آیینها و جشنهای کهن ایرانی همواره بازتابی از رابطهٔ انسان با عناصر طبیعی، باورهای دینی و سازوکارهای اجتماعی بودهاند. یکی از این جشنهای سنتی که پیوند مستقیم با عنصر آتش دارد، آذرگان (یا آذر جشن) است؛ جشنی که در ستایش آتش و ایزد آذر برگزار میشد و نمادی از نور، پاکی و گرما در برابر تاریکی و سرما است.
| نوع تقویم | تاریخ برگزاری | توضیحات |
|---|---|---|
| شمسی (ایرانی) | ۱ آذرماه هر سال | نهمین روز از ماه آذر، زمانی که نام روز و ماه یکی میشود |
| میلادی | حدود ۲۰–۲۱ نوامبر | بسته به سال میلادی ممکن است یک روز اختلاف داشته باشد |
| قمری | حدود ۳۰ جمادیالثانی 1447 | تاریخ قمری تقریبی است و ممکن است ±۱ روز اختلاف داشته باشد |
نام و ریشهشناسی
واژهٔ «آذر» در فارسی کهن به معنی «آتش» است و در منابع زرتشتی و اوستایی نیز آیین و تقدس ویژهای برای آتش بیان شده است. واژهٔ «گان» (ـگان / ـگان) در نامگذاری اعیاد ایرانی معمولاً به معنی «روز بزرگداشت» یا «مراسم» است؛ بنابراین «آذرگان» در معنای ساده «روزِ بزرگداشت آذر (آتش)» است. این همنامی میان نام روز و نام ماه در گاهشماری باستانی علت اصلی نامگذاری این جشن بوده است.

تاریخچه و جایگاه در باورهای کهن
آذرگان ریشهای کهن دارد و میتوان ردپای آن را در آداب پیش از زرتشت و سپس در شکل رسمیتر آیینهای زرتشتی دید. با شکلگیری آیین زرتشتی، آتش جایگاه مذهبی و نمادین قویتری یافت و آتشکدهها نهادی مرکزی شدند؛ در نتیجه جشنهایی که آتش را گرامی میداشتند (از جمله آذرگان) رسمیت و اهمیت بیشتری پیدا کردند. منابع تاریخی مانند آثار کهن و شرح اعیاد نشان میدهند که در آذرگان، زیارت آتشکدهها، نیایش و احترام ویژه به آتش رواج داشته است.
آذرگان چه روزی برگزار میشود؟ (مسئلهٔ تقویم و تطبیقها)
اصل جشن بهصورت «همنامی روز و ماه» تعریف میشود: یعنی روزی که نام روز برابر نام ماه باشد (در اینجا: روزِ آذر در ماهِ آذر). در گاهشماری زرتشتی این همنامی در نهمین روز از ماه آذر واقع میشود. اما در تطبیق با تقویم خورشیدیِ رایجِ امروز، منابع گوناگون زمان برگزاری را متفاوت گزارش کردهاند؛ در عمل و در بسیاری از گزارشهای محلی و معاصر، آذرگان غالباً در اوایل آذرِ شمسی (1 آذر) برگزار میشود. «از نظر گاهشماری زرتشتی این جشن در روز نهم ماه آذر است؛ اما تطبیق با تقویم شمسی معمولاً آن را به اوایل آذر منتقل میکند.»

فلسفه و معانی نمادین آذرگان
۱. آتش بهعنوان نماد پاکی و روشنی: در اندیشهٔ ایرانی و بهخصوص زرتشتی، آتش علامت پاکی، حقیقت و حضور نیروی الهی است؛ آذرگان روزی بود برای شکرگزاری به نمایندگی از این عنصر.
۲. همنامی روز و ماه و «فرخندگی»: آن روز را بهعنوان روزِ خوشیمن و نیایشپذیر میدانستند — همنامی را نوعی هماهنگی کیهانی تلقی میکردند.
۳. آمادگی برای سرما و تقویت همبستگی اجتماعی: ورود به فصل سرد طبیعت باعث میشد آیینهایی برای تأمین گرما و هماهنگی اجتماعی برگزار شود؛ جشن آذرگان فرصتی برای جمعکردن منابع، تبادل کمک و محافل همدلی بوده است.
آداب و رسوم جشن آذرگان
جشن آذرگان، همانگونه که از نامش پیداست، روزی برای بزرگداشت آتش و روشنایی است. در این روز، مردم با انجام آیینهایی خاص، پاکی درونی و بیرونی را پاس میداشتند و فروغ ایزدی را در دل و خانه خود زنده میکردند. بر پایهی منابع کهن و روایتهای محلی، آداب زیر از مهمترین بخشهای این جشن باستانی بودهاند:
۱. آیین پاکیزگی و آمادگی
پیش از آغاز جشن، خانهها و آتشکدهها را بهطور کامل نظافت میکردند تا هرگونه ناپاکی از میان برود. این پاکیزگی نمادی از تهذیب نفس و پاکی روح محسوب میشد.
زنان و مردان لباسهای نو یا تازهشسته میپوشیدند، موها و ریش خود را آراسته میکردند و بوی خوش بر تن میزدند تا در آیین آتش با ظاهری آراسته و دلی پاک حاضر شوند.
۲. روشنکردن آتش و پاسداشت فروغ
مهمترین بخش جشن، افروختن آتش بود. در آتشکدهها، موبدان با خواندن نیایشهای اوستایی آتش را تقدیس میکردند و مردم برای زیارت و دعا گرد هم میآمدند.
در خانهها و محافل مردمی نیز آتشهای کوچک بر بامها یا در حیاط افروخته میشد. خانوادهها گرد آتش مینشستند، شمع و مشعل روشن میکردند و با خواندن سرود، نیایش و دعا، یاد فروغ اهورایی را زنده نگه میداشتند.
آتش در این آیین، نماد راستی، خرد، و حضور اهورامزدا در جهان مادی بود.

۳. نیایش و خواندن اوستا
در این روز، موبدان و مردمان بخشهایی از اوستا را میخواندند، بهویژه نیایشهای مربوط به آذر (ایزد آتش).
در برخی مناطق، خانوادهها دور هم مینشستند و بهصورت دستهجمعی بخشهایی از دعاهای کوتاه را زمزمه میکردند تا خانه و خانوادهشان از روشنی و برکت بهرهمند شود.
نیایشهای آذرگان بیشتر بر محور سپاس از آتش، راستی، فروغ، و پاکی در گفتار و کردار است.

۴. سفره جشن و آیین مهماننوازی
در بسیاری از مناطق ایران، سفرهای به نام «سفره آذرگان» گسترده میشد. روی این سفره، خوراکیهای ساده اما نمادین قرار میگرفت: نان، میوههای خشک، انار، سیب، و گاهی شربت و شیرینی.
پذیرایی از میهمانان، دیدار با خویشان و همسایگان، و بخشش به نیازمندان از آداب ارزشمند این روز بود.
در برخی روایتها آمده است که روشنکردن آتش در خانهٔ همسایه و اهدای آن به دیگران، نشانهای از دوستی و اشتراک نور میان انسانها بوده است.

۵. نمادها و آیینهای محلی
در برخی نواحی، مردم پارهای از اخگر آتش مقدس را با خود به خانه میبردند تا برکت و گرمای آن را در فضای زندگیشان حفظ کنند.
در روستاها، جوانان گرد آتش میرقصیدند، ترانههای کهن میخواندند و با شادی، روز را به شب میرساندند.
همچنین باور داشتند که دود آتش آذرگان، اگر به سمت آسمان صاف و مستقیم بالا برود، نشانهٔ سالی پر از روشنایی و نیکی است.
۶. فلسفه درونی آیینها
در پس همهٔ این آداب، اندیشهای ژرف نهفته است: انسان باید مانند آتش، روشنیبخش و پاک باشد. همانگونه که آتش ناپاکی را میسوزاند و از خود نوری میپراکند، انسان نیز باید تاریکی جهل، دروغ و بدی را از میان بردارد.
آذرگان، جشن ستایش نور است؛ نوری که هم در آسمان میتابد و هم در درون جان انسان میدرخشد.

گل ویژه جشن آذرگان
در آیینهای ایرانی، هر یک از جشنهای کهن با گیاه یا گلی نمادین همراه بوده است. در جشن آذرگان، گل آذرگون (که در متون کهن با نام آذریون نیز شناخته میشود) بهعنوان گل ویژهی ایزد آذر و نماد روشنایی و فروغ آتش معرفی شده است.
در کتاب پهلوی بندهش، در بخشی که دربارهی گیاهان سخن گفته شده، آمده است:
«… هر گلی از آنِ یکی از امشاسپندان است و آذریون از آنِ آذر است.»
این اشارهی کهن نشان میدهد که ایرانیان باستان میان گل و ایزدان پیوند معنوی برقرار میکردند و آذرگون را به نشانهی پاکی و فروغ آتش گرامی میداشتند.
در متون فارسی، از جمله آثار امیرمعزی، صائب تبریزی و واعظ قزوینی، گل آذرگون با رنگی سرخفام و آتشین توصیف شده است. شاعران آن را گلی دانستهاند که “چون آتش میدرخشد اما گل سرخ نیست و خوشبو هم نیست”.
با این حال، برخی منابع دیگر، رنگ این گل را زرد درخشان با میانهای سیاه دانستهاند.
در لغتنامه دهخدا نیز زیر واژههای «آذرگون» و «آذریون» چنین آمده است:
«گلی زرد رنگ که ایرانیان دیدار آن را نیک دارند و در خانهها میپراکنند. برخی آن را خیری، نوعی بابونه، شقایق یا آفتابپرست دانستهاند.»
در توصیفات بعدی، گفته شده که آذرگون گیاهی است با برگهای نرم، گلبرگهای پهن و درخشان که همیشه به سوی آفتاب میچرخد. همین ویژگی باعث شده بسیاری از پژوهشگران، آن را با گل آفتابگردان (Sunflower – Helianthus annuus) یکی بدانند.
لامعی گرگانی، شاعر قرن پنجم هجری، نیز در شعری زیبا از گل آذرگون یاد میکند:
دو چشم خویش برافکن به چشم آذرگون / در این زمان و بر آماق او گمار آماق
به چشم بر مژهٔ زرد اگر نکو نبود / نکو بود سیه اندر میان چشم احداق
به این ترتیب، میتوان گفت گل آذرگون در آیین ایرانی نهفقط نمادی طبیعی، بلکه نمایندهی فروغ آتش، روشنایی و چرخهی حیات در طبیعت بوده است. در جشن آذرگان، مردم با این گل خانهها و نیایشگاهها را میآراستند تا گرمی آتش و روشنایی ایزدی را در دل زمستان زنده نگاه دارند.

آذرگان امروز
در ایران معاصر جوامع زرتشتی در شهرهایی مانند یزد، کرمان و برخی مناطق دیگر هنوز آیینهای اندکی از آذرگان را برگزار میکنند، اگرچه شکوه و فراگیری گذشته را ندارد. علاوه بر این، گروههای فرهنگی و گردشگری و فعالان میراثفرهنگی در سالهای اخیر تلاشهایی برای بازمعرفی این جشن داشتهاند و گزارشهایی از برنامههای شهری و اجراهای محلی در آذرماه منتشر شده است. با اینحال موانعی مانند کاهش جمعیت زرتشتی، ابهامات تقویمی، و نبود پشتیبانی رسمی از احیا مانع از رشد سریعتر آن شدهاند.
آذرگان و آبانگان؛ دو جشن پیوندخورده با آتش و طبیعت:
جشن آذرگان، جشنی است که زرتشتیان برای گرامیداشت آتش در آتشکدهها برگزار میکنند.
در مقابل، جشن آبانگان به ایزدبانو آناهیتا (ناهید)، الهه آب و طبیعت، اختصاص دارد و نمادی از پاسداشت و حفاظت از عناصر طبیعی، بهویژه آبهای روان است.
راهکارهای عملی برای احیای محترمانه و مدرن آذرگان
اگر هدف حفظ و معرفی این میراث فرهنگی است، پیشنهادهای زیر میتواند کاربردی باشد:
- رویدادهای آموزشی و فرهنگی در سطح محلی: نشستهای معرفی تاریخچه، نمایشگاه عکس از آتشکدهها، کارگاههای نیایش یا خوانش متون تاریخی.
- برنامههای شهری سازگار با ایمنی: برگزاری مراسم نمادین روشنایی (مشعلها یا شمعهای کنترلشده) در فضای بسته یا محوطههای امن به جای آتشبازی باز.
- همکاری با مدارس و رسانهها: افزودن بخش کوتاه دربارهٔ معنای آتش در فرهنگ ایرانی در محتوای آموزشی یا ویدیوهای کوتاه برای شبکههای اجتماعی.
- اسناد دیجیتال و آرشیو: تولید مقالههای مستند، پادکست، ویدئوی مستند از آیینها و گفتوگو با موبدان محلی.
- ترویج تجربهٔ مشارکتی: تشویق به کمکرسانی و نذرهای فرهنگی (مثل جمعآوری وسایل گرمایشی برای نیازمندان) بهعنوان معنای اجتماعی جشن.

آتش در شعر و ادبیات فارسی؛ بازتاب جشن آذرگان در اندیشه شاعران بزرگ
آتش، از دیرباز در فرهنگ ایرانی نهفقط عنصری طبیعی، بلکه نمادی از فروغ، راستی، و حضور ایزدی بوده است. همین نگاه عمیق سبب شده تا شاعران بزرگ فارسی، از دوران کلاسیک تا معاصر، بهگونهای نمادین از آتش یاد کنند؛ گاه به عنوان نشانهای از عشق، و گاه به عنوان مظهر حقیقت و نور الهی. جشن آذرگان نیز که در ستایش آتش برگزار میشود، در آثار بسیاری از اندیشمندان و شاعران بازتاب یافته است.
۱. آتش در اندیشه و شعر سعدی
سعدی شیرازی آتش را نماد عشق و فروغ جان میداند. در بوستان و گلستان، بارها از آتش به عنوان «گرمای محبت الهی» یاد کرده است.
او میگوید:
«آتش عشق تو در جان من افتاد ای دوست،
هر که این آتش ندارد، به حقیقت آدمی نیست.»
هرچند سعدی بهطور مستقیم از جشن آذرگان نام نمیبرد، اما نگاه او به آتش با مفهوم زرتشتی آن هماهنگ است؛ آتشی که میسوزاند تا پالایش کند، نه نابود سازد.
۲. آتش در شعر حافظ؛ نماد عشق و حقیقت
حافظ شیرازی آتش را بیشتر در قالب استعارهای از عشق الهی و روشنایی باطن بهکار میبرد.
در یکی از غزلهایش میفرماید:
«در خرابات مغان نور خدا میبینم،
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم.»
اینجا «خرابات مغان» اشارهای ظریف به آیین زرتشتی و جایگاه آتش دارد. حافظ با این تعبیر، پیوندی میان نور، آتش و حضور خداوند برقرار میکند و نشان میدهد که فروغ آتش، یادآور تجلی حقیقت الهی است.
۳. فردوسی و نگاه اسطورهای به آتش
در شاهنامه، آتش جایگاهی بسیار والا دارد. فردوسی آتش را نماد خرد و نیروی اهورایی میداند. در داستان «هوشنگ»، کشف آتش بهعنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر ستوده میشود:
«جهاندار هوشنگ شد پاکدل،
ز گفتار و کردار او تافل.
یکی روز شاه جهان سوی کوه،
گذر کرد با چند کس همگروه.
پدید آمد از دور چیزی دراز،
سیهرنگ و تیرهچو دود و گاز…
چو از سنگ خارا به سنگ اوفتاد،
همان دم یکی آتش روشن فتاد.»
این روایت، ریشهی فلسفی جشن آذرگان را یادآور میشود؛ جشنی برای ستایش آتشی که هوشنگ به نشانه روشنایی و خرد کشف کرد.
۴. نظامی، مولوی و آتش عشق الهی
نظامی گنجوی نیز در «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین»، آتش را بهعنوان نماد شور درونی انسان تصویر میکند.
مولوی در مثنوی، گامی فراتر میگذارد و آتش را مظهر «حرکت و بیداری روح» میداند:
«آتش عشق است کاندر نی فتاد،
جوشش عشق است کاندر می فتاد.»
در نگاه او، همانگونه که در آیین آذرگان آتش نشانهٔ پاکی و تحول است، در وجود انسان نیز آتش عشق عامل دگرگونی و زایش معنوی است.
۵. آتش در شعر معاصر
در دوران معاصر نیز شاعرانی چون فروغ فرخزاد و سهراب سپهری، آتش را در معنایی فلسفی و وجودی به کار بردهاند.
سپهری میگوید:
«در اتاقی که به اندازهی یک تنهایی است،
دل من،
به هوای تو آتش دارد.»
اینجا، آتش نه فقط عنصر طبیعت، بلکه نماد پیوند میان انسان و هستی است — همانگونه که در فلسفه آذرگان، آتش واسطهی میان انسان و اهورامزداست.
نتیجهگیری
جشن آذرگان، یادگاری از دوران درخشان ایران باستان است؛ جشنی که در ستایش آتش، نور، راستی و پاکی برگزار میشود. این آیین نهفقط یک رسم مذهبی، بلکه نمادی از خرد، عشق و روشنایی درونی انسان ایرانی است. آذرگان، همچنان یادآور آن است که آتش تنها در آتشکدهها نمیسوزد، بلکه در دل مردمان راستکردار و حقیقتجو زنده است.




