تصور کنید دانشمندی که میتوانست راحتترین زندگی ممکن را در دل یکی از مدرنترین کشورهای جهان داشته باشد؛ آزمایشگاههای ناسا، آزمایشگاههای بل، دانشگاه برکلی کالیفرنیا، و درآمد و احترامی که هر دانشمندی آرزویش را دارد. حالا تصور کنید همین انسان، همه اینها را رها کند. نه یکبار، بلکه بارها و بارها. رها کند تا در خاک لبنان آموزش بدهد، در کوههای الجزایر بجنگد، در خیابانهای بیروت مقاومت کند، و سرانجام در دشتهای خوزستان، در گرمای سوزان تابستان، جانش را بگذارد.
این مصطفی چمران بود. نه یک شخصیت افسانهای، بلکه یک انسان واقعی که در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، در منطقه دهلاویه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و اسمش را در تاریخ ایران ماندگار کرد.
مشخصات فردی دکتر مصطفی چمران
- نام کامل: مصطفی چمران
- تولد: ۱۰ مهر ۱۳۱۱، تهران
- شهادت: ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، دهلاویه
- سن هنگام شهادت: ۴۸ سال
- ملیت: ایرانی
- تحصیلات: دکترای مهندسی برق و فیزیک پلاسما
- تسلط زبانی: فارسی، انگلیسی، عربی، فرانسوی و آلمانی
- فعالیتها: دانشمند، استاد دانشگاه، وزیر دفاع و فرمانده جنگهای نامنظم
- ویژگیهای برجسته: شجاعت، دانشدوستی، روحیه ایثار و مدیریت
- علایق: نویسندگی، نقاشی و تدریس
تاریخچه زندگی دکتر مصطفی چمران | از تهران تا برکلی
کودکی در خیابانهای پامنار
مصطفی چمران در ۱۰ مهر ۱۳۱۱ در خیابان ۱۵ خرداد، محله سرپولک تهران به دنیا آمد. پدرش، حاج حسن چمران، مردی بود که از روستایی نزدیک ساوه به تهران آمده بود تا زندگی بهتری برای فرزندانش بسازد. خانوادهای مذهبی، ساده و زحمتکش.
مصطفی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه انتصاریه پامنار گذراند و دوره متوسطه را در دو مدرسه معتبر آن دوران؛ دارالفنون و دبیرستان البرز تکمیل کرد. در همان سالهای نوجوانی بود که با دو مرجع بزرگ فکری آشنا شد: آیتالله طالقانی و استاد مرتضی مطهری. این آشناییها پایههای فکری و معنوی چمران را شکل دادند.
رتبه ۱۵ و راهی که از تهران شروع شد
در سال ۱۳۳۲، مصطفی چمران با کسب رتبه ۱۵ کنکور سراسری در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد. در همان دوران تحصیل در دانشگاه، در درس مهندسی زیر نظر مهدی بازرگان بنیانگذار نهضت آزادی قرار گرفت و پیوند عمیقی با جریانهای انقلابی اسلامی پیدا کرد.
چمران پس از اخذ مدرک لیسانس، بورس تحصیلی به آمریکا گرفت. ابتدا وارد دانشگاه تگزاس ایاندام شد و مدرک کارشناسی ارشد مهندسی برق را دریافت کرد. سپس به دانشگاه کالیفرنیا، برکلی رفت تا دکترا بگیرد.

دکترا از برکلی و کار در ناسا | نقطه عطف که کمتر میدانیم
همانطور که در سایت peoplepill نقل شده است:
“He then went on to obtain his Ph.D. in electrical engineering and plasma physics in 1963 from the University of California, Berkeley. He was then hired as a senior research staff scientist at Bell Laboratories and NASA’s Jet Propulsion Laboratory in the 1960s. He was fluent in Persian, English, Arabic, French, and German.”
“او سپس در سال ۱۳۴۲ (۱۹۶۳ میلادی) دکترای مهندسی برق و فیزیک پلاسما را از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی دریافت کرد. بعد از آن به عنوان دانشمند ارشد پژوهشی در آزمایشگاههای بل و آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا در دهه ۱۳۴۰ مشغول به کار شد. به فارسی، انگلیسی، عربی، فرانسوی و آلمانی تسلط داشت.”
اینجا یک نکته مهم وجود دارد که اغلب نادیده گرفته میشود. چمران عنوان رساله دکترایش را «پرتو الکترون در مگنترون کاتد سرد» گذاشت موضوعی در اوج فناوری روز دنیا و بعد از فارغالتحصیلی مستقیماً به سراغ ناسا و آزمایشگاههای بل رفت. این دو نهاد در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی کجا بودند؟ درست در قله پیشرفت علمی بشر. آمریکا داشت برای رفتن به ماه برنامهریزی میکرد و مصطفی چمران یکی از کسانی بود که میتوانست نقشی در این ماجرای بزرگ داشته باشد.
اما او انتخاب دیگری کرد.
چمران چرا همه چیز را رها کرد؟ | تحلیل یک تصمیم بزرگ
وقتی آمریکا کوچک میشود
در خاطرات چمران آمده که روزی که تصمیم گرفت آمریکا را ترک کند، احساس میکرد این کشور بزرگ برایش «تنگ» شده است. این حس غریب را در وصیتنامهاش نیز بازتاب میدهد: «از اینکه آمریکا را ترک گفتم، از اینکه دنیای لذات و راحتطلبی را پشت سر گذاشتم، از اینکه دنیای علم را فراموش کردم، از اینکه از همه زیباییها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشتهام، متأسف نیستم.»
این جملات را باید چند بار خواند. یک دانشمند برجسته، در اوج موفقیت حرفهای، از همه چیز میگذرد و میگوید «متأسف نیستم». این نه یک جمله شعاری است، نه سخنرانی سیاسی. این یک اعتراف صادقانه از مردی است که واقعاً انتخاب کرده است.
مصر، لبنان، الجزایر | آموزش انقلاب
پس از وقوع قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ در ایران، چمران راهی مصر شد. در آنجا در دورههای چریکی شرکت کرد؛ دورههایی که کمتر کسی توانایی تحمل فشار آنها را داشت. ابو یاسر، از دوستان او، میگفت: «وقتی دیدم این دانشمند با دکترا از برکلی دارد همان تمرینات طاقتفرسایی را میکند که ما انجام میدهیم، باورم نمیشد.»
بعد از مصر، مقصد بعدی چمران لبنان بود. آنجا با امام موسی صدر همکاری کرد و پایههای جنبش امل را ریخت. سالهایی در جنوب لبنان، در مرزهای کوهستانی، آموزش نیرو داد و سازماندهی کرد. دوران لبنان برای چمران بسیار سخت بود؛ به قدری که همسرش جدا شد و به آمریکا بازگشت.
بازگشت به ایران | پس از ۲۳ سال
با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، مصطفی چمران پس از ۲۳ سال هجرت به ایران بازگشت. این بار نه به عنوان یک دانشمند گمنام، بلکه به عنوان یک چهره شناختهشده انقلابی. امام خمینی او را به وزارت دفاع منصوب کرد. چمران همچنین به عنوان نماینده اول دوره مجلس شورای اسلامی انتخاب شد.
دکتر چمران و دفاع مقدس | از تهران تا دهلاویه
شروع جنگ؛ ستاد جنگهای نامنظم
با آغاز جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹، چمران بلافاصله راهی اهواز شد. او که سالها تجربه چریکی و سازماندهی نظامی داشت، ستاد جنگهای نامنظم را پایهگذاری کرد. این ستاد نقشی اساسی در دوران اول جنگ داشت.
یکی از خلاقیتهای منحصربهفرد چمران در دوران جنگ، استفاده از دانش علمی در خدمت میدان نبرد بود. او با تیمش توانست در مدت کوتاهی خمپارههای ۶۰ میلیمتری بسازد و طرح زیردریاییهای کوچک را نیز در دستور کار داشت. مردی که در ناسا روی پیشرانشهای موشکی کار کرده بود، حالا داشت در خوزستان خمپاره میساخت. و این را با تمام وجود و بدون هیچ تأسفی انجام میداد.
جنگ سوسنگرد؛ افسانهای که واقعی بود
یکی از مشهورترین صحنههای دوران دفاع مقدس که ثبت تاریخ شد، نبرد سوسنگرد است. چمران در این نبرد با نیروهای اندکی در برابر موج حمله ارتش عراق مقاومت کرد. داستان این مقاومت آنقدر قوی بود که بعدها مبنای فیلم سینمایی «چ» قرار گرفت.
شب آخر | وصایایی که کسی نشنیده بود
شب قبل از شهادت، چمران آخرین جلسه مشورتی ستاد را برگزار کرد. یارانش را با وصایایی نصیحت کرد که حالا بازماندگان آن جلسه میگویند انگار میدانست فردایش نیست.
در سحرگاه ۳۱ خرداد ۱۳۶۰، ایرج رستمی، فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید. چمران از این خبر بسیار ناراحت شد. غمی سنگین همه رزمندگان را فراگرفته بود. یکی از رزمندگان جوان گفت: «مثل روز عاشورا است که یاران حسین یکییکی میروند.»
چمران خودش به جبهه رفت تا جایگزین رستمی را معرفی کند. در مسیر دهلاویه به سوسنگرد، ترکش توپخانه دشمن به او اصابت کرد. دکتر مصطفی چمران در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ به شهادت رسید. سنش ۴۸ سال بود.
وصیتنامه چمران | نامهای که تاریخ را لرزاند
وصیت خطاب به امام موسی صدر
یکی از مشهورترین اسناد برجایمانده از چمران، وصیتنامهای است که در ۲۹ خرداد ۱۳۵۵، در میانه جنگ داخلی لبنان نوشت. این وصیتنامه خطاب به امام موسی صدر بود و در سیاهترین روزهای لبنان نوشته شده است.
بخشی از این وصیتنامه میگوید:
«برای مرگ آماده شدهام و این امری است طبیعی که مدتهاست با آن آشنا شدهام. ولی برای اولین بار وصیت میکنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت میرسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریدهام. همه چیز را ترک گفتهام. علایق را زیر پا گذاشتهام. قید و بندها را پاره کردهام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفتهام و با آغوش باز به استقبال شهادت میروم.»
این جملات را یک دانشمند فیزیک پلاسما نوشته است. کسی که پانزده سال قبل از نوشتن این کلمات، پشت میکروسکوپهای آزمایشگاه ناسا مینشست.
دستنوشته دردناک | آرزوی قلم و کاغذ
چمران در یادداشتهایش نوشت: «هنگامی که شدت درد و رنج طاقتفرسا میشد و آتشی سوزان از درونم زبانه میکشید… آنگاه قلم به دست میگرفتم و شرارههای شکنجه و درد را ذرهذره از وجودم میکندم و بر کاغذ سرازیر میکردم.»
این روایت از چمران جنبهای را نشان میدهد که کمتر به آن توجه میشود: او نه فقط یک فرمانده رزمی، بلکه یک روح حساس و نویسنده توانا هم بود. کتابهایی که از یادداشتهایش منتشر شده، از جمله «لبنان» و «خاطرات»، نشاندهنده نثری ادیبانه و روحی است که با کلمات دستوپنجه نرم میکرده.
چمران از نگاه دیگران | شخصیتی چندوجهی
ترکیب اضداد
آنهایی که چمران را از نزدیک میشناختند، همیشه از این میگفتند که او ترکیبی باورنکردنی از اضداد بود. در جنگ، سرسختترین و شجاعترین فرمانده؛ اما در خلوت، انسانی آرام و اهل شعر و نقاشی. یکی از یاران نزدیکش تعریف میکرد که در تابلویی که چمران خودش کشیده بود، یک شمع کوچک در میان زمینهای تاریک میدرخشید. این نقاشی ساده، روح این مرد را نشان میداد.
معلم و استاد
چمران به تدریس عشق میورزید. در لبنان مدیر یک دبیرستان در منطقه جبل عامل بود. یاران لبنانیاش میگفتند شیوه تدریسش منحصربهفرد بود: نه فقط درس میداد، بلکه روح مقاومت و کرامت انسانی را به جوانان منتقل میکرد.
در ایران هم، حتی در میانه جنگ، وقتی فرصتی پیدا میکرد، کنار رزمندگان جوان مینشست و درس میداد. درسهایی نه فقط درباره تاکتیکهای نظامی، بلکه درباره معنای زندگی، درباره مبارزه، درباره اینکه چرا باید جنگید.
نگاه امام خمینی به چمران
امام خمینی در پیام تسلیتی که پس از شهادت چمران صادر کرد، او را «سردار رشید اسلام» خواند. این عبارت، برای مردی که دکترای فیزیک پلاسما داشت و در ناسا کار کرده بود، معنای عمیقی دارد. یک دانشمند شد سردار. یک محقق شد الگوی رزمندگی.
میراث دکتر چمران در ایران امروز | چه چیزی ماند؟
خیابانها، دانشگاهها و بیشتر از آنها
اسم چمران بر بسیاری از خیابانهای ایران و از جمله یکی از بزرگراههای اصلی تهران (بزرگراه چمران) ثبت شده است. دانشگاه شهید چمران اهواز هم به افتخار او نامگذاری شده. اما میراث واقعی چمران چیزی فراتر از نامگذاریهاست.
الگویی برای نسلهای جدید
وقتی جوانان ایرانی با سؤالهای بزرگ زندگی روبهرو میشوند که چه کنم؟ چرا باید زحمت بکشم؟ آیا میارزد؟ داستان چمران میتواند یک پاسخ باشد. نه یک پاسخ آماده، بلکه یک الگوی فکری.
چمران نشان داد که میشود هم دانشمند بود و هم معتقد. میشود هم سطح بالاترین استانداردهای علمی جهان را داشت و هم ارزشهای انسانی و ایمانی را فدای آن نکرد. میشود در برابر وسوسه راحتی ایستاد.
کتاب «لبنان» و ادبیات چمران
یکی از آثار مکتوب چمران که باید خواند، کتاب «لبنان» است. این کتاب که از یادداشتهای شخصی او تدوین شده، روایتی از سالهای لبنان است به زبانی که میان ادبیات و گزارش در نوسان است. نثر چمران شفاف، صادقانه و گاه شاعرانه است.
در این کتاب، لحظهای هست که شب در یک پناهگاه نشسته و مینویسد: «ترا شکر میکنم که از پوچیها، ناپایداریها، خوشیها و قید و بندها آزادم کردی و مرا در طوفانهای خطرناک حوادث رها ننمودی، و در غوغای حیات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردی، لذت مبارزه را به من چشاندی، مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی.»
۳۱ خرداد | چرا هنوز مهم است؟
سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران در ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ مصادف میشود. هر سال در این روز، مراسمهایی در سراسر کشور برگزار میشود. اما این مراسمها وقتی معنا دارند که با شناخت واقعی همراه باشند.
چمران نه یک اسطوره تکبعدی است، نه یک شخصیت کلیشهای که فقط در بنرها وجود دارد. او یک انسان بود با تناقضات و پیچیدگیهای انسانی: مردی که هم دلتنگ فرزندانش بود و هم نمیتوانست کنار بکشد؛ مردی که هم درد جدایی از خانواده را حس میکرد و هم احساس میکرد راهی جز این ندارد.
این دقیقاً همان چیزی است که داستان او را در سال ۱۴۰۵ نیز زنده نگه میدارد: واقعی بودنش.
نکات کمتر شناختهشده از زندگی چمران
۱. تسلط به پنج زبان
چمران به فارسی، انگلیسی، عربی، فرانسوی و آلمانی تسلط کامل داشت. این توانایی در دوران مبارزاتش در لبنان، الجزایر، مصر و فلسطین نقشی کلیدی ایفا کرد.
۲. نقاش و شاعر در کنار رزمنده
یکی از ابعاد پنهان شخصیت چمران، ذوق هنریاش بود. نقاشیهای او —حتی اگر اندک باشند— و اشعاری که در یادداشتهایش وجود دارد، نشان میدهد این مرد روحی لطیف داشت که در سختترین شرایط هم آن را حفظ کرد.
۳. ساخت تسلیحات در دوران جنگ
چمران با استفاده از دانش مهندسیاش، در اوایل جنگ برای تولید تسلیحات داخلی تلاش کرد. ساخت خمپاره ۶۰ میلیمتری در مدت یک ماه، نمونهای از این تلاشها بود که در روایتهای برادرش نیز آمده.
۴. ناسا آرزوی داشتنش را داشت
بر اساس روایتهای موجود، ناسا علاقه جدی به استخدام دائمی چمران داشت. اما او انتخاب دیگری کرد.
۵. وصیت نامهای که در میانه جنگ لبنان نوشت
وصیتنامه معروف چمران در ۲۹ خرداد ۱۳۵۵ نوشته شد یعنی پنج سال قبل از شهادتش در حالی که لبنان درگیر یکی از بدترین دوران جنگ داخلی بود.
نقل قولهای ماندگار دکتر چمران
در اینجا چند جمله از سخنان و نوشتههای چمران آمده که هر کدام یک دریچه به روح این انسان هستند:
درباره تخصص و تقوا: «میگویند تقوا از تخصص لازمتر است، آن را میپذیرم، اما میگویم: آنکس که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد، بیتقواست.»
درباره جنگ: «خدایا، هنگامی که شیپور جنگ طنینانداز میشود، قلب من شکفته شده به هیجان در میآید؛ زیرا جنگ، مرد را از نامرد مشخص میکند.»
درباره آزادی درون: «جایی که دیگر انسان مصلحتی ندارد تا حقیقت را برای آن فدا کند، دیگر از کسی واهمه نمیکند تا حق را کتمان نماید… آنجا، حق و عدل، همچون خورشید میتابد.»
درباره انتخاب: «فهمیدم که سعادت حیات در لذتهای آسان و مصون نیست، بلکه در مبارزهای سخت و طاقتفرسا و در فداکاریهای بزرگ است.»
نتیجهگیری: چمران؛ آیینهای برای نسل ما
وقتی تمام روایت زندگی مصطفی چمران را کنار هم میگذاریم، تصویری میبینیم که شاید اول گیجکننده به نظر برسد: یک دانشمند که مبارز شد، یک مبارز که استاد شد، یک استاد که سردار شد، و یک سردار که در ۴۸ سالگی در دشت خوزستان ماند.
اما شاید این گیجکنندگی خودش یک پیام باشد. چمران نشان داد که آدم لازم نیست یکبعدی باشد. لازم نیست میان علم و ایمان، میان اندیشه و عمل، میان زندگی شخصی و مسئولیت اجتماعی یکی را انتخاب کند. میشود همه اینها را با هم داشت و اگر لازم شد، همه را برای یک چیز بزرگتر گذاشت.
ایران با چالشهای بزرگی روبهروست و نسل جدید در حال تعریف هویت و ارزشهای خود است، بازخوانی زندگی چمران میتواند منبع الهامی باشد که نه از روی تعارف، بلکه از روی صداقت و واقعیت انتخاب شده.
او نه یک افسانه بود و نه یک شعار. او یک انسان واقعی بود که واقعی زندگی کرد، واقعی انتخاب کرد، و واقعی رفت.
و ۳۱ خرداد هر سال، یادآور این واقعیت است.