تصور کنید در دلی از تاریکی زمستان ایستادهاید. تقویم، هشتمین روز از ماه “دی” را نشان میدهد؛ ماهی که نامش با سرما و سکوت طبیعت گره خورده است. اما اگر گوشتان را به نبض زمین بچسبانید، صدای کوبندهای میشنوید که هرگز نمیخوابد. صدایی شبیه به تپش قلب یک غول بیدار. این صدای کورههایی است که در دمای ۱۴۰۰ درجه سانتیگراد میغرد و راکتورهایی که مولکولها را در هم میشکنند تا “تمدن” ساخته شود.
ما در دنیایی زندگی میکنیم که دو رنگ بر بوم خاکستری شهرهایمان حکمرانی میکنند: “خاکستریِ بتن” و “رنگارنگیِ پلیمر”. بدون این دو، نه سقفی برای پناه گرفتن بود و نه ابزاری برای زندگی مدرن. هشتم دیماه، در تقویم رسمی کشور به نام «روز صنعت پتروشیمی» ثبت شده است و صنعت سیمان نیز به عنوان همزاد دیرینهی توسعه، در همین روزها جشن بلوغ خود را میگیرد.
| مشخصات | توضیحات |
|---|---|
| نام رویداد | روز ملی صنعت پتروشیمی |
| تاریخ هجری شمسی | ۸ دیماه |
| تاریخ میلادی | ۲۹ دسامبر (December) |
| تاریخ هجری قمری (۱۴۰۳) | ۲۷ جمادیالثانی ۱۴۴۶ |
| نوع رویداد | ملی / اقتصادی / صنعتی |
| صنایع مرتبط | نفت، گاز، پلیمر و صنایع شیمیایی |
| شعار و هدف | جلوگیری از خامفروشی، تکمیل زنجیره ارزش |
| نماد | ترکیب مولکول و شعله (نماد تبدیل نفت به کالا) |

کیمیاگران طلای سیاه (صنعت پتروشیمی)
۱. تولد یک رویا در مرودشت
داستان پتروشیمی در ایران، داستان تغییر یک تفکر است: گذر از “خامفروشی” به “ارزشآفرینی“. سالها بود که نفت، این خونِ سیاه زمین، تنها استخراج میشد و در بشکهها به آن سوی آبها میرفت تا دیگران از آن ثروت بسازند. اما در سال ۱۳۴۲، ورق برگشت.
در دشتهای گرم مرودشت شیراز، کلنگ اولین واحد پتروشیمی ایران (کارخانه کود شیمیایی شیراز) به زمین خورد. هدف ساده اما حیاتی بود: تامین کود برای کشاورزی که نانِ مردم را میداد. آن روز، شاید کمتر کسی فکر میکرد که این نهال کوچک، روزی به درخت تنومندی تبدیل شود که شاخههایش (از عسلویه تا ماهشهر) سایهبان اقتصاد ایران در روزهای سخت تحریم باشد.

۲. جادوی مولکولها: پتروشیمی چیست؟
بیایید کمی فنی اما ساده صحبت کنیم. پتروشیمی هنرِ “شکستن و دوباره ساختن” است. خوراک این صنعت (نفت یا گاز)، حاوی هیدروکربنهایی است که مثل دانههای تسبیح به هم چسبیدهاند. در مجتمعهای پتروشیمی، این دانهها در واحدهای “کراکینگ” (Cracking) از هم جدا میشوند. اینجاست که جادو رخ میدهد:
- از یک مایع سیاه و بدبو، اتیلن میسازند که مادر تمام پلاستیکهاست.
- از گاز متان، اوره و آمونیاک میسازند که زمینهای کشاورزی را زنده نگه میدارد.
- از ترکیبات آروماتیک، موادی میسازند که در داروسازی، نساجی و حتی قطعات هواپیما کاربرد دارد.
در واقع، پتروشیمی به ما یاد داد که نفت فقط سوختنی نیست؛ نفت “پوشیدنی”، “خوردنی” (در بستهبندی) و “ساختنی” است.
۳. هشتم دیماه: نماد ایستادگی
چرا ۸ دی؟ این روز نمادی از بلوغ این صنعت است. پس از انقلاب و به ویژه پس از پایان جنگ تحمیلی، ایران تصمیم گرفت که دیگر فقط یک فروشنده نفت نباشد. بازسازی پالایشگاهها و ساخت مجتمعهای عظیم در بندر امام و عسلویه، ایران را به قطب پتروشیمی خاورمیانه تبدیل کرد. امروز، “هلدینگهای پتروشیمی” بزرگترین بازیگران بورس ایران و اصلیترین آورندگان ارز به کشور هستند. وقتی درهای صادرات نفت بسته میشود، این محصولات پتروشیمی هستند که با هزاران چهره متفاوت، راه خود را به بازارهای جهانی باز میکنند.

غول خاکستری (صنعت سیمان)
۱. از ساروج تا پرتلند: تاریخچهای به قدمت تاریخ
اگر پتروشیمی را “فرزند مدرنیته” بدانیم، سیمان “نوادهی باستانی” معماری ایرانی است. نیاکان ما با “ساروج” (ترکیبی از آهک، خاکستر، و سفیده تخممرغ) سدها و پلهایی ساختند که هنوز پابرجاست. اما ورود سیمان مدرن (پرتلند) به ایران، داستان دیگری دارد.
در سال ۱۳۱۲، در نزدیکی کوه بیبیشهربانو در شهر ری، نخستین کارخانه سیمان ایران تاسیس شد. دودی که از دودکش این کارخانه بلند شد، نویدبخش ساخت ایستگاههای راهآهن، پل ورسک، دانشگاه تهران و ساختمانهای وزارتخانهها بود. سیمان، استخوانبندی ایران نوین شد.

۲. رقص آتش و سنگ: فرآیند تولید
تولید سیمان، فرآیندی حماسی و خشن است. کوهها منفجر میشوند تا سنگ آهک استخراج شود. این سنگها در آسیابهایی غولپیکر خرد میشوند و با خاک رس مخلوط میگردند. اما اوج داستان در “کوره دوار” (Rotary Kiln) رخ میدهد. تصور کنید یک لوله فلزی عظیم به طول ۶۰ تا ۱۰۰ متر که آرامآرام میچرخد و درونش جهنمی از آتش برپاست. مواد در دمای ۱۴۵۰ درجه ذوب میشوند و به دانههایی تیره و سخت به نام “کلینکر” تبدیل میشوند. کلینکر، قلب سیمان است. وقتی این دانهها خرد شوند و با گچ ترکیب گردند، پودر خاکستری نرمی متولد میشود که وقتی با آب آمیخته شود، دوباره به سختی سنگ بازمیگردد.
۳. ایران: سلطان سیمان منطقه
امروز ایران یکی از ۱۰ تولیدکننده برتر سیمان در جهان است. از کارخانههای سیمان سپاهان و تهران گرفته تا سیمان ایلام و خاش، این صنعت در تمام جغرافیای ایران پراکنده است. دلیل این پراکندگی، “هزینه حمل” است. سیمان کالایی سنگین و ارزان است، بنابراین کارخانهها باید نزدیک به معادن و بازارهای مصرف باشند. خودکفایی در صنعت سیمان، یعنی ایران برای ساختن هیچ سد، تونل یا بزرگراهی، محتاج بیگانگان نیست.

همزیستی دو غول (چالشها و فرصتها)
این دو صنعت، شاید در ظاهر متفاوت باشند (یکی با مایعات و گاز سر و کار دارد و دیگری با جامدات و سنگ)، اما سرنوشتشان به هم گره خورده است:
۱. چالش انرژی: هر دو صنعت، “انرژیبر” هستند. سیمان برای چرخاندن کورههایش و پتروشیمی برای فرآیندهای شیمیایی، عطش زیادی به گاز و برق دارند. در زمستانها (مثل همین دیماه)، وقتی گاز خانگی اولویت پیدا میکند، گاز این صنایع قطع میشود. این “قطعی گاز”، پاشنه آشیل هر دو صنعت است که تولید را متوقف کرده و هزینهها را بالا میبرد. روز صنعت پتروشیمی و سیمان، فرصتی است تا فریادِ “نیاز به بهینهسازی انرژی” و سرمایهگذاری در میادین گازی جدید شنیده شود.
۲. محیط زیست: سایهی سنگین آلایندگی نمیتوان داستانی صادقانه نوشت و از “دود” نگفت. سیمان مسئول حدود ۷ تا ۸ درصد تولید دیاکسید کربن (CO2) در جهان است. پتروشیمیها نیز با پسابها و آلایندههای گازی دستبهگریباناند. اما خبر خوب، ظهور تکنولوژیهای سبز است:
- سیمان سبز: استفاده از فیلترهای پیشرفته و جایگزینی سوختهای فسیلی با سوختهای زیستی یا زبالههای بازیافتی.
- پتروشیمی دوستدار محیط زیست: حرکت به سمت تولید پلاستیکهای زیستتخریبپذیر و بازیافت چرخه آب. روز صنعت، روز عهد بستن با آسمان آبی است؛ عهدی برای اینکه توسعه صنعتی به قیمت نابودی طبیعت تمام نشود.
۳. اقتصاد و صادرات: سیمان و پتروشیمی، سربازان خط مقدم جنگ اقتصادیاند. سیمان ایران به عراق، افغانستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر میشود و زیرساختهای همسایگان را میسازد. پتروشیمی نیز با صادرات اوره، متانول و پلیاتیلن، جورکشِ درآمدهای ارزی کشور است. این دو صنعت ثابت کردهاند که ایران میتواند فراتر از یک “چاه نفت” باشد؛ ایران میتواند یک “کارخانه بزرگ” باشد.

داستان انسانها (قهرمانان گمنام)
پشت هر کیسه سیمان و هر قطعه پلاستیکی، داستانی انسانی نهفته است. بیایید به یاد بیاوریم کارگری را که در گرمای ۵۰ درجه عسلویه، روی برجهای تقطیر کار میکند تا چرخ تولید نایستد. بیایید به یاد بیاوریم مهندسی را که در غبارِ کارخانه سیمان، با ماسک فیلتردار، کیفیت کلینکر را بررسی میکند تا پلی که کودکتان از روی آن رد میشود، فرو نریزد. روز ۸ دی، فقط روز لولهها و کورهها نیست؛ روز تکریمِ “دستان پینهبسته” و “ذهنهای خلاق” است. روز کسانی که در دورافتادهترین مناطق کویری و ساحلی، دور از خانواده، زندگی خود را وقف ساختن ایران کردهاند.

نتیجهگیری: به سوی افقهای فردا
صنعت پتروشیمی و سیمان ایران، امروز در نقطهی عطف تاریخی ایستادهاند. آنها دوران کودکی و بلوغ را پشت سر گذاشتهاند و اکنون با چالشهای دوران میانسالی روبرو هستند: فرسودگی تجهیزات، کمبود انرژی و نیاز به تکنولوژیهای نوین.
اما داستان هشتم دی، داستان امید است. امید به اینکه:
- زنجیره ارزش کامل شود: دیگر نفت خام و کلینکر صادر نکنیم، بلکه محصول نهایی با بالاترین ارزش را بفروشیم.
- دانشبنیان شویم: لایسنسها و کاتالیستهایی که روزی آرزوی داشتنشان را داشتیم، امروز توسط جوانان ایرانی ساخته میشوند.
در نهایت، وقتی به ساختمان بلندی نگاه میکنید یا بطری آبی را در دست میگیرید، به یاد داشته باشید که اینها فقط اشیاء نیستند. اینها حاصل رقص شکوهمند آتش و سنگ، و همت بلند مردان و زنانی هستند که تصمیم گرفتند از دلِ خاک و نفت، آینده را بسازند.
هشتم دیماه، روز صنعت پتروشیمی و شکوه صنعتگران ایران، گرامی باد.




