوانید. این عادت ساده میتواند تأثیر شگرفی در رشد او داشته باشد.
۳. بردن به کتابخانه: کتابخانههای کانون پرورش فکری در اغلب شهرها وجود دارد. یک روز در هفته یا ماه، فرزندتان را به کتابخانه ببرید و اجازه دهید خودش کتاب انتخاب کند.
۴. الگو باشید: اگر کودک ببیند که والدینش کتاب میخوانند، طبیعیتر به سمت کتاب جذب میشود.
برای معلمان و مربیان:
۱. برگزاری جشن کتاب در مدرسه در هفتهی ۱۸ تیر ۲. اختصاص ۵ تا ۱۰ دقیقه از کلاس به قصهگویی ۳. ایجاد کتابخانهی کلاسی با کمک والدین ۴. برگزاری مسابقهی نقاشی براساس داستانهای کودکانه
برای مدارس:
۱. دعوت از نویسندگان کودک به مدرسه ۲. برگزاری نمایشگاه کتاب در مدرسه ۳. تشویق دانشآموزان به نوشتن داستانهای کوتاه

کتابهای پیشنهادی برای بچههای ایرانی
بهترین کتابها برای هر گروه سنی
گروه الف (۳ تا ۶ سال):
- «خاله سوسکه» – مهدی آذریزدی
- «گربهی ناقلا» – مهدی آذریزدی
- کتابهای مصور ساده با رنگهای شاد
گروه ب (۶ تا ۹ سال):
- «قصههای خوب برای بچههای خوب» (جلد اول) – مهدی آذریزدی
- «ماهی سیاه کوچولو» – صمد بهرنگی
- داستانهای علمیتخیلی ساده
گروه ج (۹ تا ۱۲ سال):
- «قصههای خوب برای بچههای خوب» (جلدهای بیشتر)
- داستانهای تاریخی و ماجرایی
- رمانهای فانتزی فارسی
گروه د و ه (۱۲ تا ۱۸ سال):
- رمانهای نوجوانانه با مضامین اجتماعی
- ادبیات کلاسیک سادهنویسی شده
- شعر نوجوان
نقش فناوری در ادبیات کودک دوست یا دشمن؟
کتابهای دیجیتال و اپلیکیشنهای کودکانه
یکی از بحثهای جذاب این روزها، رابطهی ادبیات کودک با فناوری است. آیا کتابهای الکترونیکی میتوانند جای کتاب کاغذی را بگیرند؟
واقعیت این است که در ایران، بازار کتابهای دیجیتال کودکانه هنوز در مراحل ابتدایی است. اما برخی اپلیکیشنهای داستانگویی و بازیهای آموزشی مبتنی بر ادبیات وجود دارند که میتوانند مکمل خوبی برای کتابهای کاغذی باشند.
با این حال، کارشناسان تأکید دارند که تجربهی نگه داشتن یک کتاب کاغذی، لمس صفحات و بوی کتاب، بخشی از تجربهی کتابخوانی است که دیجیتال نمیتواند کاملاً جایگزینش شود. برای کودکان زیر ۶ سال بهویژه، کتابهای کاغذی مزیتهای حسی مهمی دارند.
توصیهی کارشناسان این است: فناوری را بهعنوان درگاهی به سوی کتاب ببینید، نه جایگزین آن. اگر یک اپلیکیشن کودک را علاقهمند به یک داستان میکند، آن را به کتاب کاغذی همان داستان هدایت کنید.

ادبیات کودک ایران در دنیا از جهانیسازی تا هویت ملی
جایگاه ادبیات کودک ایران در صحنهی بینالمللی
ادبیات کودک ایران در عرصهی بینالمللی حضور دارد. «ماهی سیاه کوچولو» صمد بهرنگی به دهها زبان ترجمه شده و در بسیاری از کشورها شناخته شده است. ایران در سال ۱۳۷۱ میزبان مراسم روز جهانی کتاب کودک بود که خود نشانهای از جایگاه این کشور در ادبیات کودک جهانی است.
IBBY بخش ایران فعال دارد و هر دو سال یکبار در فهرست افتخاری (Honour List) این سازمان، آثاری از ایران حضور دارند. این فهرست که شامل بهترین کتابهای کودک از کشورهای مختلف است، فرصتی برای معرفی ادبیات کودک ایرانی به جهان فراهم میکند.
اما چالش اصلی این است: چطور میتوانیم ادبیاتی تولید کنیم که هم ریشه در فرهنگ غنی ایرانی داشته باشد، هم جذابیت جهانی داشته باشد؟ این سؤالی است که نویسندگان، ناشران و سیاستگذاران فرهنگی ایران باید پاسخش را پیدا کنند.
نتیجهگیری
مهدی آذریزدی، مردی که بدون مدرسه رفتن، پدر ادبیات کودک ایران شد، به ما نشان داد که عشق به کتاب را نمیتوان با هیچ مدرک و دیپلمی اندازه گرفت. او با یک سؤال ساده شروع کرد: «چرا بچههای ما نمیتوانند از گنجهای ادبیات فارسی لذت ببرند؟» و پاسخش، صدها هزار کتاب در دستان صدها هزار کودک ایرانی بود.
درامسال، شاید سؤال ما این باشد: «چرا کودکان ما کمتر کتاب میخوانند؟» و پاسخ را باید نه در قفسههای کتابخانهها، بلکه در عادتهای روزمرهی خودمان جستجو کنیم.
اگر امسال یک کار بکنید، این باشد: یک کتاب بخرید، بنشینید کنار فرزند یا خواهرزاده یا شاگردتان، و یک قصه با هم بخوانید. همین یک لحظه، میتواند شروع یک عمر عاشقی به کتاب باشد.
مولانا قرنها پیش این حقیقت را در یک بیت خلاصه کرد:
«چون که با کودک سر و کارت فُتاد / هم زبان کودکان باید گشاد»




