بهار که میآید، طبیعت زبان تازهای پیدا میکند. درختها جوانه میزنند، آسمان صادقتر به نظر میرسد و دل آدم بدون دلیل خاصی سبکتر میشود. درست در همین فصل تقویم رسمی ایران یک یادآوری مهم دارد: روز بزرگداشت عطار نیشابوری.
شاید برای خیلی از ما این سوال پیش بیاید که چه ربطی دارد شاعری که هشت قرن پیش در نیشابور زندگی میکرده با ما، با زندگی امروز، با بحرانهای معنوی، با سردرگمیهای مدرن؟ جواب ساده است: خیلی زیاد. عطار شاعری نبود که فقط برای زیبایی کلمات شعر بگوید. او طبیبی بود که از درد مردم مینوشت، عارفی که از درون بیقراری نسخهی آرامش میداد، و حکیمی که هفتصد سال پیش از روانشناسی مدرن، از «خود» و «فنای نفس» حرف میزد.
مشخصات فردی عطار نیشابوری
- نام کامل: فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری
- شهرت: شیخ عطار نیشابوری
- زادروز: حدود ۵۴۰ هجری قمری (درباره سال دقیق اختلاف نظر وجود دارد)
- زادگاه: نیشابور (احتمالاً کدکن یا شادیاخ)
- درگذشت: ۶۱۸ هجری قمری (۱۲۲۱ میلادی)
- محل درگذشت: نیشابور، در جریان حمله مغول
- ملیت: ایرانی
- حرفه: شاعر، عارف، صوفی، داروساز و عطار
- سبک و حوزه فعالیت: شعر عرفانی و ادبیات فارسی
- آثار مشهور: منطقالطیر، تذکرةالاولیاء، الهینامه، مصیبتنامه و اسرارنامه
- ویژگی برجسته: از بزرگترین شاعران و عارفان ایران با تأثیر عمیق بر ادبیات عرفانی، بهویژه بر مولانا.
روز بزرگداشت عطار نیشابوری در تقویم ایران
روز سهشنبه، ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، به عنوان روز بزرگداشت عطار نیشابوری در تقویم رسمی ایران ثبت شده است. این تاریخ که در قلب فصل بهار قرار دارد، زمانی است که طبیعت در اوج طراوت و زیبایی خود به سر میبرد.
روز ۲۵ فروردین در تقویم ایران روز ملی عطار است که هرساله در نیشابور، آرامگاه وی همراه برنامههای عطارشناسی برگزار میشود؛ گلباران آرامگاه عطار، ارائه پژوهشهایی در مورد این شاعر، نمایشگاه کتاب و خوشنویسی و شب شعر از جمله برنامههایی است که در این روز برگزار میشود.
نیشابور که خود از شهرهای کهن و تاریخی ایران است و روزگاری مرکز فرهنگی و ادبی خراسان بزرگ بود، افتخار میزبانی از آرامگاه دو چهرهی جهانی ادبیات فارسی را دارد: عطار نیشابوری و حکیم عمر خیام. انتخاب فروردین ماه برای این بزرگداشت هوشمندانه است؛ چرا که خود عطار شاعر «تحول» بود. درست مثل بهار که طبیعت را متحول میکند، اندیشههای عطار نیز همیشه دعوتی بوده برای تحول درونی.

عطار نیشابوری کیست؟ | زندگینامه و بزرگداشت شاعر عارف ایران
فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری مشهور به شیخ عطار نیشابوری (۱۱۴۶م/۵۴۰ق – ۱۲۲۱م/۶۱۸ق) یکی از عارفان، صوفیان و شاعران ایرانی سترگ و بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم بود. عطار در سال ۵۴۰ هجری قمری در نیشابور زاده شد و در ۶۱۸ هجری قمری به هنگام حملهٔ مغول به قتل رسید.
البته دربارهی سال تولد دقیق او اختلاف نظر وجود دارد. بنا بر آنچه که تاریخنویسان گفتهاند بعضی از آنها سال ولادت او را ۵۱۳ و بعضی سال ولادتش را ۵۳۷ هجری قمری میدانند. او در قریه کدکن یا شادیاخ که در آن زمان از توابع شهر نیشابور بوده به دنیا آمد.
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، ادیب و عطارپژوه برجستهی معاصر، در مقدمهای که بر منطقالطیر نوشتهاست اشاره میکند که شخصیت عطار در «ابر ابهام» است و اطلاعات ما حتی دربارهٔ سنایی، که یک قرن قبل عطار میزیسته، بسیار بیشتر از اطلاعاتی است که از عطار در دست داریم.
این ابهام، خود نوعی رمز است: عطار انگار نخواسته بود در تاریخ بماند. او میخواست کلامش بماند.
شغل عطار؛ از داروخانه تا عرفان
یکی از جذابترین جنبههای زندگی عطار، شغل اوست. او داروسازی و داروشناسی را از پدرش آموخت و در عرفان مرید سلسلهٔ خاصی از مشایخ تصوف نبود و به کار عطّاری و درمان بیماران میپرداخت. وی علاقهای به مدرسه و خانقاه نشان نمیداد و دوست داشت راه عرفان را از داروخانه پیدا کند.
شاید همین چیز بود که شعرش را از انتزاع به سمت زندگی واقعی میکشاند. کسی که هر روز با دردهای انسانهای معمولی روبرو است، متفاوت از کسی مینویسد که در برج عاج نشسته.
تحول روحانی؛ داستانی که شاید تاریخی باشد
یکی از مشهورترین داستانهای مربوط به عطار، روایتی است که جامی آن را نقل میکند. دربارهٔ پشت پا زدن عطّار به اموال دنیوی و راه زهد، گوشهگیری و تقوا را پیش گرفتن وی داستانهای زیادی گفته شدهاست. مشهورترین این داستانها، داستانی است که جامی نقل میکند: عطار در محل کسب خود مشغول به کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود میپرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابستهای، چگونه میخواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جانآفرین تسلیم کرد.
این داستان، واقعی باشد یا افسانه، یک حقیقت بزرگ را در خود نهفته دارد: آغاز سلوک عطار با یک لرزش درونی شروع شد، نه با خواندن کتاب.
بزرگترین آثار عطار نیشابوری | آنچه باید بدانید
عطار یکی از پرکارترین شاعران تاریخ ادبیات فارسی بود. در میان آثار ارزشمند او، کتابهایی چون منطقالطیر، تذکرةالاولیاء، مصیبتنامه، الهینامه و اسرارنامه جایگاه ویژهای دارند.
منطقالطیر (کنفرانس پرندگان)
این اثر شاهکار عطار است. منطقالطیر منظومهای رمزی است بالغ بر ۴۶۰۰ بیت که موضوع آن، بحث طیور در مورد یک پرنده داستانی به نام سیمرغ است. پرندگان در این سفر، هفت وادی را پشت سر میگذارند: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و فقر و فنا. در نهایت دریابند که سیمرغ، در حقیقت خود آنهاست؛ یعنی انسان، با شناخت خود، به شناخت خدا میرسد.
نام «سیمرغ» در فارسی به معنای «سی مرغ» هم هست. همانطور که در سایت World Epics دانشگاه کلمبیا نقل شده:
“Attar’s epic narrative emphasizes Sufi teachings, and consists of 4,724 rhyming couplets… The finale of the story rests on a pun: In Persian, Simorgh (Si-morgh) literally means 30 (Si) birds (morgh).”
“«روایت حماسی عطار بر آموزههای صوفیانه تأکید دارد و از ۴۷۲۴ بیت مسجع فارسی تشکیل شده است… پایانبندی داستان بر یک بازی زبانی استوار است: در فارسی، سیمرغ به معنای تحتاللفظی سی مرغ است.»”
تذکرةالاولیاء
این اثر نثری عطار، شرح احوال و سخنان بزرگان عرفان اسلامی است. عطار در این کتاب زندگینامهی هفتاد و دو تن از مشایخ صوفیه را با زبانی شیرین و روان نقل کرده است. این کتاب یکی از مهمترین منابع عرفان اسلامی و ادبیات فارسی است که قرنها راهنمای سالکان بوده.
اسرارنامه، الهینامه، مصیبتنامه
این سه منظومه نیز از آثار قطعی عطار هستند. الهینامه داستان گفتگوی پادشاهی با پسرانش دربارهی معنای زندگی است. مصیبتنامه سفر درونی سالک را در قالب بیان مصائب توصیف میکند. اسرارنامه مجموعهای از تعالیم عرفانی است.
نکتهی مهم: غیر از آثار شناختهشده، منظومههای دیگری را هم بدو منسوب دانستهاند که بعضی از آنها به سبب رکاکت الفاظ و سستی فکر و اندیشه، مسلماً از عطار نیشابوری نیست و از شاعر دیگری است که به عطار نسبت یافته است.
عطار و مولانا | رابطهای که تاریخ ادبیات را شکل داد
یکی از جذابترین موضوعات در پیرامون عطار، ارتباط او با جلالالدین مولوی (مولانا رومی) است. طبق روایتهای تاریخی، مولانا در دوران کودکی و در جریان مهاجرت خانوادهاش از بلخ به سمت غرب، از نیشابور گذر کرد و عطار کتاب اسرارنامه را به او هدیه داد.
دربارهی بیت معروف «هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچهایم» باید صادق بود: این بیت از جمله ابیاتی است که به مولانا منسوب شده اما در انتساب آن تردید است؛ و علامه حسنزاده آملی در کتاب نامهها بر نامهها آن را به «عارف جامی» نسبت دادهاند.
با این حال، آنچه قطعی است، تأثیر عمیق عطار بر مولانا و کل ادبیات عرفانی فارسی است. همانطور که سایت Goodreads در معرفی منطقالطیر نوشته: مولانا عطار را «استاد» شعر صوفیانه میدانست. عطار بیشتر به خاطر این منظومهی حماسی شناخته میشود که روایتی تمثیلی و باشکوه دربارهی جستجوی روح برای معنا است.
اگر بخواهیم از استعاره استفاده کنیم: اگر عطار ریشهی درخت عرفان فارسی بود، مولانا تنه و شاخههای آن شد. ریشه پنهان است، اما بدون آن، درخت نمیایستد.
هفت وادی عطار در منطقالطیر | راهنمای زندگی برای انسان امروزی
هفت وادی که پرندگان در منطقالطیر از آن عبور میکنند، صرفاً یک داستان ادبی نیست. این هفت مرحله، نقشهای است برای سفر درونی انسان؛ سفری که در هر دورهای از تاریخ معنادار بوده، و شاید در دنیای امروز، بیش از همیشه.
وادی اول: طلب — آغاز هر تحولی با «خواستن» است. عطار میگوید پیش از هر چیز باید بخواهی. خواستن واقعی، نه ظاهری. مشکل خیلی از ما این است که میخواهیم بدون اینکه واقعاً بخواهیم.
وادی دوم: عشق — بدون عشق، سفر ممکن نیست. عطار از عشقی حرف میزند که از دلدادگیهای زمینی شروع میشود اما به جایی بالاتر میرسد. عشق موتور حرکت است.
وادی سوم: معرفت — عشق بدون آگاهی کور است. معرفت یعنی شناختن خود، جهان، و حقیقت. این وادی جایی است که سالک با ذهن خود رو در رو میشود.
وادی چهارم: استغنا — رها کردن. اینکه دیگر نه به داشتن وابسته باشی و نه به نداشتن. آزادی از تعلق، نه به معنای بیتفاوتی، بلکه به معنای سبکی.
وادی پنجم: توحید — اینجا مرزها محو میشوند. تفاوت بین «من» و «دیگری» کمرنگ میشود.
وادی ششم: حیرت — جایی که سالک متوجه میشود هر چه فکر میکرده میداند، اشتباه بوده. حیرت در اینجا نه از روی جهل، بلکه از روی عمق معرفت است. دریا هر چه عمیقتر، آرامتر.
وادی هفتم: فقر و فنا — آخرین مرحله. اینجا «من» از میان میرود. نه به معنای نابودی، بلکه به معنای گم شدن در چیزی بزرگتر. این همان لحظهای است که سی پرنده به سیمرغ میرسند و میفهمند سیمرغ، خودشان بودهاند.
این هفت مرحله برای انسان امروزی هم شناختنیاند. هر بار که آدم با یک بحران وجودی روبرو میشود، ناخواسته در یکی از این وادیهاست. آگاهی از این نقشه دستکم این کمک را میکند که بفهمیم در کجای مسیر هستیم.
عطار نیشابوری و میراث جهانیاش | از نیشابور تا غرب
عطار نه فقط در ایران، که در جهان شناختهشده است. منطقالطیر به دهها زبان ترجمه شده و همچنان در دانشگاههای معتبر جهان تدریس میشود.
همانطور که در سایت Beshara Magazine در مقالهای نوشتهی دکتر Ken Avery، پژوهشگر ادبیات صوفیانه، آمده:
“Farid al-din ‘Attar’s epic poem The Conference of the Birds is one of the spiritual masterpieces of the world. An extended allegory for the spiritual path, it has continued to inspire seekers, artists and commentators from the 13th century to the present day.”
“«منظومهی حماسی فریدالدین عطار، منطقالطیر، یکی از شاهکارهای معنوی جهان است. این تمثیل گسترده دربارهی مسیر معنوی، از قرن سیزدهم تا امروز الهامبخش جستجوگران، هنرمندان، و مفسران بوده است.»”
در غرب، ترجمههای متعددی از آثار عطار انجام شده. یکی از مهمترین آنها ترجمهی دیک دیویس و افخم دربندی است که توسط انتشارات پنگوئن کلاسیک منتشر شده. ترجمهی شله ولپه که جایزهی PEN/Heim Translation Fund را دریافت کرده نیز از ترجمههایی است که روح اصلی متن را به خوبی حفظ کرده. در آلمان، خاورشناس برجسته هلموت ریتر یکی از مهمترین پژوهشها دربارهی عطار را به جهانیان عرضه کرد.
در دانشگاه بوستون، دانشجویان یک پروژهی چندرسانهای کامل را به بررسی منطقالطیر اختصاص دادهاند. در دانشگاه کلمبیا این اثر جزء منابع درسی رشتهی ادبیات جهانی است.
این گسترهی جهانی نشان میدهد که پیام عطار فراتر از مرز و زبان است. انسان در هر گوشهای از جهان، وقتی با سفر سی پرنده روبرو میشود، چیزی در درونش تکان میخورد.
عطار نیشابوری در میان آتش و خون | شهادت در برابر مغول
زندگی عطار صرفاً یک زندگی عارفانهی آرام و بیدردسر نبود. زندگی عطار با هجوم وحشیانه غزها صحنههایی از خشونت و جنایت در اواخر قرن ششم آغاز شد و با حمله مغولها در اوایل سده هفتم در میان شعلههای جنگ و تیرهروزهای خونریزی پایان یافت.
در سال ۶۱۸ هجری قمری، سپاه مغول به نیشابور حمله کرد و شهری که روزگاری مرکز فرهنگ و ادب و دانش بود به ویرانه تبدیل شد. عطار در این قتلعام به شهادت رسید.
روایت معروفی دربارهی لحظهی مرگ او نقل میشود: مغولی خواست او را بکشد. مردی گفت در ازای این شیخ صدها درهم میدهم. مغول صبر کرد. اندکی بعد روستایی آمد و گفت یک توبره کاه میدهم. شیخ رو به مغول کرد و گفت: بفروش که بهای من این است؛ مغول برآشفت و در دم شیخ را هلاک کرد.
این داستان روح عطار را نشان میدهد: کسی که ارزش خود را نه در طلا و نقره، بلکه در چیزی دیگر میدید.
آثار تألیفی او در شرارههای جنگ و کتابخانههایی که سوزانده میشدند دود و خاکستر شد و اگر نبود چند نسخهای که بیرون از جغرافیای نیشابور و ایران با درایت فرهنگورانی که دل به میراث گرانسنگ ادب فارسی بسته بودند، امروز از آن گنجینه فرهنگ و ادب هیچ نشانی نداشتیم.
عطار نیشابوری و امروز ما | چرا هنوز باید بخوانیمش؟
در دنیایی که همهی اطلاعات با یک کلیک در دسترس است، در دنیایی که اضطراب و استرس رقم سلامت روان را پایین آورده، و در دنیایی که آدمها بیش از هر زمان دیگری به دنبال معنا میگردند؛ عطار هنوز حرف برای گفتن دارد.
او دربارهی «جستجو» مینویسد؛ چیزی که نسل امروز بیشتر از هر نسلی با آن درگیر است. او از «فنای نفس» حرف میزند که در روانشناسی مدرن با مفهوم «ego dissolution» و تجربههای اوج (peak experiences) مطرح میشود. او از «عشق» میگوید، نه آن عشق شیرینزبانی، بلکه عشقی که آدم را به حرکت وادار میدارد.
یکی از زیباترین نکتهها دربارهی آثار عطار اینجاست که علاوه بر آن، شغل عطّاری خود عامل بینیازی و بیرغبتی عطار به مدحگویی برای پادشاهان شد. این استقلال به کلامش صداقتی میدهد که کمتر در شعر کلاسیک میبینیم.
در دنیای پرهیاهو و ماشینی امروز، رجوع به آموزههای عطار میتواند مسیری باشد برای رسیدن به آرامش درونی، بیداری روح، و فهم عمیقتر از خود و جهان.
جشنها و مراسم روز بزرگداشت عطار ۱۴۰۵ | چه اتفاقی میافتد؟
گلباران آرامگاه: آرامگاه عطار در نیشابور هر سال در این روز با حضور مقامات فرهنگی، ادبا، و مردم گلباران میشود. نیشابور از ابتدا در جایگاه یکی از شهرهای تاریخی بزرگ به نام ابرشهر در تاریخ ایران حضور داشته است و مرکز فرهنگی و هنری و ادبی از دیرباز تاکنون شناخته میشود.
همایشهای علمی: دانشگاهها و مراکز پژوهشی، همایشهایی دربارهی آثار عطار برگزار میکنند. نیشابور هر دو سال یک بار میزبان دوسالانهی بینالمللی عطار نیشابوری است که پژوهشگران ایرانی و خارجی در آن شرکت میکنند.
نمایشگاه نسخ خطی: سازمان اسناد و کتابخانهی ملی ایران در این روز تصاویر نسخه خطی «کلیات عطار» با کتابت به سال ۸۴۷ قمری و «منطقالطیر» با تذهیب زیبا و کتابت به سال ۸۶۷ قمری را به عموم معرفی میکند.
شب شعر: شاعران و دوستداران ادب، در شبهای شعری که به مناسبت این روز برگزار میشود، اشعار عطار را میخوانند و دربارهی آنها گفتگو میکنند.
نتیجهگیری
عطار نیشابوری، هشت قرن پیش، در دکان داروخانهاش نشسته بود و به دردهای مردم گوش میداد. از همان دردها شعر میساخت. از همان رنجها حکمت میبافت. و اثری گذاشت که هنوز، در سال ۱۴۰۵، در ۲۵ فروردین، یک روز کامل از تقویم رسمی یک کشور به نامش است.
روز بزرگداشت عطار نیشابوری، فرصتی است برای یک توقف کوتاه در زندگی پرشتاب امروز. برای اینکه بپرسیم: من در کدام وادی هستم؟ در وادی طلب؟ عشق؟ حیرت؟
پرندگان داستان عطار هزاران بودند، اما در پایان سفر تنها سی تا ماندند. این پایان تلخ نیست؛ نشانهی این است که سفر درونی، غربال است. هر کس نمیتواند تا انتها برود، نه به خاطر ضعف، بلکه چون هنوز آماده نشده.
پس این ۲۵ فروردین، شاید بهترین کار این باشد که کمی بنشینیم. یک غزل عطار بخوانیم. به آرامگاهش فکر کنیم. و یادمان باشد که سیمرغی که دنبالش میگردیم، شاید از اول در خودمان بوده.