روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی | وقتی سردشت آتش گرفت و جهان ساکت ماند

هر سال وقتی تقویم به ۸ تیرماه می‌رسد، نام شهری کوچک در غرب آذربایجان دوباره بر سر زبان‌ها می‌افتد؛ سردشت. شهری که سال‌ها پیش، بی‌آنکه گناهی داشته باشد، به یکی از غم‌انگیزترین صحنه‌های جنگ ایران و عراق تبدیل شد و نامش برای همیشه در کنار حلبچه، هیروشیما و ناکازاکی در فهرست قربانیان جنگ‌افزارهای کشتار جمعی ثبت گردید. روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی دقیقاً به همین مناسبت در تقویم رسمی کشورمان جا گرفته است؛ روزی برای یادآوری دردی که هنوز هم در بدن و روح هزاران جانباز شیمیایی ایرانی جریان دارد.

روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی چه روزی است

در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران، روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی برابر است با ۸ تیرماه، سالروز بمباران شیمیایی شهر سردشت توسط رژیم بعث عراق در سال ۱۳۶۶. این نام‌گذاری اتفاقی نیست؛ مسئولان وقت کشور تصمیم گرفتند تلخ‌ترین خاطره‌ای که ملت ایران از کاربرد سلاح‌های شیمیایی دارد را به یک مناسبت ملی تبدیل کنند تا هم یاد قربانیان زنده بماند و هم نسل‌های بعدی از خطر این جنگ‌افزارهای غیرانسانی آگاه شوند.

نکته جالب این‌جاست که حمله به سردشت در واقع طی دو روز متوالی یعنی ۷ و ۸ تیر ۱۳۶۶ رخ داد، اما تاریخ ۸ تیر به‌عنوان روز رسمی مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی در تقویم کشور ثبت شده است. بر اساس محاسبات تقویم خورشیدی، در سال ۱۴۰۵ این روز با دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵، برابر با ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶ میلادی مصادف می‌شود.

این روز تنها یک یادبود داخلی نیست؛ در سطح بین‌المللی نیز سازمان منع سلاح‌های شیمیایی (OPCW) هرساله در تاریخ ۲۸ ژوئن میلادی (مطابق با ۷ یا ۸ تیر) با صدور بیانیه‌ای رسمی، یاد قربانیان سردشت را گرامی می‌دارد؛ موضوعی که نشان می‌دهد فاجعه سردشت تنها یک درد ملی نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی بشریت در برابر سلاح‌های کشتار جمعی است.

ماسک ضدگاز روی زمین ویران‌شده در میان دود زرد شیمیایی، با هواپیمای نظامی در حال انتشار گاز و تصویر محو زن و کودک آسیب‌دیده در پس‌زمینه

فاجعه سردشت | نقطه شروع نام‌گذاری روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی

برای فهم عمیق‌تر روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی، باید کمی به عقب برگردیم. در بحبوحه جنگ تحمیلی هشت‌ساله، در روزهای ۷ و ۸ تیرماه ۱۳۶۶ (۲۸ و ۲۹ ژوئن ۱۹۸۷)، هواپیماهای جنگنده عراقی چهار منطقه پرجمعیت و مسکونی شهر سردشت را هدف بمب‌های شیمیایی حاوی گاز خردل قرار دادند. سردشت در آن زمان نه پایگاه نظامی بود و نه جبهه جنگ؛ شهری آرام در دل کوهستان‌های غرب کشور که ساکنانش بهای سنگینی برای جنگی پرداختند که خودشان آغازگرش نبودند.

بر اساس گزارش‌های رسمی و آمار سازمان ملل، این حمله جان بیش از صد نفر را گرفت و هزاران تن دیگر را به‌طور مستقیم مجروح کرد؛ بسیاری از قربانیان کودکان، زنان و سالمندانی بودند که هیچ نقشی در جنگ نداشتند. آنچه سردشت را از بسیاری حملات مشابه متمایز می‌کند این است که کارشناسان بین‌المللی آن را سومین شهر جهان پس از هیروشیما و ناکازاکی می‌دانند که هدف سلاح کشتار جمعی قرار گرفته و نخستین جامعه غیرنظامی است که قربانی مستقیم حمله شیمیایی شده است.

عوارض این حمله محدود به همان روزهای نخست نشد. تا سال‌ها بعد، بخش زیادی از بازماندگان سردشت با مشکلات تنفسی، چشمی، پوستی و حتی روانی دست‌وپنجه نرم کردند؛ عوارضی که هنوز هم در میان نسل دوم و حتی سوم خانواده‌های قربانیان دیده می‌شود. به همین دلیل است که نام سردشت همیشه با بغض و احترام در کنار روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی تکرار می‌شود.

یکی از نکاتی که کمتر در رسانه‌های عمومی به آن پرداخته می‌شود، شرایط درمانی مردم سردشت در ساعات و روزهای پس از حمله است. به دلیل دورافتادگی این شهر مرزی و کمبود امکانات تخصصی برای درمان سوختگی‌های شیمیایی در آن سال‌ها، بسیاری از مجروحان مجبور بودند مسیر طولانی تا تبریز، تهران و حتی برخی بیمارستان‌های اروپایی را طی کنند. همین فاصله جغرافیایی و کمبود تجهیزات تخصصی، باعث شد بسیاری از آسیب‌های اولیه به عوارض مزمن و درمان‌ناپذیر تبدیل شوند؛ تجربه‌ای تلخ که بعدها به یکی از انگیزه‌های اصلی ایران برای ایجاد مراکز تخصصی درمان جانبازان شیمیایی در داخل کشور شد.

تاریخچه جهانی سلاح‌های شیمیایی؛ از جنگ جهانی اول تا امروز

استفاده از مواد سمی در جنگ پدیده‌ای تازه نیست، اما کاربرد گسترده و صنعتی آن به قرن بیستم برمی‌گردد. نخستین استفاده گسترده و مستند سلاح شیمیایی مدرن در جنگ جهانی اول رخ داد؛ در ۲۲ آوریل ۱۹۱۵ (دوم اردیبهشت ۱۲۹۴)، نیروهای آلمانی در نزدیکی شهر «ایپر» در مرز بلژیک حدود ۱۶۸ هزار تن گاز کلر را علیه سربازان فرانسوی و انگلیسی رها کردند که جان نزدیک به پنج‌هزار نفر را گرفت. این رویداد را می‌توان نقطه آغاز رسمی عصر جنگ‌افزارهای شیمیایی مدرن دانست.

پس از آن فاجعه، تلاش‌های بین‌المللی برای محدودسازی این سلاح‌ها آغاز شد؛ از اعلامیه‌های سن‌پترزبورگ (۱۸۶۸) و لاهه (۱۸۹۹ و ۱۹۰۷) گرفته تا پروتکل ژنو در سال ۱۹۲۵ که استفاده از سلاح‌های شیمیایی و میکروبی در جنگ را ممنوع اعلام کرد. اما متأسفانه این توافق‌نامه‌ها هیچ‌گاه مانع واقعی برای کشورهای متخاصم نبودند. در جنگ جهانی دوم، رژیم نازی از گاز سمی موسوم به «زیکلون ب» برای کشتار میلیونی استفاده کرد؛ در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی، ارتش آمریکا در جنگ ویتنام از مواد شیمیایی دفولیانت مانند «عامل نارنجی» بهره گرفت و در دهه ۱۹۸۰ نیز رژیم بعث عراق بزرگ‌ترین و سیستماتیک‌ترین کاربرد سلاح شیمیایی پس از جنگ جهانی اول را علیه ایران و مردم کرد عراق رقم زد.

طبق برآورد یک تحقیق سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۳، عراق در طول جنگ تحمیلی حدود ۲۵۴۰ تن سلاح شیمیایی را در بیش از سی حمله علیه اهداف غیرنظامی ایران به کار گرفت؛ بیش از صدهزار ایرانی نیاز به مراقبت‌های پزشکی اورژانسی پیدا کردند، دست‌کم هفت‌هزار و پانصد نفر به‌طور مستقیم جان باختند و حدود هفتادوپنج‌هزار نفر همچنان نیازمند درمان عوارض ناشی از این سلاح‌ها هستند. این آمار به‌تنهایی نشان می‌دهد چرا روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی برای ملت ایران صرفاً یک تاریخ نمادین نیست، بلکه واقعیتی زیسته و دردناک است.

از نظر علمی، سلاح‌های شیمیایی به چند دسته اصلی تقسیم می‌شوند که شناخت آن‌ها به درک بهتر ابعاد فاجعه سردشت کمک می‌کند. نخست، عوامل تاول‌زا مانند گاز خردل (mustard gas) که همان ماده‌ای بود که عراق در سردشت به کار برد؛ این گاز باعث ایجاد تاول‌های دردناک روی پوست، آسیب جدی به شبکیه و قرنیه چشم و سوختگی شدید ریه‌ها می‌شود و اثرات آن می‌تواند سال‌ها پس از مواجهه نیز خود را نشان دهد. دوم، عوامل عصبی مانند سارین و تابون که سریع‌ترین و کشنده‌ترین دسته سلاح‌های شیمیایی به شمار می‌روند و با مختل‌کردن سیستم عصبی، در عرض چند دقیقه می‌توانند منجر به مرگ شوند؛ همین عوامل عصبی بودند که در حمله حلبچه نیز در کنار گاز خردل استفاده شدند. سوم، عوامل خفه‌کننده مانند گاز کلر و فسژن که ریه‌ها را مستقیماً هدف قرار می‌دهند و همان موادی بودند که در جنگ جهانی اول بیشترین کاربرد را داشتند.

حلبچه و سردشت | دو فاجعه‌ای که جهان را تکان داد

نام سردشت معمولاً در کنار نام شهر حلبچه در اقلیم کردستان عراق شنیده می‌شود؛ دو فاجعه‌ای که اگرچه در دو کشور همسایه رخ دادند، اما هر دو محصول یک سیاست جنایتکارانه بودند. در ۱۶ مارس ۱۹۸۸ (۲۶ اسفند ۱۳۶۶)، تنها چند ماه پس از حمله به سردشت، نیروهای صدام حسین شهر حلبچه را با ترکیبی از گازهای خردل و عوامل عصبی بمباران کردند؛ حمله‌ای که جان حدود پنج‌هزار نفر را گرفت و بیش از ده‌هزار نفر دیگر را مجروح کرد.

این دو فاجعه نشان دادند که سلاح‌های شیمیایی هیچ مرزی نمی‌شناسند؛ نه ملیت برایشان مهم است و نه سن و جنسیت قربانیان. به همین دلیل سازمان منع سلاح‌های شیمیایی (OPCW) هرساله در کنار سردشت، یاد قربانیان حلبچه، شهر «ایپر» در بلژیک و «الغوطه» در سوریه را نیز گرامی می‌دارد؛ شهرهایی که در بیانیه‌های رسمی این سازمان به‌عنوان نمادهای رنج بشر از سلاح‌های شیمیایی شناخته می‌شوند.

شباهت تلخ سردشت و حلبچه در یک نکته دیگر هم دیده می‌شود: هر دو شهر سال‌ها بعد از حمله، همچنان درگیر عوارض زیست‌محیطی و بهداشتی بودند. گزارش‌های پزشکی نشان می‌دهد بخشی از ساکنان این دو شهر تا دهه‌ها بعد از حمله با بیماری‌های مزمن ریوی، مشکلات باروری و حتی افزایش نرخ برخی سرطان‌ها دست‌به‌گریبان بوده‌اند.

کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی (CWC) و نقش OPCW در روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی

فاجعه سردشت و حلبچه تأثیر مستقیمی بر شکل‌گیری اراده جهانی برای ممنوعیت کامل سلاح‌های شیمیایی داشت. در سال ۱۹۹۳، کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی (Chemical Weapons Convention – CWC) به امضای کشورهای جهان رسید و در سال ۱۹۹۷ به‌طور رسمی لازم‌الاجرا شد. همزمان، سازمان منع سلاح‌های شیمیایی (Organisation for the Prohibition of Chemical Weapons – OPCW) با مقر در لاهه هلند تأسیس شد تا اجرای این کنوانسیون را نظارت کند. جمهوری اسلامی ایران یکی از نخستین کشورهایی بود که این کنوانسیون را امضا و تصویب کرد؛ تصمیمی که ریشه در تجربه تلخ جنگ تحمیلی داشت.

طبق گزارش‌های رسمی همین سازمان، در ژوئیه ۲۰۲۳ نابودی کامل تمامی انبارهای اعلام‌شده سلاح‌های شیمیایی در جهان، تحت نظارت بین‌المللی، به پایان رسید؛ دستاوردی که بسیاری از کارشناسان آن را یکی از موفق‌ترین خلع سلاح‌های گروهی در تاریخ بشر می‌دانند. با این حال، مدیرکل این سازمان هرساله در بیانیه‌های خود تأکید می‌کند که خطر بازگشت این سلاح‌ها همچنان وجود دارد.

در بیانیه‌ای که فرناندو آریاس، مدیرکل وقت سازمان منع سلاح‌های شیمیایی، به مناسبت سالگرد حمله شیمیایی سردشت منتشر کرد، چنین آمده است:

“I pay tribute to the memory of the victims”

“من به یاد و خاطره قربانیان ادای احترام می‌کنم.”

همان‌طور که در سایت رسمی OPCW نقل شده، این جمله بخشی از بیانیه‌ای است که هرساله در سالگرد حمله سردشت منتشر می‌شود و نشان‌دهنده آن است که این فاجعه، فراتر از مرزهای ایران، در حافظه جهانی نیز ثبت شده است.

این نکته برای مخاطب ایرانی بسیار مهم است: روز ملی ما، یعنی روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی، دقیقاً همان روزی است که جامعه جهانی نیز آن را به رسمیت شناخته و گرامی می‌دارد. این هم‌زمانی، فرصتی است تا صدای قربانیان ایرانی در سطح بین‌المللی نیز شنیده شود.

رزمندگان و جانبازان شیمیایی ایران؛ میراثی که هنوز درد می‌کشد

شاید برای خیلی از ما، جنگ تحمیلی یک خاطره تاریخی در کتاب‌های درسی باشد، اما برای ده‌ها هزار جانباز شیمیایی ایرانی، این جنگ هنوز هم در ریه‌ها، چشم‌ها و پوست‌شان زندگی می‌کند. بر اساس آمار رسمی بنیاد شهید و امور ایثارگران، بیش از هفتاد هزار رزمنده و غیرنظامی ایرانی در طول جنگ هشت‌ساله به‌طور مستقیم در معرض سلاح‌های شیمیایی قرار گرفتند.

عوارض گاز خردل و دیگر عوامل شیمیایی به‌کاررفته توسط عراق، برخلاف بسیاری از زخم‌های جنگی، به‌مرور زمان بهبود نمی‌یابد بلکه اغلب تشدید هم می‌شود. بسیاری از جانبازان شیمیایی با گذشت بیش از سه دهه از پایان جنگ، همچنان با بیماری‌های مزمن ریوی مانند برونشیت انسدادی، آسیب‌های قرنیه چشم و زخم‌های پوستی عودکننده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نکته تلخ‌تر این‌جاست که بسیاری از این بیماری‌ها در نسل دوم خانواده‌های جانبازان نیز مشاهده شده است؛ موضوعی که پژوهشگران پزشکی همچنان در حال بررسی ابعاد ژنتیکی آن هستند.

روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی فرصتی است تا یک بار دیگر یاد این عزیزان را گرامی بداریم؛ نه‌ فقط با شعار، بلکه با حمایت واقعی از مراکز درمانی تخصصی جانبازان شیمیایی، تسهیل دسترسی آن‌ها به داروهای کمیاب و گران‌قیمت، و توجه ویژه به سلامت روان آن‌ها و خانواده‌هایشان.

نقش ایران در مجامع بین‌المللی خلع سلاح؛ از سکوت جهانی تا صدای قربانیان

یکی از تلخ‌ترین بخش‌های تاریخ جنگ تحمیلی این است که در سال‌های وقوع حملات شیمیایی به سردشت و سایر شهرهای ایران، واکنش جامعه بین‌المللی بسیار ضعیف و دیرهنگام بود. شورای امنیت سازمان ملل با وجود گزارش‌های متعدد کارشناسان خود مبنی بر کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق، تا سال‌ها از محکومیت صریح این اقدام خودداری کرد؛ موضوعی که بعدها بارها مورد انتقاد تاریخ‌نگاران و حقوقدانان بین‌المللی قرار گرفت.

اما همین تجربه تلخ، ایران را به یکی از فعال‌ترین کشورها در عرصه دیپلماسی خلع سلاح تبدیل کرد. جمهوری اسلامی ایران از همان دهه ۱۹۹۰ میلادی، نقش پررنگی در تدوین و تقویت کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی ایفا کرد و امروز نیز به‌طور مستمر در نشست‌های سالانه دولت‌های عضو این کنوانسیون در لاهه شرکت می‌کند. نمایندگان ایران در این نشست‌ها، علاوه بر دفاع از حقوق قربانیان جنگ تحمیلی، همواره بر ضرورت پاسخگویی کشورهای غربی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در تأمین مواد اولیه برنامه شیمیایی عراق نقش داشتند نیز تأکید کرده‌اند.

سلاح‌های میکروبی (بیولوژیک) چیستند و چه تفاوتی با سلاح‌های شیمیایی دارند؟

در کنار سلاح‌های شیمیایی، نام «سلاح‌های میکروبی» نیز در عنوان این روز ملی آمده است؛ اما خیلی از ما دقیقاً نمی‌دانیم این دو دسته چه تفاوتی با هم دارند. سلاح‌های شیمیایی از ترکیبات شیمیایی سمی مانند گازهای عصبی، خردل یا کلر برای آسیب‌رساندن به بدن انسان استفاده می‌کنند و معمولاً اثرشان سریع و قابل‌مشاهده است. در مقابل، سلاح‌های میکروبی یا بیولوژیک از موجودات زنده بیماری‌زا مانند باکتری‌ها، ویروس‌ها یا سموم زیستی (مانند توکسین بوتولینوم) برای ایجاد بیماری‌های واگیردار و مرگبار در جمعیت هدف بهره می‌گیرند.

تفاوت کلیدی این دو در «قابلیت کنترل» است. یک حمله شیمیایی معمولاً محدود به منطقه و زمان مشخصی است، اما یک عامل بیولوژیک می‌تواند پس از رهاسازی، به‌صورت زنجیره‌ای و غیرقابل‌پیش‌بینی در میان جمعیت گسترش یابد؛ ویژگی‌ای که سلاح‌های میکروبی را حتی خطرناک‌تر از برخی سلاح‌های شیمیایی می‌کند. به همین دلیل، در کنار کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی (CWC)، کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیک (Biological Weapons Convention – BWC) نیز در سال ۱۹۷۲ به امضا رسید و از سال ۱۹۷۵ لازم‌الاجرا شد؛ این کنوانسیون نخستین معاهده چندجانبه خلع سلاح در تاریخ بود که یک کل دسته از سلاح‌های کشتار جمعی را به‌طور کامل ممنوع کرد.

ایران نیز یکی از اعضای این کنوانسیون است و همواره بر لزوم تقویت سازوکارهای نظارتی آن تأکید کرده، چرا که برخلاف کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی، کنوانسیون بیولوژیک هنوز فاقد یک نهاد نظارتی مستقل و قدرتمند مشابه OPCW است؛ نقصی که بسیاری از کارشناسان خلع سلاح آن را یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیت جهانی در دهه‌های آینده می‌دانند.

چرا روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی برای ایرانی‌ها اهمیت ویژه دارد؟

شاید این پرسش برای بسیاری مطرح شود که چرا باید هرساله این روز را به یاد بیاوریم؛ مگر جنگ تمام نشده است؟ پاسخ این سؤال در چند نکته نهفته است.

نخست، عوارض سلاح‌های شیمیایی برخلاف بسیاری از سلاح‌های متعارف، نسل‌اندر‌نسل ادامه می‌یابد. هنوز هم در سردشت، حلبچه و شهرهای دیگر غرب کشور، خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که فرزندانشان از عوارض ژنتیکی احتمالی آن دوران رنج می‌برند.

دوم، روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی یادآور این واقعیت است که جامعه بین‌المللی در آن سال‌ها، عملاً سکوت کرد. بسیاری از شرکت‌های غربی به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در تأمین مواد اولیه برنامه شیمیایی عراق نقش داشتند و برخی از قدرت‌های بزرگ، علی‌رغم اطلاع از این حملات، واکنش جدی نشان ندادند. این بخش از تاریخ، درسی است برای نسل جدید درباره اهمیت دیپلماسی فعال و مستندسازی دقیق جنایات جنگی.

سوم، این روز فرصتی است برای آگاهی‌بخشی عمومی. بسیاری از جوانان امروز ایران، تصویر دقیقی از آنچه در سردشت و حلبچه گذشت ندارند. مرور این تاریخ نه برای دامن‌زدن به کینه، بلکه برای تقویت صلح‌طلبی و درک عمیق‌تر از پیامدهای ویرانگر جنگ‌افزارهای کشتار جمعی ضروری است.

چهارم، روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی بستری مناسب برای گفت‌وگوی نسلی فراهم می‌کند. وقتی خانواده‌ای در این روز کنار هم می‌نشیند و خاطرات پدربزرگ یا مادربزرگی که شاهد آن سال‌ها بوده را می‌شنود، در واقع یک پل ارتباطی میان نسل جنگ و نسل امروز ساخته می‌شود؛ پلی که می‌تواند هویت ملی و حس همبستگی اجتماعی را در میان جوانان تقویت کند. این موضوع به‌ویژه در شرایطی که بخش بزرگی از جمعیت کشور را نسلی تشکیل می‌دهد که هیچ خاطره مستقیمی از جنگ تحمیلی ندارد، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.

چگونه می‌توانیم یاد قربانیان را زنده نگه داریم؟

اگر می‌خواهید مشارکتی واقعی در گرامیداشت روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی داشته باشید، چند راهکار ساده اما مؤثر وجود دارد:

  • بازدید از موزه‌ها و یادمان‌های جنگ، به‌ویژه موزه دفاع مقدس و یادمان سردشت، تجربه‌ای است که هیچ کتابی نمی‌تواند جایگزین آن شود.
  • گوش‌دادن به خاطرات نسل جنگ، چه پدربزرگ و مادربزرگ‌های خودمان و چه جانبازان شیمیایی، یکی از بهترین راه‌های انتقال این تاریخ به نسل بعد است.
  • حمایت از مؤسسات خیریه جانبازان شیمیایی، حتی با کمک‌های کوچک، می‌تواند تفاوت واقعی در زندگی این عزیزان ایجاد کند.
  • اشتراک‌گذاری اطلاعات صحیح در فضای مجازی درباره این روز، به‌جای شایعات یا اطلاعات نادرست، به آگاهی‌بخشی عمومی کمک می‌کند.
  • پیگیری اخبار مربوط به کنوانسیون‌های بین‌المللی خلع سلاح، چرا که تهدید سلاح‌های شیمیایی و میکروبی هنوز به‌طور کامل از بین نرفته است.
  • شرکت در مراسم رسمی و مردمی بزرگداشت ۸ تیر در شهرهای مختلف، به‌ویژه در صورت امکان حضور در سردشت، که می‌تواند حس همبستگی ملی را تقویت کند.
  • آموزش کودکان و نوجوانان درباره این بخش از تاریخ کشور با زبانی ساده و متناسب با سن آن‌ها، بدون دامن‌زدن به نفرت، بلکه با تأکید بر اهمیت صلح و گفت‌وگو.

این اقدامات کوچک، در کنار هم، می‌توانند تصویری واقعی‌تر و ماندگارتر از روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی در ذهن نسل امروز ایجاد کنند؛ تصویری که نه از سر ترس، بلکه از سر آگاهی و مسئولیت‌پذیری شکل گرفته باشد.

نگاهی به آینده؛ آیا تهدید سلاح‌های شیمیایی و میکروبی هنوز پابرجاست؟

با وجود دستاورد بزرگ نابودی کامل انبارهای اعلام‌شده سلاح شیمیایی در سال ۲۰۲۳، متأسفانه گزارش‌های متعدد از کاربرد محدود این سلاح‌ها در درگیری‌های اخیر در سوریه و برخی مناطق دیگر خاورمیانه حکایت دارد. همین موضوع، زنگ خطری است که نشان می‌دهد دستاوردهای چند دهه اخیر در زمینه خلع سلاح، به‌سادگی می‌تواند معکوس شود.

از سوی دیگر، پیشرفت‌های سریع زیست‌فناوری و مهندسی ژنتیک نگرانی‌های تازه‌ای درباره احتمال سوءاستفاده از این دانش برای ساخت سلاح‌های میکروبی نوین ایجاد کرده است؛ موضوعی که بسیاری از کارشناسان امنیت جهانی، آن را یکی از مهم‌ترین چالش‌های قرن بیست‌ویکم می‌دانند. به همین دلیل، تقویت نهادهای نظارتی بین‌المللی، به‌ویژه در حوزه سلاح‌های بیولوژیک، اهمیتی حیاتی دارد.

نکته نگران‌کننده دیگر، گسترش فناوری‌های دوکاربردی (Dual-Use Technologies) است؛ فناوری‌هایی که هم می‌توانند در خدمت پزشکی و کشاورزی باشند و هم در صورت سوءاستفاده، به ابزاری برای تولید سلاح بیولوژیک تبدیل شوند. تجربه همه‌گیری کووید-۱۹ نیز، فارغ از منشأ این ویروس، نشان داد که جهان تا چه اندازه در برابر یک عامل بیولوژیک ناشناخته آسیب‌پذیر است؛ موضوعی که زنگ خطر جدی‌تری برای تقویت نظارت بر سلاح‌های میکروبی به صدا درآورد. کارشناسان سازمان جهانی بهداشت و همچنین برخی نهادهای دانشگاهی بین‌المللی، بارها هشدار داده‌اند که فقدان یک نهاد نظارتی مستقل و قدرتمند برای کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیک، می‌تواند در آینده هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای بشریت به همراه داشته باشد.

برای ایران، که خود یکی از بزرگ‌ترین قربانیان سلاح‌های شیمیایی در تاریخ معاصر است، حفظ این هوشیاری و مشارکت فعال در نهادهای بین‌المللی خلع سلاح، نه‌فقط یک انتخاب سیاسی، بلکه یک مسئولیت اخلاقی نسبت به قربانیان دیروز و امنیت نسل‌های فردا است.

بازتاب فاجعه سردشت در سینما، ادبیات و رسانه‌های ایران

یکی از راه‌هایی که خاطره روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی در فرهنگ عمومی ایران زنده مانده، آثار هنری و رسانه‌ای است که طی دهه‌های گذشته درباره این فاجعه ساخته یا نوشته شده‌اند. مستندهای متعددی توسط شبکه‌های داخلی صداوسیما و همچنین نهادهایی مانند بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس درباره سردشت تولید شده‌اند که در آن‌ها خاطرات دست‌اول بازماندگان، پزشکان آن دوران و حتی برخی از پرستارانی که در ساعات بحرانی پس از حمله به کمک مجروحان شتافتند، روایت می‌شود.

در کنار مستندها، چند رمان و خاطره‌نگاری نیز با محوریت جنگ شیمیایی و تجربه جانبازان شیمیایی منتشر شده‌اند که توانسته‌اند تصویر دقیق‌تری از ابعاد انسانی این فاجعه ارائه دهند؛ آثاری که برخلاف کتاب‌های تاریخی خشک، با زبان روایی و نزدیک به تجربه زیسته خانواده‌های قربانیان، مخاطب جوان‌تر را نیز با این بخش از تاریخ کشور آشنا می‌کنند. همچنین هرساله به مناسبت ۸ تیر، رسانه‌های داخلی از جمله خبرگزاری‌های رسمی کشور، گزارش‌های ویژه‌ای درباره وضعیت فعلی جانبازان شیمیایی، آخرین دستاوردهای پزشکی در درمان عوارض گاز خردل و همچنین تازه‌ترین تحولات مربوط به کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی منتشر می‌کنند.

موزه سردشت و یادمان شهدای این شهر نیز هرساله میزبان مراسم رسمی بزرگداشت این روز هستند؛ مراسمی که معمولاً با حضور مسئولان استانی، جانبازان شیمیایی و خانواده‌های قربانیان برگزار می‌شود و در آن، عکس‌ها و اسناد تاریخی مربوط به حمله شیمیایی به نمایش گذاشته می‌شود. بازدید از این یادمان، به‌ویژه برای دانش‌آموزان و دانشجویانی که در فاصله جغرافیایی نزدیک‌تری به غرب کشور زندگی می‌کنند، می‌تواند تجربه‌ای تأثیرگذار و آموزنده باشد.

جمع‌بندی

روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی چیزی فراتر از یک تاریخ در تقویم است؛ یادآور رنجی است که هزاران ایرانی بی‌گناه در سردشت و دیگر مناطق غرب کشور تجربه کردند و هنوز هم بخشی از آن‌ها با عوارضش زندگی می‌کنند. این روز به ما یادآوری می‌کند که صلح، چیزی نیست که باید آن را بدیهی فرض کنیم؛ بلکه دستاوردی است که با تلاش مستمر دیپلماتیک، آگاهی‌بخشی عمومی و حمایت از قربانیان جنگ باید آن را حفظ کرد.

در سال ۱۴۰۵ که این روز با ۸ تیر برابر با ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶ مصادف می‌شود، فرصت خوبی است تا یک‌بار دیگر کنار خانواده، دوستان یا حتی در فضای مجازی، یاد قربانیان سردشت و حلبچه را زنده نگه داریم و این پیام را به نسل بعد منتقل کنیم که هیچ هدفی، هیچ‌گاه استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی علیه انسان‌های بی‌گناه را توجیه نمی‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل