روز پاسدار | تاریخ دقیق روز پاسدار {1404} |چرا میلاد امام حسین روز پاسدار نامگذاری شد؟

داستان از غروبی آغاز می‌شود که مردمان مدینه، صدای نجوای فرشتگان را در خانه علی (ع) و فاطمه (س) شنیدند. سوم شعبان، تنها یک تاریخ در تقویم هجری نیست؛ نقطه عطف تاریخ ایستادگی است. نوزادی که در آن روز به دنیا آمد، قرار بود ۵۰ سال بعد، در صحرایی خشک و تفتیده، معنای «پاسداری» را با خون خویش بر ریگ‌های بیابان بنویسد.

قرن‌ها گذشت و آن روحِ عصیان‌گر علیه ظلم، در کالبد جوانانی رسوخ کرد که در بهمن ۵۷، لرزه بر اندام استبداد انداختند. امام خمینی (ره) با نبوغ الهی خود، این پیوند را کشف کرد. او می‌دانست که انقلاب برای بقا، به جنسی از مراقبت نیاز دارد که فراتر از محاسبات نظامی است. او نام این مراقبت را «پاسداری» گذاشت و روز ولادت حسین بن علی (ع) را برای آن برگزید تا امضای سرخ عاشورا، پای حقانیت این لباس باشد.

تقویمتاریخ روز پاسدار
شمسی3 بهمن 1404
قمری3 شعبان 1447
میلادی22 ژانویه 2026

پاسداری؛ فراتر از یک لباس، فراتر از یک مرز

پاسداری در ادبیات انقلاب اسلامی، نه یک شغل که یک «شأن» است. تفاوت یک سرباز کلاسیک با یک پاسدار در چیست؟ سرباز برای مرز می‌جنگد، اما پاسدار برای «آرمان» سینه سپر می‌کند. مرزهای پاسداری، آنجایی تمام می‌شود که ظلم تمام شود.

رهبر انقلاب در توصیف این مقام می‌فرمایند: «پاسداری، یک عنوانِ ارزشی و معنوی است. این فقط به معنای حضور در یک سازمان نظامی نیست؛ بلکه به معنای حضور در خط مقدمِ فداکاری است.»

اگر به صفحات تاریخ دفاع مقدس بازگردیم، پاسدارانی را می‌بینیم که پیش از آنکه فنون نظامی بیاموزند، فنون «شکستن نفس» را آموخته بودند. آن‌ها در شب‌های عملیات، پوتین‌های یکدیگر را واکس می‌زدند و برای پیش‌قدم شدن در عبور از میدان مین، بر یکدیگر سبقت می‌گرفتند. این همان «فرهنگ پاسداری» است که از سرچشمه کربلا سیراب شده است.

روایتِ نخل‌های بی‌سر (سپاه در جنگ تحمیلی)

بیایید به سال‌های ۶۰ بازگردیم. خرمشهر در محاصره است، جاده‌ها زیر آتش توپخانه و دشمن با تمام تجهیزات غربی و شرقی‌اش به میدان آمده. در این میان، جوانانی را می‌بینید با لباس‌های خاکی ساده که تنها سلاح‌شان کلاشینکف‌های زنگ‌زده و ایمانی صیقل‌خورده است.

داستان کوتاه از جبهه: فرمانده‌ای را تصور کنید که در میان گل و لای هور، در حالی که چند شب است نخوابیده، به نیروهایش روحیه می‌دهد. او نه در ستادهای دورافتاده، بلکه در خط مقدم، در سنگری که بوی خون و باروت می‌دهد، نشسته است. او «مهدی باکری» است. وقتی خبر شهادت برادرش حمید را به او می‌دهند، بی‌آنکه صدایش بلرزد، می‌گوید: «حمید هم مثل بقیه شهدا؛ اگر بقیه را آوردید، او را هم بیاورید.» این واقعه، مانیفست پاسداری است: برتری دادنِ مصالحِ حق بر پیوندهای خونی.

در این دوران، سپاه پاسداران از یک گروه کوچک محافظ شهری، به یک نیروی عظیم راهبردی تبدیل شد. اما هرگز از بدنه مردم جدا نشد. این رمز ماندگاری پاسدار است؛ او از دل مردم برمی‌خیزد و برای مردم ذوب می‌شود.

پاسداری در عصر تکنولوژی و سایبر

با پایان جنگ، رسالت پاسدار تمام نشد، بلکه پیچیده‌تر شد. دشمن که در میدان نبرد نظامی شکست خورده بود، به سفره‌ها، اعتقادات و مغزها هجوم آورد. در اینجا، پاسداری به معنای «جهاد علمی» تعبیر شد.

  • در عرصه امنیت: اگر امروز پهپادهای ایرانی بر فراز منطقه می‌خرامند و خواب را از چشم متجاوزان می‌گیرند، این نتیجه پاسداریِ علمی جوانانی است که در آزمایشگاه‌های موشکی، شب را به صبح رساندند.
  • در عرصه سازندگی: قرارگاه‌های سازندگی سپاه، ادامه‌دهنده همان خاکریزهای دفاع مقدس شدند. ساخت سدها، پل‌ها و پالایشگاه‌هایی که تحریم‌ها را بی‌اثر کرد، جبهه جدید پاسداران بود. آن‌ها نشان دادند که پاسدار، محافظِ رفاهِ ملت نیز هست.

قاسم سلیمانی؛ معمار نوین پاسداری

نمی‌توان از روز پاسدار گفت و به بلندای قامت مردی نپرداخت که مرزهای مقاومت را تا سواحل مدیترانه گسترش داد. حاج قاسم سلیمانی، نسخه تمام‌عیار پاسداری در قرن بیست و یکم بود. او ثابت کرد که یک پاسدار می‌تواند در عین حال که قدرتمندترین مرد نظامی منطقه است، در برابر فرزند یک شهید، چنان متواضع باشد که گویی فرزندی در برابر پدر.

شهید سلیمانی: «سپاه، دیده‌بان بیدار انقلاب است. ما باید چنان باشیم که دشمن از هیبت ما بترسد و مظلوم از دیدن ما احساس آرامش کند.»

او پاسداری را از جغرافیای ایران به جغرافیای جهان اسلام برد. او به پاسداران آموخت که «دفاع از حرم»، دفاع از حریمِ انسانیت است. خون او که در فرودگاه بغداد بر زمین ریخت، درخت پاسداری را به گونه‌ای آبیاری کرد که هزاران جوان در سراسر دنیا، آرزوی پوشیدن لباس سبز خدمت را در سر بپرورانند.

چرا دشمن از نام «پاسدار» می‌هراسد؟

دلیل هراس استکبار از این نهاد، نه فقط تجهیزات نظامی، بلکه «روحیه شهادت‌طلبی» است. آن‌ها می‌دانند که با ارتشی که برای «کشته شدن در راه خدا» مسابقه می‌دهد، نمی‌توان با منطق مادی جنگید. پاسدار، محاسبات آن‌ها را به هم می‌زند. وقتی آن‌ها روی کاغذ برتری دارند، پاسدار با عنصر «ایمان» و «نصرت الهی»، نتیجه را در زمین تغییر می‌دهد.

نتیجه‌گیری: عهدی که با خون بسته شد

روز پاسدار، روز بازخوانی یک پیمان است. پیمانی که در روز سوم شعبان با امام حسین (ع) بسته شده و هر روز در میدان‌های مختلف امتحان می‌شود. پاسدار، نگهبانِ بیدارِ هویت یک ملت است. او کسی است که در حوادث تلخ، چون کوه می‌ایستد و در شادی‌های مردم، گمنام‌ترین است.

این لباس سبز، نه یک پوشش نظامی، بلکه کفنی است که پاسدار همیشه به تن دارد تا امنیت، استقلال و آزادی این سرزمین، گزندی نبیند. تا زمانی که تفکر پاسداری در رگ‌های این کشور جاری است، هیچ طوفانی نمی‌تواند کشتی انقلاب را از مسیر خود خارج کند.

سخن آخر: پاسداری، هنرِ «سوختن برای روشن کردن راه» است. سلام بر آنان که در گمنامی، پاسدارِ نامِ بلندِ ایران و اسلام ماندند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل