علی شریعتی که بود؟

دکتر علی شریعتی (۱۳۱۲–۱۳۵۶) جامعه‌ شناس، نویسنده و متفکر برجسته ایرانی بود که با بازتفسیر مفاهیمی چون «تشیع علوی» و طرح نظریه «بازگشت به خویشتن»، نقشی کلیدی در آگاهی‌بخشی به نسل جوان و شکل‌گیری زمینه‌های فکری انقلاب ۱۳۵۷ ایفا کرد. او پس از سال‌ها فعالیت علمی، تدریس در حسینیه ارشاد و تحمل زندان و حبس خانگی، سرانجام در ۴۳ سالگی و به شکلی مرموز در ساوت‌همپتون انگلستان درگذشت و پیکرش در دمشق به خاک سپرده شد.

علی شریعتی که بود؟

مشخصات فردی علی شریعتی

  • نام کامل: علی شریعتی مزینانی
  • تاریخ تولد: ۲ آذر ۱۳۱۲
  • محل تولد: روستای کاهک، نزدیک سبزوار، خراسان
  • نام پدر: محمدتقی شریعتی
  • تحصیلات: کارشناسی ادبیات فارسی دانشگاه مشهد؛ دکترای جامعه‌شناسی و تاریخ اسلام از فرانسه
  • شغل: نویسنده، جامعه‌شناس، معلم و متفکر دینی
  • همسر: پوران شریعت‌رضوی
  • ملیت: ایرانی
  • تاریخ درگذشت: ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ (۱۹ ژوئن ۱۹۷۷)
  • محل درگذشت: ساوت‌همپتون، انگلستان
  • سن هنگام درگذشت: ۴۳ سال
  • محل دفن: کنار حرم حضرت زینب (س)، دمشق، سوریه

علی شریعتی کیست؟ معرفی معلم و ایدئولوگ انقلاب اسلامی ایران

علی شریعتی مَزینانی در ۲ آذر ۱۳۱۲ در روستای کاهک، نزدیک سبزوار خراسان، در خانواده‌ای اهل علم و دین به دنیا آمد. پدرش، محمدتقی شریعتی، روحانی و مدرسی پرآوازه بود که سال‌ها در راه نشر آگاهی دینی و مبارزه فکری با افکار مارکسیستی تلاش کرد. همین پدر بود که «کانون نشر حقایق اسلامی» را در مشهد بنیان گذاشت؛ نهادی که بذر اولین جرقه‌های آگاهی را در ذهن جوان علی کاشت.

شریعتی از همان دوران نوجوانی با سیاست و اندیشه درگیر بود. در ۱۵ سالگی، یعنی سال ۱۳۲۷، به کانون نشر حقایق اسلامی پیوست. در ۱۳۳۱ دانشسرا را تمام کرد و معلم شد. در همان دوران، هم در تظاهرات علیه حکومت شرکت کرد و هم اولین آثارش را نوشت. دستگیری‌های کوتاه‌مدت، از همان دوران نوجوانی، بخشی از زندگی او شد.

او در ۱۳۳۴ وارد دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد شد و رشته ادبیات فارسی را برگزید. در ۱۳۳۷، با کسب رتبه اول فارغ‌التحصیل شد و بلافاصله با همکلاسی‌اش پوران شریعت رضوی ازدواج کرد. همسری که تا آخر عمر در کنارش ماند.

در ۱۳۳۸، به دلیل کسب رتبه اول، با بورس دولتی راهی پاریس شد؛ شهری که سرنوشت فکری او را برای همیشه تغییر داد.

پرتره علی شریعتی در مرکز تصویر؛ اطراف او صحنه‌هایی از دوران دانشجویی، تدریس، مطالعه، تجمعات سیاسی، روستایی در خراسان و برج ایفل پاریس دیده می‌شود؛ ترکیبی تاریخی با رنگ‌های قهوه‌ای و فضایی اندیشمندانه.

شریعتی در پاریس سال‌های شکل‌گیری یک ایدئولوگ انقلابی

فرانسه برای شریعتی فقط یک مقصد تحصیلی نبود؛ آزمایشگاه فکری او بود. او در پاریس با بزرگانی چون لویی ماسینیون (اسلام‌شناس مشهور فرانسوی)، ژرژ گورویچ (جامعه‌شناس)، و اندیشه‌های ژان‌پل سارتر آشنا شد. از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۳ (۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴) در فرانسه زندگی کرد.

در این سال‌ها اتفاق‌های مهمی افتاد:

۱. آشنایی با مبارزات ضد استعماری: شریعتی با جنبش آزادیبخش الجزایر ارتباط برقرار کرد و با اندیشه‌های فرانتس فانون (متفکر انقلابی مارتینیکی) آشنا شد. ترجمه آثار فانون به فارسی، یکی از مهم‌ترین کارهای شریعتی در همین دوران بود.

۲. ترکیب اسلام و جامعه‌شناسی: شریعتی به دنبال آن بود که نشان دهد اسلام نه یک دین صرفاً آیینی، بلکه یک ایدئولوژی اجتماعی و انقلابی است.

۳. دستگیری در پاریس: در ۱۳۳۹ به خاطر فعالیت‌های سیاسی در پاریس زندانی شد.

۴. دکترای فرانسوی: در سال ۱۹۶۳ (۱۳۴۲)، پایان‌نامه دکترایش را با عنوان «فضائل البلخ» در ۱۵۵ صفحه به زبان فرانسه ارائه کرد.

بازگشت شریعتی به ایران در ۱۳۴۳ با دستگیری همراه شد؛ یک ماه در مرز بازداشت ماند. این آغاز رابطه‌ای طولانی و دردناک بین او و ساواک بود.

آشنایی شریعتی با اندیشه‌های فرانتس فانون در پاریس، تصادفی یا صرفاً یک علاقه ادبی نبود؛ او به سراغ متفکری رفت که در همان سال‌ها داشت چارچوب نظری کاملاً تازه‌ای برای مبارزات ضداستعماری در سراسر جهان می‌ساخت. فانون، روان‌پزشک و نظریه‌پرداز اهل مارتینیک، در کتاب معروف خود «دوزخیان روی زمین» استدلال می‌کرد که خیزش علیه استعمار، صرفاً یک کنش سیاسی نیست، بلکه پیش‌شرطی روانی و وجودی برای بازیابی انسانیت سلب‌شده از فرد استعمارزده است. برای درک عمق تأثیری که فانون بر نسل شریعتی گذاشت، دانشنامه فلسفه دانشگاه استنفورد (یکی از معتبرترین مراجع دانشگاهی فلسفه در جهان) توضیح روشنی از جایگاه مفهوم «خشونت انقلابی» در اندیشه فانون ارائه می‌دهد؛ همان مفهومی که بعدها در بازخوانی شریعتی از قیام و شهادت در تشیع علوی بازتاب پیدا کرد.

همانطور که در وبسایت stanford نقل شده:

“Violence is important for Fanon as a precondition to liberation”

“خشونت [انقلابی] برای فانون، پیش‌شرطی اساسی برای دستیابی به رهایی است.”

حسینیه ارشاد؛ جایی که شریعتی ایران را لرزاند

پس از بازگشت از فرانسه، شریعتی در دانشگاه مشهد تدریس کرد، اما سال‌های طلایی تأثیرگذاری‌اش در تهران و در حسینیه ارشاد رقم خورد.

از سال ۱۳۴۷ به دعوت استاد مرتضی مطهری شریعتی به حسینیه ارشاد آمد و تا سال ۱۳۵۱ آنجا سخنرانی کرد. این چهار سال، اوج تأثیرگذاری او بود. کلاس‌ها و سخنرانی‌هایش درباره «تاریخ ادیان»، «اسلام‌شناسی»، «تشیع علوی و تشیع صفوی»، و «بازگشت به خویشتن» به سرعت در میان جوانان پیچید.

دانشجویان، دانش‌آموزان، و حتی کارگران از سراسر تهران می‌آمدند تا حرف‌هایش را بشنوند. نوارهای صوتی سخنرانی‌هایش به سرعت دست به دست می‌گشت. حسینیه ارشاد به جایی تبدیل شده بود که برخی از پژوهشگران تاریخ معاصر آن را «خاستگاه تشیع مدرن» می‌نامند.

اما این محبوبیت، دشمنانی هم داشت. سه جبهه در مقابل او ایستادند:

  • ساواک که سخنرانی‌هایش را ضد رژیم می‌دید
  • روحانیون سنتگرا که نقدهایش به نهاد روحانیت را تحمل نمی‌کردند
  • روشنفکران سکولار که با رویکرد دینی‌اش موافق نبودند

در پایان ۱۳۵۱، ساواک حسینیه ارشاد را تعطیل کرد و از ادامه سخنرانی‌های شریعتی جلوگیری کرد.

در همین سال‌ها، ارتباط شریعتی با چهره‌های اثرگذار جریان فکری و سیاسی معاصر نیز اهمیت داشت و نام‌هایی مانند دکتر مصطفی چمران در این فضای فکری و اجتماعی مطرح بودند. پس از بازگشت از فرانسه، شریعتی در دانشگاه مشهد تدریس کرد، اما سال‌های طلایی تأثیرگذاری‌اش در تهران و در حسینیه ارشاد رقم خورد.

سخنرانی مردی پشت تریبون در سالنی مملو از جمعیت؛ حاضران با دقت به او گوش می‌دهند. نور گرم بر چهره سخنران تابیده و فضای رسمی و پرشور جلسه با معماری سنتی در پس‌زمینه دیده می‌شود.

اندیشه‌های کلیدی شریعتی که ایران را دگرگون کرد

برای فهمیدن چرا شریعتی اینقدر تأثیرگذار بود، باید با مهم‌ترین ایده‌هایش آشنا شویم:

تشیع سرخ در برابر تشیع سیاه

شریعتی میان دو نوع تشیع تمایز می‌گذاشت: «تشیع علوی» (یا «تشیع سرخ»، تشیع شهادت) در برابر «تشیع صفوی» (یا «تشیع سیاه»، تشیع عزاداری). او استدلال می‌کرد که تشیع اصیل، دین مبارزه، عدالت‌خواهی و قیام در برابر ظلم است؛ نه دینی که به مردم بگوید صبر کنید و گریه کنید.

این تمایز، انقلابی‌ترین بازتفسیر از تشیع در تاریخ معاصر ایران بود.

بازگشت به خویشتن

شریعتی در عصری زندگی می‌کرد که «غرب‌زدگی» (مفهومی که جلال آل‌احمد مطرح کرده بود) جامعه ایرانی را فراگرفته بود. پاسخ او این بود: نه مقلد کور غرب باشید، نه غرق در خرافات سنت. به خودتان برگردید؛ به هویت اصیل اسلامی-ایرانی‌تان.

توحید به مثابه ایدئولوژی اجتماعی

شریعتی «توحید» را نه فقط یک اعتقاد دینی، بلکه یک نظام اجتماعی-سیاسی می‌دید. توحید یعنی نفی هر نوع سلطه انسان بر انسان؛ یعنی جامعه‌ای بدون طبقات مسلط و محروم.

اسلام و عدالت اجتماعی

شریعتی اسلام را ذاتاً دینی آزادی‌بخش می‌دانست. همانطور که در Encyclopedia آمده است:

“Islam is a religion based on liberation, and Shariati reads the Qurʾan as a book representing a community struggling permanently to achieve social justice, a fraternal society, and freedom.”

“اسلام دینی مبتنی بر رهایی و آزادی‌بخشی است و شریعتی قرآن را کتابی می‌داند که تصویرگر جامعه‌ای است که به‌طور پیوسته برای دستیابی به عدالت اجتماعی، برادری و همبستگی انسانی، و آزادی مبارزه می‌کند.”

زندان، آزادی محدود و تبعید؛ سال‌های آخر زندگی شریعتی

علی شریعتی

بعد از تعطیلی حسینیه ارشاد در ۱۳۵۱، شریعتی به مشهد رفت و در آنجا زیر نظر ساواک بود. اما در ۱۳۵۲ دستگیر شد و به زندان افتاد؛ زندانی که تقریباً ۱۸ ماه طول کشید.

گفته می‌شود در این دوران شکنجه شد و وضعیت جسمی‌اش آسیب دید، هرچند هیچ‌گاه به‌طور رسمی تأیید نشد. در ۱۳۵۴ به دلیل فشارهای مردمی و بین‌المللی آزاد شد، اما در حبس خانگی و زیر نظر کامل ساواک قرار گرفت.

در نهایت در خرداد ۱۳۵۶، شریعتی اجازه خروج از ایران را گرفت و راهی انگلیس شد؛ اما نه برای فرار بلکه برای درمان بیماری‌هایش و شاید ادامه فعالیت فکری در خارج از کشور.

تنها سه هفته پس از رسیدن به انگلیس، در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ (۱۸ یا ۱۹ ژوئن ۱۹۷۷) جسد او در خانه‌ای که در ساوت‌همپتون اجاره کرده بود، پیدا شد.

علی شریعتی و همسر مرحومشان پوران شریعت‌رضوی

مرگ مرموز شریعتی در لندن سکته قلبی یا توطئه ساواک؟

مرگ شریعتی از همان ابتدا سؤال‌برانگیز بود. علت رسمی مرگ «انسداد شریان‌ها و نرسیدن خون به قلب» اعلام شد. اما چند نکته این مرگ را مشکوک می‌کرد:

  • شریعتی سابقه بیماری قلبی شناخته‌شده‌ای نداشت
  • کالبدشکافی انجام نشد
  • نتیجه مرگ با سرعت عجیبی اعلام شد
  • سفارت ایران در لندن پیش از اعلام رسمی خبر، از مرگ او باخبر بود

همانطور که در ویکی‌پدیا به نقل از زندگینامه‌نویس شریعتی، علی رهنما آمده است:

“He is believed to have been killed by the SAVAK, the Iranian security service during the time of the Shah. However, in Ali Rahnema’s biography of Shariati, he is said to have died of a heart attack under mysterious circumstances, although no hospital or medical records have been found.”

“برخی معتقدند علی شریعتی به دست ساواک، سازمان امنیت حکومت پهلوی، کشته شده است. اما علی رهنما در زندگینامه خود از شریعتی می‌نویسد که او در شرایطی مرموز دچار حمله قلبی شد و درگذشت؛ با این حال تاکنون هیچ مدرک پزشکی یا پرونده بیمارستانی معتبری درباره علت مرگ او پیدا نشده است.”

موضع‌های مختلف درباره مرگ شریعتی به این شرح است:

دیدگاه اول مرگ طبیعی: مقامات بریتانیایی رسماً حکم دادند که مرگ ناشی از سکته قلبی بوده. برخی محققان نیز معتقدند فشارهای روحی و جسمی دوران زندان، سلامت قلب او را آسیب زده بود.

دیدگاه دوم دست ساواک: هواداران و بسیاری از تاریخ‌نگاران معاصر معتقدند ساواک در مرگ او دست داشته؛ دلایلشان همان نکات مشکوک بالاست.

دیدگاه سوم بلاتکلیف: بسیاری از محققان بی‌طرف معتقدند هیچ مدرک قطعی‌ای برای هیچ‌کدام از دو نظریه وجود ندارد و پرونده مرگ شریعتی تا همین لحظه «باز» است.

آنچه مسلم است: شریعتی وصیت کرده بود در حسینیه ارشاد تهران دفن شود. اما پیکرش برخلاف وصیتش، در قبرستان کنار حرم حضرت زینب (س) در دمشق به خاک سپرده شد جایی که تا همین امروز زیارتگاه هواداران ایرانی اوست.

آثار ماندگار شریعتی میراثی که هنوز خوانده می‌شود

شریعتی با وجود عمر کوتاه ۴۳ ساله، آثاری بر جای گذاشت که نسل‌ها با آن زیسته‌اند. مجموعه آثار او در قالب ۳۶ جلد منتشر شده که شامل کتاب‌ها، سخنرانی‌ها، مقالات و نامه‌هاست. در اینجا برخی از مهم‌ترین آثارش را معرفی می‌کنیم:

کتاب‌های اصلی:

  • اسلام‌شناسی — تحلیل جامع اسلام به مثابه جهان‌بینی و ایدئولوژی
  • تشیع علوی و تشیع صفوی — مهم‌ترین اثر سیاسی-دینی شریعتی
  • فاطمه فاطمه است — بازتعریف هویت زن مسلمان
  • حسین وارث آدم — تفسیر انقلابی از قیام کربلا
  • بازگشت به خویشتن — دعوت به هویت اصیل اسلامی-ایرانی
  • علی — تصویر امام علی (ع) به عنوان رهبری انقلابی
  • ابوذر — زندگی صحابه فقیر و عدالت‌خواه پیامبر
  • کویر — شاعرانه‌ترین اثر او؛ نثری عرفانی و درخشان
  • هبوط در کویر — اثری فلسفی و ادبی

نکته مهم: نوارهای صوتی سخنرانی‌هایش در حسینیه ارشاد در طول انقلاب ۱۳۵۷ بیشتر از هر کتابی دست به دست گشت. آن روزها کسانی که سواد خواندن نداشتند هم نوارهایش را گوش می‌دادند.

تأثیر شریعتی بر انقلاب اسلامی ایران

یکی از شگفتی‌های تاریخ ایران این است که شریعتی که بیشترین تأثیر فکری را در آماده‌سازی ذهنی انقلاب ۱۳۵۷ داشت خود انقلاب را ندید. او دو سال پیش از انقلاب درگذشت.

اما انقلاب بدون او نبود. همانطور که در مجله معتبر MERIP آمده است:

“During the Islamic Revolution, Shari’ati emerged unchallenged as the most popular writer of modern Iran. Tapes of his lectures were widely circulated even among illiterates. His works were frequently republished. His slogans were often seen in street demonstrations. And his ideas were far better known than those of Ayatollah Khomeini.”

“در طول انقلاب اسلامی، شریعتی به عنوان محبوب‌ترین نویسنده ایران مدرن ظهور کرد. نوارهای سخنرانی‌هایش حتی در میان بی‌سوادان دست به دست می‌گشت. آثارش بارها تجدید چاپ شد. شعارهایش در تظاهرات خیابانی دیده می‌شد. و ایده‌هایش بسیار بیشتر از آیت‌الله خمینی شناخته‌شده بود.”

عکس‌هایش در خیابان‌های انقلاب بود. نامش در دهان مردم. لقبش «معلم انقلاب».

اما نکته مهم اینجاست: اندیشه شریعتی با جمهوری اسلامی یکی نبود. او نه به ولایت فقیه معتقد بود، نه به تقلید از مراجع. برعکس، به اجتهاد فردی (حق هر مسلمان برای تفسیر مستقل) اعتقاد داشت. به همین دلیل است که تا امروز، هم طرفداران اصلاحات و هم مخالفان نظام، به آثار شریعتی استناد می‌کنند.

تأثیر شریعتی بر جریان روشنفکری دینی ایران البته به پیش از انقلاب محدود نمی‌شد و در کنار چهره‌هایی مانند جلال آل احمد، بخشی از فضای فکری و اجتماعی‌ای را شکل داد که بعدها در تحولات سیاسی ایران نیز بازتاب یافت. یکی از شگفتی‌های تاریخ ایران این است که شریعتی که بیشترین تأثیر فکری را در آماده‌سازی ذهنی انقلاب ۱۳۵۷ داشت، خود انقلاب را ندید.

چرا نام شریعتی هنوز زنده است؟

در سال ۱۴۰۵، ۴۸ سال از مرگ شریعتی می‌گذرد. ایران تغییر کرده. نسل‌ها عوض شده‌اند. دنیا دیگری است. اما آثار او همچنان چاپ می‌شود، همچنان خوانده می‌شود، همچنان بحث‌برانگیز است.

چرا؟

اول: چون سؤال‌هایی که شریعتی مطرح کرد هنوز جواب ندارند. رابطه بین دین و سیاست، بین سنت و مدرنیته، بین هویت ایرانی و الزامات جهان مدرن اینها هنوز مسائل حل‌نشده جامعه ما هستند.

دوم: چون او به شکلی صحبت می‌کرد که هم عالم می‌فهمید، هم دانشجو، هم کارگر. این هنر کمتر کسی است.

سوم: چون نسل جدید که شاید با شریعتی از طریق فضای مجازی آشنا شده در متن‌هایش چیزی پیدا می‌کند که در جای دیگری نمی‌یابد: التزام به انسان، عدالت، و آزادی همزمان.

البته شریعتی نقادانی هم دارد. برخی معتقدند تلفیق اسلام و ایدئولوژی چپ، ذاتاً تناقض‌آمیز بود. برخی از نظریه‌هایش درباره زن انتقاد دارند. برخی معتقدند «بازگشت به خویشتن» او در نهایت به نتایجی انجامید که خودش هرگز نمی‌خواست.

این نقدها هم باید شنیده شوند. یک متفکر واقعی نه باید بت شود، نه فراموش.

نتیجه‌گیری

۲۹ خرداد هر سال می‌آید و می‌رود. اما اگر این روز را فقط «سالگرد درگذشت» بدانیم، بیراهه رفته‌ایم. این روز، یادآور یک سؤال اساسی است: ما چه جوری با میراث متفکرانمان برخورد می‌کنیم؟

شریعتی زندگی کرد، زندانی شد، تبعید شد، و در ۴۳ سالگی در سکوت غربت مُرد. اما کارش زنده ماند؛ نه به خاطر اینکه آرمان‌هایش به طور کامل محقق شدند، بلکه چون آدم‌ها را وادار کرد فکر کنند.

سوالات متداول

علی شریعتی کیست و چرا به «معلم انقلاب» معروف شد؟
او جامعه‌شناس و متفکر دینی بود که با سخنرانی‌هایش در حسینیه ارشاد و تلفیق اندیشه‌های اسلامی با مفاهیم عدالت‌خواهی، تأثیر بسیار زیادی بر آگاهی فکری جوانان و مبارزان پیش از انقلاب ۱۳۵۷ گذاشت.

اصلی‌ترین اندیشه‌ها و نظریات دکتر شریعتی چه بود؟
تفکیک «تشیع علوی» (تشیع سرخ و مبارز) از «تشیع صفوی»، نظریه «بازگشت به خویشتن» برای مقابله با غرب‌زدگی، و نگاه به توحید به عنوان یک ایدئولوژی اجتماعی و نفی‌کننده طبقات.

علت درگذشت علی شریعتی چه بود و چرا مرگ او مشکوک تلقی می‌شود؟
علت رسمی مرگ او انسداد شریان‌ها و سکته قلبی اعلام شد، اما عدم انجام کالبدشکافی، سرعت اعلام خبر و سابقه نداشتن بیماری قلبی باعث شد بسیاری ساواک را مسئول مرگ او بدانند.

مهم‌ترین آثار و کتاب‌های دکتر علی شریعتی کدامند؟
کتاب‌های «اسلام‌شناسی»، «تشیع علوی و تشیع صفوی»، «فاطمه فاطمه است»، «حسین وارث آدم»، «کویر» و «بازگشت به خویشتن» از شاخص‌ترین آثار او هستند.

مزار دکتر علی شریعتی در کجا قرار دارد؟
با وجود وصیت او مبنی بر دفن در حسینیه ارشاد تهران، پیکر وی در قبرستان کنار حرم حضرت زینب (س) در دمشق سوریه به خاک سپرده شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *