داستان آرش کمانگیر؛ نماد فداکاری و وطن‌دوستی در اساطیر ایران

اگر بخواهیم از یک نفر نام ببریم که در اسطوره‌های ایرانی نماد تمام‌عیار فداکاری، عشق به وطن و گذشت از جان برای نسل‌های آینده باشد، بدون تردید آن نام «آرش کمانگیر» است. مردی که نه با شمشیر، نه با سپاه، بلکه با یک تیر، سرنوشت یک ملت را تغییر داد. تیری که در آن همه هستی‌اش را ریخت و خود، در لحظه رهایی آن، فرو ریخت.

در تابستان 1405، وقتی جشن تیرگان را جشن می‌گیریم، پشت سر این جشن هزاران‌ساله، داستانی نهفته که باید آن را شناخت؛ نه فقط به عنوان یک افسانه قدیمی، بلکه به عنوان آموزه‌ای که هنوز هم برای زندگی ما معنا دارد. این مقاله برای شما، ایرانی عزیزی است که می‌خواهد ریشه‌هایش را بشناسد.

مشخصات فردی آرش کمانگیر

  • نام: آرش
  • لقب: کمانگیر (به معنای تیرانداز)
  • نام اوستایی: اِرِخشَه (به معنای «تیر تیز / تیر شتابان»)
  • دوره اسطوره‌ای: عصر پیشدادیان
  • جایگاه اجتماعی: سرباز و تیرانداز سپاه ایران
  • پادشاه هم‌دوره: منوچهر شاه
  • ویژگی‌های شخصیتی: شجاع، فداکار، میهن‌دوست، دین‌دار، چیره‌دست در تیراندازی
  • پدر (در برخی روایات): پورآسپ
  • مادر (در برخی روایات): مهربانو
  • همسر (در برخی روایات متأخر): هوردخت
  • زادگاه (مورد اختلاف): ری، طبرستان/البرز، یا نواحی غرب ایران
  • شهرت تاریخی-اسطوره‌ای: تعیین مرز ایران و توران با یک تیر
  • سرنوشت: جان‌باختن پس از پرتاب تیر (در روایت مشهور)

آرش کمانگیر کیست؟ | معرفی اسطوره ملی ایران

آرش کمانگیر (به اوستایی: اِرِخشَه — یعنی «تیر تیز» یا «تیر لرزان») بزرگ‌ترین تیرانداز در اسطوره‌های ایرانی است. نام او در قدیمی‌ترین متون کهن ایرانی، یعنی اوستا، آمده و از آن زمان تا به امروز در حافظه جمعی ایرانیان باقی مانده است.

او شخصیتی است که به دوران پیشدادیان تعلق دارد، دوره‌ای اسطوره‌ای که در آن پادشاهان نیمه‌خدایی بر زمین فرمانروایی می‌کردند. آرش نه پادشاه بود، نه موبد، نه وزیر. او یک سرباز بود؛ یک تیرانداز ماهر که در لحظه‌ای حساس از تاریخ کشورش، داوطلبانه پیش آمد و زندگی خود را فدا کرد.

خانواده آرش: بر اساس برخی روایات، نام پدر آرش «پورآسپ» به معنای «پسر اسب» بوده و مردی پهلوان و پرورش‌دهنده اسب بوده است. مادرش «مهربانو» نام داشته و آرش در جوانی با دختری به نام «هوردخت» ازدواج کرده بود. البته باید صادق بود: این جزئیات در همه منابع نیامده و ریشه در برخی روایات متأخرتر دارند.

زادگاه دقیق آرش نیز محل اختلاف است؛ برخی منابع او را اهل ری (نزدیک تهران امروزی) دانسته‌اند، برخی اهل مناطق البرز و مازندران، و برخی دیگر روستای فیال در بروجرد را زادگاه او می‌نامند. اما آنچه مهم است، این است که آرش متعلق به همه ایران است.

تصویری حماسی و واقع‌گرایانه از آرش کمانگیر بر فراز صخره‌ای بلند در میان رشته‌کوه‌های سرسبز؛ او با ردایی افشان در باد، کمانی بزرگ را کشیده و تیری درخشان را به سوی افق طلوع خورشید نشانه گرفته است. دره‌ای وسیع با رودخانه‌ای پیچان در پایین دیده می‌شود و سپاهیان در دوردست، در میان مه و نور طلایی غروب ایستاده‌اند. فضای تصویر پر از نور گرم، شکوه اسطوره‌ای و حس فداکاری است.

کهن‌ترین منبع داستان آرش کمانگیر | ریشه‌های اسطوره در اوستا

جالب است بدانید که داستان آرش کمانگیر در شاهنامه فردوسی نیامده است! بسیاری از ایرانیان گمان می‌کنند این داستان بخشی از شاهنامه است، اما واقعیت این است که فردوسی تنها در چند جا به آرش اشاره کرده و به داستانش تلمیح زده، اما روایت کامل آن را نیاورده است. دلیل این غفلت هنوز بحث‌برانگیز است.

قدیمی‌ترین منبع داستان آرش، «یشت هشتم» از اوستا است. در آنجا، سرعت ستاره تیشتر به سرعت تیر آرش تشبیه شده است:

«تشتر، ستاره رایومند فرهمند را می‌ستاییم که تند به سوی دریای فراخکرت تازد، مانند آن تیرِ در هوا پرّان که آرش، تیرانداز آریایی، از کوه ائیریوخشوث به سوی کوه خوانونت انداخت»

پس از اوستا، داستان آرش در متون پهلوی مانند بندهش، شهرستان‌های ایران، مینوی خرد و ماه فروردین روز خرداد آمده است. سپس در دوران اسلامی، مورخان و نویسندگان بزرگی مانند ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه»، طبری در «تاریخ طبری»، ثعالبی در «غرر اخبار ملوک الفرس» و گردیزی در «زین الاخبار» این داستان را روایت کرده‌اند.

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، ریشه جشن تیرگان را به روز حماسه‌آفرینی آرش مرتبط دانسته و داستان او را با جزئیاتی شیرین بازگو کرده است.

آرش کمانگیر بر فراز صخره‌ای بلند؛ او با لباس باستانی ایرانی زانو زده و کمانی کشیده در دست دارد و تیر درخشانش را به سوی افق رها می‌کند. در کنار او آتشی آیینی شعله می‌کشد و در آسمان پرستاره، پیکره‌ای نمادین از تیشتر همچون جنگجویی نورانی دیده می‌شود. در دوردست، رشته‌کوه‌ها، دریاچه‌ای پهناور و بنایی کهن در چشم‌اندازی طلایی‌رنگ زیر نور غروب گسترده شده‌اند.

داستان آرش کمانگیر | روایت کامل جنگ ایران و توران

پس‌زمینه تاریخی اسطوره‌ای: در زمان پادشاهی منوچهر، ششمین شاه پیشدادی، ایران درگیر یکی از طولانی‌ترین و خونین‌ترین جنگ‌های تاریخ اسطوره‌ای خود با توران (سرزمین‌هایی در آسیای مرکزی) بود. افراسیاب، پادشاه توران، سپاهی بی‌شمار گرد آورد و در نهایت توانست سپاه منوچهر را در منطقه طبرستان (مازندران امروزی) به محاصره بکشد.

منوچهر که نای جنگیدن نداشت، درخواست صلح داد. افراسیاب که حیله‌گر و زیرک بود، پیشنهادی داد که در ظاهر منصفانه، اما در واقع تحقیرآمیز بود: بهترین تیرانداز ایران از بلندترین نقطه کوه البرز تیری بیندازد، هر کجا که تیر فرود آمد، مرز ایران و توران باشد. افراسیاب مطمئن بود که هیچ تیری توان نمی‌رسد که مرزهای کافی برای ایران نگه دارد.

فرشته اسپندارمذ (نگهبان زمین) بر منوچهر نمایان شد و فرمان داد تا کمان و تیری ویژه بسازند؛ چوبه تیر از جنگلی خاص، پر از عقابی ویژه، و پیکان از معدنی مخصوص.

لحظه بزرگ: آرش، که در روایات به عنوان تیراندازی «چیره‌دست، نژاده، دین‌دار و حکیم» توصیف شده، داوطلب شد. روایت ابوریحان بیرونی در اینجا بسیار جالب است:

همان‌طور که در دانشنامه ایرانیکا iranicaonline آمده است:

“According to Bīrūnī, Āraš displayed himself naked and said: ‘Behold! my body is free of any wound or sickness; but after this bowshot I will be destroyed.'”

“به روایت بیرونی، آرش خود را برهنه کرد و گفت: «بنگرید! پیکر من از هر زخم و بیماری پاک است؛ اما پس از این تیرافکندن، تباه خواهم شد.»”

این جمله آرش، یکی از زیباترین و پرمعناترین جملات در ادبیات اسطوره‌ای جهان است. او با صراحت می‌گفت که می‌داند خواهد مُرد، اما باز هم تیر را رها می‌کند.

صبحگاهان روز سیزدهم تیرماه، آرش از بلندای کوه برخاست. روایات مختلف‌اند: برخی می‌گویند از کوه دماوند، برخی از کوهی در رویان (در مناطق البرز مازندران). آرش تمام جان و توان خود را در آن تیر ریخت و کمان را رها کرد. در همان لحظه، بدنش فرو پاشید.

تیر پرواز کرد. خداوند به فرشته باد فرمان داد تا تیر را نگه دارد. سواران دنبال تیر تاختند. تیر از بامداد تا نیمروز (یا در برخی روایات تا غروب، یا حتی چهل روز) در هوا بود و در نهایت بر پوست درختی گردو در کنار رودخانه جیحون (آمودریا، در آسیای مرکزی امروزی) فرود آمد. فاصله‌ای که برخی روایات آن را هزار فرسخ و برخی دیگر، مسیر چهل روزه اسب می‌دانند.

مرز ایران و توران برای سال‌ها و قرن‌ها همان رود جیحون شد.

سرنوشت آرش | دو روایت متفاوت درباره پایان کار قهرمان

جالب است که منابع تاریخی درباره سرنوشت آرش دو روایت کاملاً متفاوت دارند:

روایت اول (رایج‌تر و دلنشین‌تر): آرش در همان لحظه رها کردن تیر، جانش را از دست داد. بدنش «شرحه‌شرحه» شد یا کاملاً ناپدید شد و با خاک ایران یکی گشت. ثعالبی و بلعمی این روایت را نقل کرده‌اند. به همین دلیل است که آرش کمانگیر مقبره‌ای ندارد.

روایت دوم (در طبری و برخی منابع دیگر): آرش زنده ماند! منوچهر شاه به پاس این فداکاری بی‌نظیر، او را به فرماندهی تمام تیراندازان ایران منصوب کرد و آرش تا پایان عمر با افتخار زیست.

این دو روایت نشان می‌دهد که اسطوره آرش، مانند تمام اسطوره‌های بزرگ دنیا، در طول زمان و در دهان مردم مختلف، تغییر شکل داده و هر نسل روایت خودش را داشته است. اما آنچه در هر دو روایت مشترک است، فداکاری آرش و نجات ایران است.

آرش کمانگیر و جشن تیرگان | پیوند اسطوره با تقویم ایرانی

جشن تیرگان یکی از جشن‌های باستانی ایرانیان است که در روز سیزدهم تیرماه برگزار می‌شود. در سال ۱۴۰۵، این جشن با شادی و ریختن آب مصادف است. بیرونی در آثارالباقیه و گردیزی در زین‌الاخبار، ریشه این جشن را مستقیماً به روز تیراندازی آرش ربط می‌دهند.

در این روز، سنت ریختن آب بر یکدیگر و شادی کردن رواج دارد؛ برخی آن را به باران‌خواهی مرتبط می‌دانند و برخی دیگر به حرکت تیشتر (ستاره باران‌آور) که در اوستا سرعتش به تیر آرش تشبیه شده است.

این پیوند میان اسطوره و تقویم، نشان می‌دهد که ایرانیان باستان می‌خواستند هر سال، در همان روز حماسه، آرش را به یاد بیاورند و به او ادای احترام کنند.

به همین دلیل است که نام آرش کمانگیر تنها یک روایت تاریخی یا اسطوره‌ای نیست، بلکه بخشی زنده از حافظه فرهنگی ماست. هر سال با فرا رسیدن تیرماه، یاد او در آیین‌ها و شادی‌های مردمی زنده می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه یک حماسه می‌تواند قرن‌ها در دل یک ملت جریان داشته باشد. تیرگان فقط یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه نمادی از پیوند اسطوره، طبیعت و هویت ایرانی در دل جشن های ایران باستان است.

صحنه‌ای اسطوره‌ای؛ آرش کمانگیر بر فراز صخره‌ای ایستاده و کمان خود را با تیری درخشان به سوی افق رها می‌کند. در پایین دست، کنار رودخانه‌ای زلال، مردم با لباس‌های سنتی ایرانی جشن تیرگان را با شادی و آب‌پاشی برگزار می‌کنند. در دوردست، کوهی باشکوه با قله‌ای برفی زیر آسمانی آبی و نیمه‌ابری دیده می‌شود و فضای تصویر حال‌وهوایی حماسی و آیینی دارد.

آرش کمانگیر در ادبیات و هنر | از اوستا تا شعر معاصر

نام آرش در طول قرون، الهام‌بخش شاعران، نویسندگان و هنرمندان بوده است. در اینجا نگاهی داریم به مهم‌ترین آثاری که آرش را ماندگار کرده‌اند:

الف) شاهنامه فردوسی: همان‌طور که گفتیم، داستان کامل آرش در شاهنامه نیامده، اما فردوسی در سه جای شاهنامه با افتخار از آرش نام برده و به حماسه‌اش تلمیح کرده است. این نشان می‌دهد فردوسی داستان را می‌شناخته اما چرایی نیاوردن آن همچنان موضوع بحث پژوهشگران است.

ب) ارسلان پوریا: در سال ۱۳۳۸ خورشیدی (مطابق ۱۹۵۹ میلادی)، ارسلان پوریا قصیده‌ای هفتاد بیتی درباره آرش سرود که یکی از نخستین آثار معاصر اختصاصی به این اسطوره بود.

ج) سیاوش کسرایی: در همان سال ۱۳۳۸، سیاوش کسرایی منظومه بلند «آرش کمانگیر» را سرود. این اثر نخستین منظومه حماسی نیمایی ادبیات فارسی است و به گفته بسیاری از ادیبان، یکی از برجسته‌ترین آثار ادبیات معاصر ایران محسوب می‌شود. کسرایی در این اثر، آرش را نه تنها قهرمان ملی بلکه نماد مقاومت در برابر ستم زمانه‌اش به تصویر کشید.

د) بهرام بیضایی: در سال ۱۳۵۶، بهرام بیضایی نمایش «آرش» را نوشت که پاسخی ادبی به منظومه کسرایی بود. این اثر بارها در ایران و جهان به صحنه رفته، از جمله در سالن آنبرگ دانشگاه استنفورد در تابستان ۲۰۱۳.

ه) نادر ابراهیمی: داستان کوتاه «آرش در قلمروی تردید» (۱۳۴۲) یکی دیگر از آثار برجسته‌ای است که از منظری نو به شخصیت آرش پرداخته است.

شاعران کلاسیک بسیاری نیز به آرش اشاره کرده‌اند: فرخی سیستانی، انوری، قطران تبریزی، ادیب صابر ترمذی، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، خواجوی کرمانی و دیگران. این نشان می‌دهد که آرش در طول هزار سال ادبیات فارسی، زنده و حاضر بوده است.

در میان همه این آثار، یادکردهای پراکنده اما پرمعنای شاهنامه از زبان ابوالقاسم فردوسی جایگاهی ویژه دارد. فردوسی هرچند داستان کامل آرش را روایت نمی‌کند، اما با همان اشاره‌های کوتاه، او را در شمار پهلوانان نامدار ایران می‌آورد و نامش را در کنار بزرگان اسطوره‌ای زنده نگه می‌دارد. همین یادکردهای موجز نشان می‌دهد که آرش در ذهن و زبان حماسه‌سرای توس، نماد دلاوری و مرزبانی ایران بوده است؛ پهلوانی که حتی بی‌آنکه داستانش به تفصیل گفته شود، حضورش در تار و پود اشعار فردوسی احساس می‌شود و اعتبارش از دل شاهنامه به نسل‌های بعد منتقل می‌گردد.

آرش کمانگیر در منابع خارجی | دیدگاه پژوهشگران جهان

آرش کمانگیر نه تنها در ایران شناخته است، بلکه پژوهشگران بین‌المللی نیز به این شخصیت اسطوره‌ای توجه زیادی داشته‌اند.

همان‌طور که در ویکیپدیای انگلیسی wikipedia آمده است:

“Arash the Archer (Persian: آرش کمانگیر) is a heroic archer-figure of Iranian mythology and historical tradition. According to Iranian folklore, the boundary between Iran and Turan was set by an arrow launched by Arash, after he put his own life in the arrow’s launch.”

“آرش کمانگیر (به فارسی: آرش کمانگیر) شخصیتی حماسی—تیرانداز—در اسطوره‌شناسی ایرانی و سنت تاریخی است. بر اساس فرهنگ عامه ایرانی، مرز میان ایران و توران توسط تیری که آرش پرتاب کرد مشخص شد؛ تیری که آرش تمام جانش را در آن ریخت.”

تصویر حماسی از آرش کمانگیر بر فراز صخره‌ای بلند در لحظه رها کردن تیر نورانی، با پس‌زمینه کوهستان‌های گسترده، رودخانه‌ای دره‌مانند و نور طلایی خورشید؛ در گوشه‌ای دیگر چند پژوهشگر در حال مطالعه متون کهن دیده می‌شوند.

آرش کمانگیر؛ اسطوره یا شخصیت واقعی تاریخی؟

این سؤال جذاب است: آیا آرش کمانگیر واقعاً وجود داشته؟

پاسخ کوتاه این است: هیچ سند تاریخی که صحت کامل این روایت را به عنوان یک رویداد تاریخی مستند تأیید کند وجود ندارد. آرش شخصیتی اسطوره‌ای—تاریخی است؛ «اسطوره‌ای» چون به دوران پیشدادی تعلق دارد که ماهیت زمانی آن قطعی نشده، و «تاریخی» چون دو هزار سال است که ایرانیان به او باور داشته‌اند.

برخی پژوهشگران معتقدند آرش ممکن است یادآور یک شخصیت اشکانی باشد؛ حاکمی پارتی از گرگان که با کمان و تیر دشمنان (احتمالاً سکاها) را از مرز ایران دور کرده است. نام «آرش» و «اَرشک» (بنیانگذار سلسله اشکانی) هم‌ریشه به نظر می‌رسند. البته ویکیپدیای انگلیسی تأکید می‌کند که نام سلسله اشکانی در واقع از «اردشیر» مشتق شده و این ربط مستقیم نیست.

در نهایت، شاید این پرسش اهمیت چندانی نداشته باشد. چه آرش واقعی بوده باشد، چه نه، آنچه مهم است این است که ملتی بزرگ، هزاران سال او را به یاد داشته، درباره‌اش شعر گفته، برایش جشن گرفته و نامش را بر فرزندانش گذاشته است. این ماندگاری خودش نوعی حقیقت است.

نقاشی دیجیتال حماسی از آرش کمانگیر بر فراز قله‌ای سنگی در لحظه رها کردن تیر. او با پوشش باستانی ایرانی و کمانی کشیده، به سوی افق نورانی نشانه رفته است. تیر درخشان او در آسمان امتداد یافته و سپاهیان و مردم در دره پایین نظاره‌گرند. در پس‌زمینه، کوه‌های بلند و آسمانی طلایی با چهره‌های محو و اسطوره‌ای پادشاهان باستان دیده می‌شود که حال‌وهوایی اسطوره‌ای و باشکوه به صحنه داده است.

درس‌های آرش کمانگیر برای ایرانی امروز | پیام اسطوره برای نسل جدید

شاید بپرسید داستان یک تیرانداز اسطوره‌ای هزاران سال پیش، چه ربطی به زندگی امروز ما دارد؟ پاسخ این است که اسطوره‌ها نه برای توصیف گذشته، بلکه برای آموختن درس‌های فراسازگار به آیندگان گفته می‌شوند.

درس اول: شجاعت یعنی آگاهی از خطر و پیش رفتن: آرش وقتی پیش آمد، کاملاً می‌دانست که خواهد مُرد. این شجاعت واقعی است؛ نه بی‌توجهی به خطر، بلکه انتخاب آگاهانه میان ترس و تکلیف.

درس دوم: گاهی یک نفر می‌تواند سرنوشت همه را تغییر دهد: آرش ثابت کرد که در لحظات سرنوشت‌ساز، یک فرد با اراده‌ای محکم می‌تواند کاری کند که سپاهی نتوانسته بود.

درس سوم: ارزش مهارت در خدمت اهداف بزرگ: آرش بهترین تیرانداز بود، اما مهارتش را برای شهرت شخصی به کار نبرد. ارزش واقعی مهارت، وقتی است که در خدمت چیزی بزرگ‌تر از خود قرار گیرد.

درس چهارم: خدمت بی‌ادعا: آرش کمانگیر پس از پرتاب تیر ناپدید شد؛ هیچ جایزه‌ای نگرفت، هیچ مجسمه‌ای در زمان حیاتش نصب نشد. خدمت واقعی، حتی بدون شاهد و بدون پاداش.

نسل جدید با چالش‌های متفاوتی روبروست؛ از مشکلات اقتصادی گرفته تا پیچیدگی‌های اجتماعی و هویتی. اما درس آرش همیشه تازه است: آنچه یک جامعه را زنده نگه می‌دارد، افرادی هستند که حاضرند برای چیزی بزرگ‌تر از خودشان، بهای سنگینی بپردازند.

مجسمه آرش کمانگیر و حضور او در فرهنگ معاصر

آرش کمانگیر تنها در کتاب‌ها نمانده است. نامش یکی از محبوب‌ترین اسامی مردانه در ایران است. در تهران، مجسمه‌ای پانزده‌متری از آرش کمانگیر در مجموعه سعدآباد نصب شده است. در ونک تهران نیز تندیس آرش وجود دارد.

در فرهنگ دیجیتال و بازی‌های رایانه‌ای نیز آرش حضور دارد؛ در سری بازی‌های Fate، شخصیت Arash Kamangir به عنوان یک Servant ظاهر می‌شود که نشان می‌دهد این اسطوره از مرزهای ایران نیز گذشته است.

حضور آرش کمانگیر در انیمه‌های ژاپنی شخصیت اسطوره‌ای آرش کمانگیر در سال‌های اخیر فراتر از مرزهای ایران نیز مورد توجه قرار گرفته و در آثار فرهنگی بین‌المللی حضور یافته است. یکی از مهم‌ترین این نمونه‌ها، حضور آرش در دنیای فرنچایز ژاپنی Fate/Grand Order است. در این مجموعه، آرش با نام «Arash» به‌عنوان یکی از Servantها در کلاس Archer معرفی می‌شود. روایت این اثر، برداشتی فانتزی و اسطوره‌ای از قهرمانان تاریخی و اساطیری جهان ارائه می‌دهد و آرش نیز به‌عنوان نماینده‌ای از اساطیر ایران در آن حضور دارد. طراحی شخصیت او ترکیبی از عناصر ایرانی و سبک هنری انیمه ژاپنی است و ویژگی برجسته‌اش وفاداری، شرافت و روحیه فداکاری است.

⚠️ هشدار اسپویل قسمتی از انیمه Fate/Grand Order که آرش کمانگیر تیر معروفش «Stella» را پرتاب می‌کند.

در سال ۲۰۲۰ میلادی (۱۳۹۹ خورشیدی)، در روز جهانی صلح (۲۰ سپتامبر)، مراسم رونمایی از «تیر طلایی آرش کمانگیر» توسط موسسه جهانی نوروز برگزار شد که نماد صلح بود.

نتیجه‌گیری | تیر آرش هنوز در پرواز است

آرش کمانگیر داستانی نیست که سال‌ها پیش تمام شده باشد. او هر سال در تیرماه زنده می‌شود، هر بار که کسی در ایران به یادش می‌آورد، هر بار که کسی به نام او خوانده می‌شود.

داستان آرش درسی است که هر نسل ایرانی باید دوباره یاد بگیرد: که عشق به وطن ممکن است بزرگ‌ترین قیمت را بطلبد، که یک انسان با اراده می‌تواند سرنوشت ملتی را عوض کند، و که برترین فداکاری آن است که داوطلبانه انجام شود.

در دنیایی که پُر از پیچیدگی و سردرگمی است، یادآوری آرش یادآوری این است که قهرمان‌های واقعی لزوماً تیر و کمان ندارند. آن‌ها معلمانی هستند که می‌مانند، پزشکانی که خدمت می‌کنند، جوانانی که برمی‌گردند و می‌سازند، مادرانی که می‌ایستند.

تیر آرش هنوز در پرواز است. و تا ایرانی‌ای هست که به میهنش عشق می‌ورزد، آرش نمرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *